۱۳۹۴ خرداد ۱۰, یکشنبه

سر نوشت شگفت انگیز گنجینه های طلا تپه . برگهای از جلد دوم کتاب جنگ های کابل اثری در دست تهیه .

بد خپریدو تیټه / تاریخ نشر:13.09.2010

     



نویسنده:  سید عبدالقدوس سید سرنوشت، شگفت انگیز گنجینه های طلائی، طلا تپه و آثار کم نظیر موزیم افغانستان سرنوشت کلکسیون 21618 عددی طلا تپه ( 1 ) که درنوع خود یکی از بی همتا ترین گنجینه های تاریخی جهان است و شماری دیگر از کم نظیر ترین آثار موزیم ملی با حوادث و اوضاع متشنج جنگ و جهاد؟ در کشور بگونه ئی شگفت انگیزی گره خورده است .    بعداز خروج قوای شوروی ( 2) در سال 1368خورشیدی کشور روز های  پر التهابی را سپری میکرد، در تبلیغات دولتی که گفته می شد حضور قوای شوروی در افغانستان انگیزه، و علت اصلی جهاد؟ نیست آفتابی گردیده بود، از آن به بعد جنگ و جهاد ؟ با تجاوزات گسترده از دوکشور همسایه ( پاکستان و ایران ) ظاهرأ به بهانهء به قدرت رسانیدن مجاهدین؟ در کابل، اما در واقع اهدافی مزورانه را جهت در هم شکستن و پاره پاره گردانیدن افغانستان که ابزار تحقق آن را تنظیم های مجاهدین و القاعده که در گهواره پاکستان به بلوغ رسیده بودند، تشکیل میداد، دنبال میکرد .    پاکستان در یکی از اقدامات، درست یک هفته بعد از خروج قوای شوروی، حکومتی را از جمع سران، تنظیم های مجاهدین که جانشین حکومت در کابل گردد، بتاریخ 3 تا 6 حوت سال 1368 در راولپندی تعین و درست ده روزبعد، جنگ های  پهناوری را جهت اشغال شهر جلال آباد، بحیث پایتخت حکومت مجاهدین که به مجرد اشغال، از سوی کشور های حامی مجاهدین بحیث حکومت گویا مشروع ؟ افغانستان به رسمیت شناخته می شد بتاریخ 16 حوت 1368 آغاز و رهبری کرد.    در تلاش های بعدی، سازمان استخبارات نظامی ( آی اس آی – I .S .I)    مساعی را به ایجاد فضای همکاری و همآهنگی فعالیت های محاربوی میان فرماندهان چریک های داخلی که بنابر دلائل و اختلافات آماس کرده در رقابت و دشمنی ها بسر می بردند، جهت واژگون نمودن دولت جمهوری افغانستان متمرکز کرد . در یک اقدام همایش فرماندهان جنگ های داخلی را در پکتیا، مناطق سرحدی تحت کنترول جلال الدین حقانی و بعد ها همایش دیگر را در قریهء شاه سلیم ( یک قریه در منطقه زیباک ولایت بدخشان، جوار سرحد پاکستان ) با شرکت فرماندهان معروف جنگ های داخلی  « جلال الدین حقانی، عبدالحق، احمدشاه مسعود، امین وردک، سید جگرن ، قاری بابا، قاسمی، و بلال نیرم » که در هر دو همایش شرکت نمایندگان سازمان القاعده که حمایت سعودی ها را بازتاب میداد، تدویر کرد. ( آی اس آی – I .S .I)   در انسجام و تداوم فعالیت های فرماندهان چریکی مجاهدین، در رد سیاست مصالحه ملی، پیشنهادی دولت داکتر نجیب الله تشدید فعالیت های محاربوی و تخریبی در افغانستان، احمد شاه مسعود را که ازحرارت دوستی اش با کی جی بی شوروی، مناسباتش با آی اس آی از قبل به سردی گرائیده بود در سال 1990 میلادی1369 خورشیدی به پاکستان دعوت کرد. مسعود در این سفر بر علاوهء دریافت کمک های پولی و نظامی از پاکستان (" هری " آمر دفتر سی آ ای، در پاکستان برایش وعده سپرد که معاش ماهوار« مسعود » را از 50000 به یکصد هزار ازدیاد می بخشد (3 )    بدین ترتیب جنگ های عظمت طلبی زیر چتر جهاد؟ با هیبت تازه از راه رسید، و مخرب تر وبسیار خونبارتر از گذشته ( زمان حضور نظامی شوروی ) با ابعاد سرکش آن شعله ور گردید.دولت افغانستان در آن برهه زمانی تحت رهبری داکتر نجیب الله عمدتأ در دو محور ( حل سیاسی قضیه افغانستان بر مبنای سیاست مصالحه ملی با میانجیگری سازمان ملل متحد - و دفاع ستراتژیک، بسیج تمام امکانات در دفع و طرد بنیاد گرایی مهاجم ( مجاهدین و القاعده ) دفاع قاطعانه از زندگی شرافتمندانه مردم، حراست از ثروت های ملی، اقتصادی اجتماعی و فرهنگی به مساعی پرداخته بود. دراستراتیژی دولت تهاجم جایگاهی نداشت بلکه سیاست باز دارندگی و موازنهء قوا شرط اساسی بود .در گیرودار احضارات دفاعی، شبح سنگین سیاست گذاری های دولت، بی تأمل بر موزیم ملی، فرود می آید و موزیم از بی همتا ترین داشته هایش بگونه مرموزی تهی میگردد. این مسئله شک و تردید های زیادی را مبنی بر دستبرد زدن به آثار کم نظیر و گرانبهای موزیم را بر می انگیزد.
یکی از تردید ها در مقاله آقای، شکر الله کهگدای چنین بیان شده است ( 4 ) :ـ « در سال 1359 شاگردانم از صنف اول ژورنالیزم دانشگاه کابل، برای دیدن افتخارات تاریخی و یاداشت برداری از موزیم کابل واقع دارالامان به آنجا بردم، که بخش شرقی منزل دوم موزیم به آثار و زیورات منحصر به فرد طلا تپه شبرغان(*) اختصاص یافته بود، که متشکل از دستبند ها، گلو بند ها، گوشواره ها ، موی بند ها، پای زیب ها، کمر بندها، کلاه ها، جام ها، کاردها، بشقاب ها، غوریها و مجسمه های پرنده ها، سائر حیوانات جنگلی، گل های یخن و سرشانه و میخک های پردرخشش بود که همه از طلای ناب بوده و همه قطعات طلا و به قرار اخبار سرکاری، تعداد شان به چهل هزار می رسید ... گهگدای علاوه کرده است:     درسال 1367 خورشیدی تعداد دیگری از شاگردانم را از دانشگاه به دیدن آثار موزیم کابل بردم که بیبینیم آنهمه آثار ارزشمند تاریخی موزیم که آوازهء غارت آن بوسیله یورش گران روسی گوش به گوش می رسد چه ؟ باقی مانده است. یکراست رفتیم به منزل دوم دهلیز شرقی که بیبینیم آنهمه زیورات طلا تپه سرجایش است یانه ؟ ولی با تعجب وتأسف زیاد دیدم که از آنهمه زیورات دیگر خبری نیست که نیست و جایش را به آثار گرانبهای ( آی خانم) داده اند ... همینکه از کار مندان موزیم پرسیدم زیورات طلائی کجاست؟ هر کدام با سیمای اندوهناک گفتند که همه زیورات را در گاوصندوق ها انداختند و از موزیم  کشیدند، از سرنوشت آنهمه زیورات ما دیگر اطلاعی نداریم .... خلاصه ..... زیورات طلاتپه یعنی چهل هزارپارچه های طلائی ناب دوره های تاریخی کوشانی ها، ... به غارت برده شد ».    اما گذشت زمان بزودی واقعیت ها را صیقل داد. منزلگاه جدید آثار طلاتپه را که به ( کوتی باغچه ارگ )، آورده شده بود بر ملا کرد . زیورات طلا تپه و آثار بی همتای تاریخی دیگر که سی فیصد بی همتا ترین گنجینه های موزیم را تشکیل میداد، حدود سه سال در کوتی باغچه، ارگ که زلال گوهرش چشم ها را خیره میکرد، و تماشاگران و مهمانان خارجی را به نحوی شگیفت انگیزی شیفتهء خود میکرد، به نمایش گذاشته شده بود .    ارگ دولتی در قلب کابل در آن سال های که بی همتا ترین آثار تاریخی را در خود جا داده بود، زیر غرش راکت ها و آتش های ثقیل مجاهدین و القاعده هر شب به یغما می رفت و صبح با تولد دیگر با بانگ صلح و دفع و طرد بنیاد گرائی جهادی بیدار می شد.    سال 1370 خورشیدی بحیث یک مقطع تراژیک، هر روزی که می گذشت، اوضاع بیشتر در دام توطئه های سازمان یافته از خارج کشور اسیر می شد. اشغال خوست بتاریخ 11 حمل 1370 خورشیدی، در یک اوپراسیون محاربوی پهناور ( مجاهدین با پیش آهنگی آی اس آی IsI و القاعده ) نا قوس خطر اصلی جهاد افغانی، یعنی چور و چپاول تمام دارائی های ملی و دفاعی را به عنوان ثمرهء جهاد ؟ ) در حالی به صدا در آورد که شبح موحش جنگ در همه جا، در دورا دور کابل سایه انداخته و شهر دونیم میلیونی زیر رگبار آتش های راکتی دور برد، ترور و تخریب، بم و ماین گذاری، بوسیله فرماندهان جهادی والقاعده که در اطراف کابل حضور داشتند چون فرمانده عبدالحق که ( بوسیله طالب ها کشته شد ) انور جکدلک وزير دولت در امور پارلماني ( در حکومت کرزی) احمد شاه مسعود، بوسیله ( دو عرب شهادت طلب کشته شد ) معلم فرید کوهستان، ( در خیر خانه ترور گردید ) انور دنگر( کشته شد) و ملا عزت ودیگران بطور مداوم قرار داشته، روزانه دها شهروند مستمند را که در پی لقمهء نانی در شهر در تکاپو می بودند به شهادت می رساند. در چنین اوضاعی زیورات طلا تپه بگونه اسرار آمیزی ناپدید میشود. آنگونه که بسیاری ها شاهدش بودند، سکوت دولت شک و تردید های پرخاشگرانهء زیادی را بر انگیخت، مخالفان داخلی و خارجی دولت هم به یک صدا می گفتند که ( آثار طلا تپه و گنجینه های گرانبهای موزیم در یک یغما گری ماهرانه در بار جامه های آهنی جابجا گردیده بوسیلهء اهل بیت رهبری دولت بخارج انتقال داده شده است .    شماری انتقال آثار را از موزیم ملی واقع دارالامان به کوتی باغچه ارگ در نهایت یک توطئه، سازمانیافته جهت غارت آثار قلمداد نموده و سکوت سر به مهر دولت را علامهء دزدی می دانستند، اندکی بعد دامنهء شایعات یغماگری، زیورات تاریخی طلا تپه واطلاع « یونسکو » از شایعات، برای دولت مانند طشت رسوائی بود که از بام بر زمین افتاده بود. برغم همه تلاش های که برای مخفی نگهداشتن، راز ناپدید گردیدن زیورات طلا تپه و گنجینه ها صورت گرفته بود، موج شایعات و فشار اوضاع سبب می شود که دولت و شخص داکتر نجیب الله کسی که « کوتی باغچه » را از گنجینه های طلائی تهی نموده بود،به پاسخ دهی ناگزیر گردد.ادامه این داستان شگفت انگیز را از قلم « انیک کوژان » ژورنالست فرانسوی که شاهد قضیه بوده می خوانیم :    « بعد از خروج قوای شوروی داکتر نجیب الله در شرائط حساس و دشواری مملکت را رهبری میکند. او نخستین شخصیت است،خطری که سرمایه ملی و کلتوری افغانها را تهدیدمی کرد، احساس میکند ... او همه آثار طلاتپه را تحت نظر مستقیم خودش به زیر خانه های بانک مرکزی جائیکه ذخیره طلای مملکت محفوظ است، منتقل و در اطاق مخصوص که تنها رئیس جمهور صلاحیت باز کردن آنرا دارد قرار میدهد.      رئیس موزیم بنام افغانستان با سکرتر امور خارجهء دولت سویس در ترکیب یک  هیئت بنا بر دعوت  دکتور نجیب الله بکابل سفر نموده می گوید : رئیس جمهور نجیب الله ابتدا محل آثار فوق العاده زیبای راکه در داخل وترین ها در طبقه اول قصر کوتی باغچه ریاست جمهوری به نمایش گذاشته شده بود بما نشان داد. بعدأ او ما را بسوی زیر زمینی رهنمائی کرد که در آنجا هفت نفر منتظر مابودند، و هر کدام کلیدی باخود داشتند که به نوبت داخل قفل دروازه می چرخاند، وبالاخره دروازه باز گردید و ما توانستیم بیبینیم و عکس برداری نمائیم. چه شگفت انگیز است، آثار طلاتپه فکر میکنم، نخستین خارجی های بودیم که اجازهء دخول به همچو محل را یافتیم، حتی شوروی ها نتوانسته بودند هرگز این مانع را عبور کنند. ( کوژان ) اضافه می کنند، یکی از کارمندان بانک مرکزی که نمی خواهد اسمش افشا گردد ( آقای الف ) خاطراتش را چنین بیان میکند : ( هرقلم جنس را با پخته پیچانده داخل پاکت پلاستیکی گذاشته اطراف آنرا محکم کردیم، یک بیک آنها را داخل گاو صندوق ها قرار دادیم، صندوق ها لاک و مهر گردید، وبعدأ دربین جعبه های پول فرسوده و غیر قابل استفاده و باطل مخفی ساختیم، درب اطاق توسط هفت کلید با رعایت سلسله نمبر کلید ها قفل گردید و هر کلید به یک نفر معتمد تسلیم شد.
   جنک داخلی به وحشتناک ترین شکل   آن شروع گردید مملکت ویران و هزاران انسان بی گناه قربانی اهداف شوم جنگ طلبان گردیده است ... باند های مجاهدین بعد از چور و چپاول دارائی های عامه در کابل مرکز کشور به غارت برده شده منجمله کابل تخریب و مورد چور و چپاول قرار گرفته است، حال نوبت بانک مرکزی وزیر خا نه های اسرار آمیز آن فرا رسیده است . ( آقای الف ) میگوید، افراد مسلح مجاهدین ( مربوط احمد شاه مسعود و ربانی ) از من تقاضا کردند تا دروازهء زیر خانه راباز کنم، به ایشان گفتم، آنجا فقط پولهای کهنه و فرسوده و باطله ذخیره شده است، چیزی به درد بخوری وجود ندارد، موضوع را به احمد شاه مسعود گذارش میدهند که در آنجا چیزی نیست .آثار موزیم کابل در بازار های خارج ذریعه قاچاق بران بفروش رسیده، " یونسکو " در جستجوی آثار طلاتپه درین بازار ها میباشد ولی در بازار های لندن، توکیو، پشاور و جا های دیگر اثر از آنها نمی بیند ... طالبان بعد از ورودشان بکابل در جستجوی آثار طلا تپه هستند، گروپی متشکل از پانزده نفر مسلح، داخل بانک مرکزی شده و مسئولین را تهدید می کنند، تا تمام تحویل خانه ها وزیرخانه ها را باز نمایند، اما در مورد زیر خانه مخصوص همه مسئولین متفق الرای، جواب میدهند که صلاحیت باز کردن آنرا شخص رئیس جمهور ( ملا محمد عمرآخند ) و هیئت رسمی آن دارد، و این کار، از عهدهء آنها نیست، ( آقای الف ) بخاطر می آورد ( ناگهان یکی از افرادطالب ها سلاحش را به شقیقه ام گذاشت و گفت زود ما را به زیر انه می بری، اطاق ها را باز میکنی، یقینم حاصل شد، در صورتی پافشاری بیشتر و ابا ورزیدن مرا بقتل می رسانند، چاره نداشتم آنها را به زیر خانه رهنمائی کردم، جائیکه بزرگترین ثروت ملی مخفی گردیده بود، بعداز وارسی چند اطاق بالاخره به اطاق مخصوص رسیدیم، به ایشان گفتم اینجا فقط پول های باطل و قابل حریق ذخیره شده است و کلیدش هم نزد من نیست ... اتفاقأ به حرفم باور کردند، محل را ترک داده رفتند، اگر آنها موفق به شکستن دروازه می شدند، ذخایر را تصرف می کردند بدون شک مرا به قتل می رساندند، چون برای شان دروغ گفته بودم .  لحظات سقوط طالبان فرا رسیده است ... نیرو های امریکائی مواضع طالبان را در شهر زیر ضربات خود قرار داده است، یونسکو نگران است و نقشه ئی را از نقاط مهم کلتوری در اختیار قوای ناتو و امریکا گذاشته تا از تخریبات بعدی آن  نقاط خود داری کند.  یکی دیگر از مسئولین بانک که او هم در مخفی نمودن ذخایر سهم داشته چنین می گوید :  « یک روز پیش از اینکه طالبان کابل را ترک دهند، گروپ افراد مسلح طالب ها داخل بانک آمده محتوای تمام گاو صندوق ها را تخلیه کردند و از ما خواستند تا تمام اطاق های زیر خانه ها را باز نمائیم، چون در آنروز ها نسبت خرابی اوضاع نظامی از جملهء معتمدین فقط یک نفر حاضر بود، برایشان گفته شد که ما همه کلید ها را در دست نداریم .... بعد از بدوبیراه گفتن زیاد کلید را از معتمد گرفته و اقدام به بازکردن دروازه نمودند، چون دروازه باید بوسیله هر هفت کلید با مراعات سلسله نمبر آنها باز می شد، و این یک از جمله هفت عدد کلید بود آنهم نه کلید اولی، بناأ کلید در داخل قفل دروازه قید ماند. و هر قدر تلاش کردند دروازه حاضر نشد تا کلید را واپس دهد، گویا اوهم از وقوع جنایت و خیانت عظیم آگاه گردیده بود . بعدأ طالبان سامان و لوازم ضروری به منظور شکستن دروازه را حاضر نمودند چهار ساعت متواتر تلاش آنها بی نتیجه ماند. و دروازه کوچکترین اثری از باز شدن را نشان نداد، بلاخره خسته شده و بعد از فرستادن یک مشت فحش و دشنام عنوانی داکتر نجیب الله ... محل را ترک گفتند .    صفحه دیگری از زمان باز می گردد، پنج نومبر 2001 موافقتنامه های " بن " به امضا رسیده، دولت موقت به رهبری آقای حامد کرزی بقدرت می نشیند، چندین ماه لازم بود  تا بشکل رسمی از سر نوشت گنجینه های طلا تپه اطلاع حاصل نماید .حکومت جدید هیئت را موظف می سازد که متشکل است از وزرا، رئیس بانک مرکزی، رئیس موزیم کابل، محقیقین باستان شناسی داخلی وخارجی و درین میان مردی با مو های سفید، روسی بنام ( ویکتور سریانیدی ) که 26 سال قبل یک زمستان بارانی این گنجینه ها را از زمین بیرون کشیده بود نیز دیده می شد، هیئت موظف و هفت نفر معتمدین با شش کلید ( یکی هم در داخل دروازه قید مانده بود ) حالا در زیر زمینی بمنظور باز کردن اتاق مخفیگاه حاضر اند، از آنجائیکه دروازه نسبت تلاش های غارتگران آسیب دیده و یک حلقه کلید هم در داخل آن قید مانده بود لازم افتاد تا از شرکت المانی که در سال 1930 دروازه را ساخته بود دعوت بعمل آید تا در باز نمودن دروازه همکاری نماید گنج در زیر خانه سوم ساختمان بانک مرکزی که یک راه آن از طریق ارگ ( قصر ریاست جمهوری ) بآن منتهی میگردید در عقب همین دروازهء سنگین اسرار آمیز با تجهیزات کاملأ پیشرفته، در انتهای یک دهلیز ناراحت کننده، در یک سکوت و تاریکی مطلق خوابیده بود، که اکنون در بهار سال 2004 این سکوت شکستانده میشود، در چند قدمی دهلیزآواز چکاچک کلید و چرخاندن آنها بداخل قفل و بعدأ باز شدن دروازه و انعکاس آواز آدم ها شنیده میشود، نفس در سینه ها قید گردیده  قلب هر یک از اعضای گروپ بشدت می تپید، و انتظار لحظهء حساس را می کشند، دقایق و ثانیه ها به کندی حرکت میکنند .. حالا گاو صندوقها را بیرون کشیده اند، هر صندوق با بوری مخصوص پوش گردیده است ( در داخل صندوق ها، یک جدول و پروتوکول، فهرست محتوای داخل آن با مهر و نامه ( 5 ) رئیس جمهور  وقت داکتر نجیب الله در یافت گردید ) گنج از همه تلاش های غارتگران نجات پیداکرده دست ناخورده باقی مانده است .... همه را تصور بر این بود که این گنجینه های بزرگ افسانوی میراث کبیر همه بشریت برای همیشه از دست رفته و مفقود گردیده است. درین لحظه انسان بچه پیمانه خوشی و راحتی مینماید وقتیکه می بیند همه چیز سرجایش است، همه بدون کم و کاست، اکلیل گل طلائی مجسمهء زیبائی با پستانهای بر آمده اش ( الهه عشق و محبت یونان باستان ) آئینه حنائی تاج طلائی که زمانی بر فرق ملکه ای می درخشید، دستبند های طلائی بشکل سر آهو حمایلی یاقوت فیروزه، هزاران قطعه زیورات دیگر، بلی همه سر جایش است، باوجود جنگ های داخلی متعدد، غارتگری، تغیر رژیم ها، توهین ها، تخطی های حقوق بشری، فرار ها ویرانی ها، آتش زدنها، کشتار ها وغیره وغیره بلی همه سرجایش بود . همانوریکه جهانیان در مجموع آرزو می بردند، گنج عظیم و مشهور طلاتپه .... دست ناخورده باقیمانده است . باستانشناس جوان امریکائی « هیبرک فریدریک» به چشمان « ویکتور سریانیدی» برای لحظهء می بیند و تبسمی بر لبهای هر دو ظاهر میشود او میگوید ( ویکتور، کسیکه من با او شناسائی کار در، ترکمنستان را داشته ام، علاوه بر اینکه استاد من است، قهر مان من نیز هست، و نام او برای همیشه با اثار افسانوی طلا تپه ضمیمه خواهد بود ... رئیس جمهور( کرزی ) باچندوزیرش در برابر خبر نگاران ظاهر شده اظهار می کند : «گنجینه های طلا تپه محفوظ و دست ناخورده باقی مانده است» «بدون کوچکترین توضیحات بیشتر» بلی میراث کبیر افغانها و ثروت بزرگ ملی از دست برد دزدان بی رحم و قاچاقبران حرفوی نجات یافته، آنهم به شهامت و هوشیاری یک شخص و یک رئیس جمهور دکتور نجیب الله، او که آخرین روزهای حاکمیتش بود، در لحظات سقوط دولت و حزبش قرار داشت، بفکر نجات بزرکترین ثروت ملی کشور می افتد و آنرا باهوشیاری کامل مخفی و نجات میدهد.» « مقاله انیک کوژان، در لوموند فرانسه» ( 6)     محقق محمد اکبر امینی یکتن از باستانشناسان مجرب کشور نگاشته است : ( 7 ) «در وقت زمامداری داکتر نجیب در پهلوی تدابیر امنیتی دیگری که از حمله و رسیدن مجاهدین بکابل می گرفتند، آثار گرانبها موزیم ملی افغانستان را نیز در جاهای محفوظ کردند، تا در صورت رسیدن مجاهدین، بکابل و دستبرد به داشته ها، موزیم ملی در امان مانده بتواند که آثار (طلائی و نقره ئی تپهء فلول بغلان که تقریبأ پنج هزار سال قدامت دارد، آثار طلا تپه شبرغان، دو هزار سال سابقه دارد، عاج ها و آثار برونزی و شیشه ئی بگرام ... که هزار و پنجصد سال قدامت دارد مجسمه های برونزی، مدال ها، زیورات و آثار قیمتی آی خانم با قدامت تاریخی دو هزار وسه صد سال و غیره مشمول این گنجینه مخفی ساخته شده میباشد. باقی آثار گرانبهای ملی افغانستان که در ویترین های موزیم به نمایش گذاشته شده بود، یا در دیپو های آن موزیم جابجا گردیده بودند مورد دستبرد وحشیانهء غارتگران قرار گرفت، تقریباً (هفتاد فیصد) آثار موزیم ازبین رفت . فعلأ سی فیصد آثار باقی مانده موزیم از جمع آثار مخفی شده بوسیله دولت داکتر نجیب الله است.»    علی الوصف ملاحظه میشود که در دهه هفتاد خورشیدی تصویر تاریخ در پرده های گونه گونی به نمایش در آمده است، دو واقعه  و عملکرد های متضاد و متفاوت از جملهء ویژه گی های تاریخی و فرهنگی این دوره است، اولی سرقت موزیم ها و دارائی های ملی، بوسیله فرماندهان مجاهدین دومی صداقت و امانت داری وحفظ ثروت های ملی، گنجینه های تاریخی از سوی دولت جمهوری داکتر نجیب الله، حقایقی که در برگ های تاریخ جاودانه باقی خواهد ماند.هرگاه به درجه اهمیت تاریخی و ارزش های فرهنگی آثار سرقت شده و جایگاه بی همتای آن برای ملت افغانستان و جهانیان نگاه شود از یکسو حجم گستردهء سرقت ها و سر افگندگی تاریخی و از سوی دیگر مقیاس صداقت و امانت داری و سر افرازی تاریخی برجسته میشود، در تاریخ تقریبأ دوره یا حکومتی سراغ نمیشود که بدون تخطی و اشتباه از مرز های دولتمداری نگذشته باشد، اما سرقت موزیم ها (خانه تاریخی ملت) بمثابه جنایت بار ترین (دوسیه دزدی) فاجعه ایست استثنی ئی محضر به فرد، سرشار از موقعیت های بحرانی که در آن فرماندهان و رهبران مجاهدین، سیما و سجایای واقعی خود را به نمایش گذاشته اند در تاریخ مقام و منزلت سیاسی، و اجتماعی هر شخص، گروه و یا سازمانی از توان خدمتگذاری صداقت او در راستای منافع ملی پیمایش میگردد. انسانها تنها به باور های سیای و عقیدتی شناخته نمیشوند، بلکه اعمال و خدمتگذاری به انسان و جامعه جایگاه ویژه ئی را در شخصیت آدمی احراز میکند.    بدون آرایش حوادث باید گفت که در آن تلاطم جنگ و جهاد؟ مقابلهء زندگی و مرگ، با همه شکنندگی مرز ها میان خدمت و خیانت، دزدی و امانت داری، در واقع عملکرد های ستودنی دولت داکتر نجیب الله بود که از جمع یکصد هزار آثار موزیم ملی سی فیصد یعنی 30 هزار اثر، از بهترین و بی همتا ترین آن را طی اقدامات شگفت انگیز، و هوشمندی سیاسی که سیمای فاجعه را در چشمرس آینده تبین میکرد گوئی خطر فاجعه قبل از وقوع آن حس گردیده بود از سرقت و غارت نجات داده شد. بقیه هفتاد فیصد یا (هفتاد هزار) آثار تاریخی که در عمارت موزیم جابجا بود، بوسیله جنگ سالاران جهادی بسرقت برده شد. ( 8 )  تأثریکه این عمل منعکس میکند، تاثیرعینی و واقعی است، احساس آدمی را تهیج میکند، بچنین عملکرد های تاریخی، ارزش قایل گردیده، عکس العمل نشان دهد. دزدی و خیانت را محکوم، خدمتگذاری و صداقت را تقدیس نماید، خدمت و ایثار در راه منافع ملی حتی در بی سرو صدا ترین، و گمنام ترین شکل آن در بیشهء زمانه گم نمیشود. هر باریکه ملت افغانستان به گذشته تاریخ فرهنگ و سر گذشت موزیم و گنجینه های آن بیندیشند ناگزیر آنرا بیاد می آورند.  نویسنده و هنرمند و امدار میراث های فرهنگی و تاریخی :    جنگ های کابل بحیث «یکی از ثمرات جهاد افغانی» و خیانت چند تبهکار سیاسی و نظامی دولتی و تداوم فاجعه بار آن تا امروز، هم دلیل گستردگی قتل وکشتار انسانها، ویرانی و نهادینه گرداندن زهر خشونت های قومی و زبانی و عصبیت های مذهبی و هم به دلیل ضربت سهمگین آن سرقت، غارت دارائی های ملی، سرقت آثار و گنجینه های تاریخی موزیم ها، آر که پشت تاریخ را شکسته است فاجعه غم انگیز قرن حاضر است .    درجهان گفته میشود ادبیات بازوی تفکر جامعه است، نویسندگان، هنرمندان وامدارمیراث های تاریخی و فرهنگی جامعه اند. بقول شیلر شاعر معروف المانی، نویسندگان و هنرمندان تربیت معنوی مردم را بدوش دارند. بنابر آن ادبیات امروزی بایستی در جادهء رسیدن به صلح، نجات جامعه از جنگ، بیان واقعیت ها و روشنگری و جلوگیری از رسوب اندیشه های جهادی،( که نطفهء آن از مقاربت نا مشروح عیسویت و اسلامیزم در اوایل دهه هشتاد میلادی به گیتی آمده بود ) سیر کند، شجاعت گفتن و به تصویر کشیدن هیکل واقعی تاریخ را کسب نماید، و افراد را به شناخت از خود و جامعه و ارزش های انسانی نزدیک کند.جامعه جنگ زدهء ما به ادبیات راستین که حقیقت را از جعل، صادق را از سارق، روشنی  را از تاریکی تفکیک کند ضرورت دارد. بقول فروید، هرچه در راه فرهنگ بگوشید بر علیه جنگ نیز کوشیده شده است .ادبیات راستین و هنر ضد جنگ و جهاد عظمت طلبی سبب میشود که جنکسالاران که مسئول و مقصر قتل و کشتار، ویرانی و غارتگری ثروت های ملی اند به اسطوره و قهرمان تبدیل نشوند. ادبیات ضدجنگ در المان و اروپا از هیتلر و موسولینی چهره های افتخار آمیز نساخت. ناپلیون بخاطر جنگ های تجاوز کارانه اش محکوم گردید.    در ماتم از دست دادن گنجینه های تاریخی موزیم ها با این کلام قاصر چه میتوان گفت ؟ دو رخداد کم نظیر در عرصه فرهنگی یکی (سرقت ثروتهای ملی و موزیم ها، ویرانی موسسات فرهنگی بوسیله فرماندهان جنگ های کابل) و دیگری (حفاظت و صیانت دارائی های ملی، آثار و گنجینه های تاریخی و فرهنگی موزیم ها بوسیله دولت داکتر نجیب الله اوائل دهه هفتادم خورشیدی را بستر وقوع خود کرده است.صدای این دو واقعه بی نظیر در شاهراه سده های آینده خواهد پیچید، و بعنوان جاوید ترین حقیقت ها برپیکر تاریخ و فرهنگ کشور باقی خواهد ماند .عدم پیگیری بازیابی هفتاد فیصد آثار تاریخی بسرقت رفته، که رقم حدود هفتاد هزاری را نشان میدهد، و عدم به بازپرسی کشانیدن متهمان (فرماندهان جنگ های کابل) به سرقت موزیم ها خود گناه کلانی است بامکافات.     سرقت آثار و گنجینه های تاریخی و فرهنگی موزیم ها و آرشیف ملی افغانستان مصداق بارز جنایت و خیانت نیازمند تعریف و اجراأت ويژه در چهارچوب جنایت علیه بشریت است .پی نویس ها : ( 1 ) ـ طلا تپه در پنج کیلومتری شمال شرقی شهر شبرغان موقعیت دارد. در سال 1358 خ ( 1979 م ) حین کاوشهای باستانشناسی از شش قبر ( پنج خانم و یک مرد) که به احتمال از جمله شهزادگان دوران کوشانی ها بوده اند. به تعداد( 21618 ) پارچه زیورات طلائی که سابقه آن به بیش از دوهزار سال تخمین زده می شود. بوسیله باستانشناسان افغانی و متخصیصین اتحادشوروی تحت نظر ( ویکتور سریانیدی) بدست آمد. آثار متذکره در نوع خود یکی از بی همتا ترین گنجینه های تاریخی جهان است. که در سرا پای لباس مرده ها دوخته شده بود، گوئی اموات انبوه از طلا و جواهرات را بعنوان توشه منزل آخرت با خود حمل میکردند. در اثر توجهء دولت وقت( جمهوری دموکراتیک ) بوسیله دو نفر عکاس ماهر که از موزیم( ارمیتاژ شهر پطرزبورک شوروی ) دعوت گردیده بودند، تحت مواظبت باستانشناسان افغانی و مسئولان موزیم ملی عکس برداری شده . و البومی زیبائی از آن بکمک اکادمی علوم اتحادشوروی وقت ترتیب گردیده و آثار به موزیم ملی تسلیم داده میشود. مقایسه این گنجینه ها با آثار دیگر در سطح جهان کاری دشواری است. محقیقین با احتیاط زیاد آنرا با گنجینه های ( طوتانخامون ) آثار مصر باستان مربوط فرعون یازدهم از سلسله رامزس دوم مقایسه میکنند . ( 2 ) ـ روز نامهء گاردین بقلم جاناتان استیل در 14 فبروری 2009 نوشت :در رابطه به علل و پیامد های خروج شوروی، وسقوط بعدی حکومت داکتر نجیب الله شماری از نادرست ترین برداشت های زمان جنگ سرد صورت گرفته است که بیشتر به افسانه میماند تا واقعیت ... ادعای که راکت های ستنگر ساخت امریکا روسها را وادار به تسلیم کرد و این حقارت منجر به سقوط شوروی شد، هیچگونه اساس و بنیادی ندارد .... واشنگتن و اسلام آباد نه تنها بادوام تسلیح مجاهدین قرار دادهای «ژنیو» رانقض کردند، بلکه آنها مجاهدین را تشویق کردند تا با تلاش های پیگیرانه نجیب الله برای تحقق مشی مصالحه ملی جواب رد بدهند .... خشم مردم از مجاهدین راکت باران شهر ها، بربادی وویرانی کابل، ملوک الطوایفی، زمینه را برای ظهور طالبان فراهم آورد . ( 3 ) ـ آصف برکی – مقالهء قتل بی نظیر بوتو و عواقب بحران بخش دوم . سایت آسمائی ماه جنوری 2008 (4) ارمغان امید جلد اول . چاپ ماه جولای 1998 لندن – صفحه 163 – مقاله آغای کهگدای . (5) ـ تلاش های نگارنده برای دست یابی کاپی نامه به مهر و امضای داکتر نجیب الله که در داخل سیف های حاوی آثار موزیم گذاشته شده بود، به هدف نرسید. ارزش نامه متذکره در حد یک سند تاریخی با سرنوشت آثار و گنجینه های موزیم گره خورده است امید در آینده ها چانس دسترسی و ارایهء آن فراهم آید .   ( 6) ـ نوشته انیک کوژان، منتشره در شمارهء 32 لوموند چاپ فرانسه 25 سپتمبر 2004 تحت عنوان ( گنجینهء در کابل، خزانه ای را که طالبان نصیب نگردیدند ) ترجمعه انجنیر حفیظ زریر . ( سایت انترنیتی " سپیده دم " 15/4/2008) (7 ) ـ مقاله محمد اکبر امینی انتقال آثار موزیم ملی افغانستان از ( اوتا وا به جرمنی ) منتشرهء سایت انترنیتی " روزگار ") مورخ 29 می 2010 به سر دبیری رحیم الله جرمی . (8 ) ـ مسئله سرقت 70 % آثار موزیم ملی در صحبت ها و اسناد زیادی بیان شده است. از جمله آقای عمران خان مسعودی آمر موزیم ملی و شخصیت سابقه دار در مصاحبهء خود با تلویزیون ملی کابل مورخ 21 ثور 1389 / نویسنده آنرا  مشاهده کرده است اظهار کرد : در موزیم ملی حدود یکصد هزار اثر تاریخی با اسناد ثبت و قید شده وجود داشت. که 70% آن یعنی ( 70 ) هزار آثار در جنگ های کابل بسرقت برده شده است . از آنجمله تا بحال 8500 اثر آن بکمک کشور های مانند ( جاپان، سویس، دنمارک، انگلستان، فرانسه، امریکا، و ایران .... دستیاب و به افغانستان تسلیم داده شده است. بدین محاسبه حدود ( 61000 )اثار موزیم تا بحال مفقود میباشد . 30% آثار و گنجینه های تاریخی ( طلا تپه و آثارکم نظیر دیگر ) که بوسیله دولت داکتر نجیب الله بگونه شگفت انگیزی مخفی گردیده در سال 2004 میلادی ( 1383 خورشیدی ) از زیر خانه های بانک مرکزی سلامت و دست ناخورده بدست آمد و نمونه های از همین 30% آثار بعنوان معرف تاریخ و فرهنگ گذشته در نمایشگاههای کشور های مختلف مانند ( فرانسه، هالند، ایتالیا، امریکا، کانادا، المان در فاصله سالهای 2006 – 2010 میلادی )، 1385 – 1389 خورشیدی ) با همه تنگناهای مخاطره آمیز آن ( احتمالات دزدی،جعل و تعویض، خطر های نقلیاتی و باربندی ) به نمایش گذاشته شد. ( 9) بر اساس آمار وزارت معارف افغانستان در سال 1388 خورشیدی تعداد مدارس دینی که در چوکات وزارت معارف فعالیت میکرد به 578 مدرسه با 135 هزار طالب و5631  آموزگار مذهبی می رسید . این ارقام قرار اظهار فاروق وردک وزیر معارف حکومت ( حامد کرزی ) در مصاحبه اش با تلویزیون آریانا، به یک هزار مدرسه و تعداد طالبان بیشتر در سال 1389 افزایش یافته است .
Exhibit of Treasures from Afghanistan -
نمایشگاه گنجینه های طلا تپه و آثار گرانبهای دیگر که از سرقت فرماندهان جهادی نجات داده شده

نمایشگاه گنجینه های طلا تپه و آثار گرانبهای دیگر که از سرقت فرماندهان جهادی نجات داده شده اند.

 
(*) نمونهء های ازآثارگنجینه های طلا تپه  و آثار بی همتای دیگر که بوسیله دولت وقت (جمهوری افغانستان) مخفی نگهداشته شده بود و در سال 2004 میلادی بدست آمد
http://i34.tinypic.com/x7ewo.jpg
http://i35.tinypic.com/2ajc8zt.jpg

۱





۱۳۹۴ خرداد ۹, شنبه

ارتباط امریکا با داعش

اسناد پنتاگون از ارتباط امریکا با داعش میگویند!

از ارتباط امریکا

با داعش میگویند!

دنیای جوان  ترجمه رضا نافعی
داعش عروسک خیمه شب بازی آمریکا

سند محرمانه پنتاگون از سال 2012:

» کشور اسلامی» (داعش)

شانس راهبردی»

  برای ساقط کردن دولت سوریه است

گزارش پنتاگون که تا کنون بسیار محرمانه بود و در روزهای آخرهفته علنی شد ثابت می کند که آمریکا گروه تروریستی » داعش» را ایجاد کرده است. طبق این سند، داعش باید ابزاری در دست واشنگتن برای ساقط کردن پرزیدنت اسد در سوریه و بهانه ای برای بازگشت نظامیان امریکا به عراق شود.

سازمان حقوق شهروندی آمریکا موفق شد با حکم دادگاه، دولت را مجبور به انتشار یک سلسله اسناد محرمانه دولتی سازد. نفیس احمد، روزنامه نگارآمریکائی، در تحلیل اسناد مذکور موفق به کشف سند سازمان اطلاعاتی پنتاگون، از سال 2012 شد. این سند در آن زمان در واشنگتن از جمله به وزارت خارجه آمریکا ارسال شده بود.

گرچه بسیاری از پاراگراف های سند 7 صفحه ای که در اختیار » یونگه ولت» قرار دارد سانسور و سیاه شده اما از متن باقی مانده روشن می گردد که دولت های غربی آگاهانه از گروههای القاعده و دیگر اسلامگرایان افراطی (که در سال 2012 داعش از میان آنها برخاست) برای ساقط کردن دولت بشار اسد حمایت می کرده اند. در حالی که سازمان اطلاعاتی پنتاگون Defense Intelligence Agency برخلاف رسانه های باصطلاح «معتبر» غرب در مورد گروه های باصطلاح «میانه رو» یا » دموکرات » مخالف دولت سوریه، دچار این توهم نبود که کدام نیرو واقعا علیه دولت سوریه می جنگد.

سازمان اطلاعاتی پنتاگون در گزارش سه سال پیش خود تاکید می کند که «گسترش شورش در سوریه» بگونه ای روز افزون «مسیری فرقه گرایانه را طی می کند و «سلفی ها، اخوان المسلمین و القاعده در عراق نیروی محرکه اصلی برای شورش در سوریه هستند».

این سند در عین حال نشان می دهد که غرب تحت رهبری آمریکا و با توافق کشورهای سلطنتی خلیج (فارس) و ترکیه از همان آغاز خواستار استقرار خلافت اسلامی، شبیه به داعش در سوریه بوده اند. در سند چنین آمده: «امکان ایجاد یک خلافت سلفی در شرق سوریه وجود دارد و این درست آن چیزی است که حامیان معارضان سوریه (یعنی آمریکا و همپیمان هایش) خواهان آن هستند، تا رژیم سوریه را منزوی سازند و مانع توسعه طلبی ایران شیعی در عراق گردند.»

serveImage.phpداعشیان نشسته بر تان

گزارش سازمان اطلاعات پنتاگون پیش بینی می کند که عروج چنان «کشور اسلامی» نتیجه مستقیم استراتژی آمریکا برای ایجاد بی ثباتی در سوریه است. آثاری از تردید یا ناراحتی اخلاقی از همکاری با تروریست های سلفی در این گزارش مشاهده نمی شود. برعکس، در این سند، پیدایش «خلافت سلفی» که همپیمان با القاعده باشد یک «شانس استراتژیک» برای تحقق اهداف واشنگتن در منطقه است به بهانه تغییر رژیم در سوریه و پس راندن «توسعه طلبی شیعی » یا ایران.

پیش بینی گزارش در باره این که سیر امور چگونه خواهد بود چنین است که رژیم اسد به حیات خود ادامه خواهد داد و کنترل خاک سوریه را حفظ خواهد کرد در حالی که بحران به یک جنگ نیابتی تبدیل خواهد شد. زیرا «غرب، کشورهای خلیج (فارس) و ترکیه از معارضان سوریه حمایت می کنند» ، در حالی که روسیه، چین و ایران حامی رژیم اسد هستند». این استراتژی آمریکا و همپیمان هایش تا کنون موجب مرگ صدها هزار انسان و آواره شدن میلیون ها انسان دیگر شده است.


۱۳۹۴ خرداد ۸, جمعه

نمونه های از طنز عبید زاکانی


نمونه هایی از طنز عبید زاکانی: 

  
زشت رویی در آیینه مینگرست و می گفت:
سپاس خدای را که مرا صورتی نیکو بداد
غلامش ایستاده بود و این سخن می شنید و چون او بدر آمد،کسی بر در خانه او را از حال صاحبش پرسید
گفت:در خانه نشسته و بر خدا دروغ می بندد . 
 
موذنی بانگ میگفت و می دوید
پرسیدن که چرا میدوی
گفت:میگویند که آواز تو از دور خوش است
میدوم تا آواز خود بشنوم ! 
 
شخصی با دوستی گفت:
پنجاه من گندم داشتم ،تا مرا خبر شد موشان تمام خورده بودند
او گفت:
من نیز پنجاه من گندم داشتم،تا موشان خبر شد من تمام خورده بودم . 

 
هارون به بهلول گفت:
دوست ترین مردمان در نزد تو کیست؟
گفت:آنکه شکمم را سیر سازد
گف:من سیر سازم،پس مرا دوست خواهی داشت یا نه؟
گفت: دوستی نسیه نمی شود 
. 
 
یکی اسبی به عاریت خواست
گفت:اسب دارم اما سیاه است
گفت:مگر اسب سیاه را سوار نشاید شد
گفت:چون نخواهم داد همینقدر بهانه بس است . 
 
مردی را پسر در چاه افتاد
گفت:جان بابا ،جایی مرو تا من بروم طناب بیاورم و تو را بیرون کشم.  
 
سلطان محمود،پیری ضعیف را دید که پشتواره خار می کشد
 بر او رحمش آمد گفت:
ای پیر دو سه دینار زر میخواهی یا درازگوشی یا دو سه گوسفند یا باغی که به تو دهم،تا از این زحمت خلاصی یابی.
پیر گفت:زر بده تا در میان بندم و بر درازگوش بنشینم و گوسفندان در پیش گیرم و به باغ روم و به دولت تو در باقی عمر آنجا بیاسایم
سلطان را خوش آمد و فرمود چنان کردند . 
 
شخصی با دوستی گفت که مرا چشم درد میکند
تدبیر چه باشد؟
گفت مرا پارسال دندان درد میکرد،برکندم . 
 
سلطان محمود را در حالت گرسنگی بادمجان بورانی پیش آوردند
خوشش آمد گفت:بادمجان طعامی است خوش
ندیمی در مدح بادمجان فصلی پرداخت
چون سیر شد،گفت :بادمجان سخت مضر چیزی است
ندیم باز در مضرت بادمجان ،سخن پردازی کرد
سلطان گفت:ای مردک،نه این زمان مدحش میگفتی
گفت:من ندیم توام نه بادمجان،مرا چیزی می باید گفت که تورا خوش آید نه بادمجان را . 
 
مردی خر گم کرده بود
گرد شهر میگشت و شکر میگفت
گفتند:چرا شکر میکنی
گفت از بهر آنچه که من بر خر ننشسته بودم
وگرنه من نیز امروز چهار روز بودی که گم شده بودم . 
 
مردی با نردبان به باغی میرفت تا میوه بدزدد
صاحب باغ برسید و گفت:
در باغ من چکار داری
گفت:نردبان می فروشم
گفت نردبان در باغ من میفروشی؟
گفت نردبان از آن من است،هر کجا که بخواهم میفروشم . 
  
دزدی در خانه فقیری می جست
فقیر از خواب بیدار شد و گفت:
ای مرد آنچه تو در تاریکی می جویی،ما در روز روشن می جوییم و نمی یابیم!

۱۳۹۴ خرداد ۷, پنجشنبه

پیوستن سی هزار جهادست از صد کشور به داعش

شورای امنیت: 30 هزار تروریست از 100 کشور جهان به داعش پیوسته اند

ایرنا - شورای امنیت سازمان ملل متحد در گزارشی درخصوص گروهک تروریستی - تکفیری داعش اعلام کرد: 30 هزار تروریست از 100 کشور جهان به داعش پیوسته اند و در کشورهایی مانند سوریه و عراق درحال جنگیدن هستند.
به گزارش روز پنجشنبه پایگاه خبری عراقی المسله ، شورای امنیت در گزارشی بی سابقه اعتراف کرد؛ این جهاد یست ها بیشتر از افغانستان ، سوریه ، عراق و لیبی آمده اند.
در این گزارش آمده است:' اتباع برخی کشورها مانند فنلاند ، مالدیو و شیلی که به دور از فعالیت های تروریستی بوده اند نیز در میان این جنگجویان مشاهده می شوند'.
براساس این گزارش، در 9 ماه گذشته روند پیوستن تندروها در جهان به داعش رشد 70 درصدی داشته که این باعث نگرانی شدید بین المللی شده است.
این گزارش افزود:'درحال حاضر تندروها بیش از هر زمان دیگری تمایل رفتن به سوریه و عراق جهت پیوستن به تروریست ها از خود نشان می دهند و در این میان داعش در لیبی نیز درحال یارگیری و گسترش فعالیت های خود است و این گونه سوریه ، عراق و لیبی تبدیل به مدارس آموزش تروریست ها شده اند'.
این گزارش خاطرنشان کرده است، به احتمال زیاد به زودی تونس ، مغرب ، فرانسه و روسیه نیز شاهد حملات تروریستی در خاک خود باشند زیرا شمار زیادی از تروریست ها از اتباع این کشورها هستند.
شورای امنیت قرار است روز جمعه برای بررسی گزارشی که درخصوص افراد مسلح تروریست خارجی تهیه شده است ، جلسه ای برگزار کند و در این جلسه راه های مبارزه با تروریست ها بررسی خواهد شد.

درد سر های اسلام افراطی

 دوچ وله  :  دردسرهای "اسلام واقعی" برای مسلمانان
"اسلام واقعی" کدام است؟ در حال حاضر ده‌ها گروه در سراسر جهان خود را نماینده واقعی اسلام می‌دانند و برای کسب قدرت مبارزه می‌کنند. این گروه‌ها اما دیگر گروه‌هایی را که آن‌ها هم خود را مسلمان واقعی می‌دانند قبول ندارند.



در حال حاضر ده‌ها گروه اسلامی در سراسر جهان برای کسب قدرت مبارزه می‌کنند. هریک از این گروه‌ها خود را نماینده واقعی اسلام می‌داند و دیگر گروه‌های اسلامی را قبول ندارد و اقدامات آن‌ها را ناشی از "اسلامی واقعی" نمی‌داند. این روند نه‌تنها به سردرگمی مسلمانان بلکه به جنگ ‌و خونریزی نیز انجامیده است. این گروه‌ها رفتار خود را با اسلام شیعی، وهابی و سلفی تنظیم می‌کنند یا از آن الهام می‌گیرند.
در حال حاضر ده‌ها گروه اسلامی در سراسر جهان برای کسب قدرت مبارزه می‌کنند. هریک از این گروه‌ها خود را نماینده واقعی اسلام می‌داند و دیگر گروه‌های اسلامی را قبول ندارد و اقدامات آن‌ها را ناشی از "اسلامی واقعی" نمی‌داند. این روند نه‌تنها به سردرگمی مسلمانان بلکه به جنگ ‌و خونریزی نیز انجامیده است. این گروه‌ها رفتار خود را با اسلام شیعی، وهابی و سلفی تنظیم می‌کنند یا از آن الهام می‌گیرند.
Bildergalerie Revolution 57 im Iran

با پیروزی انقلاب اسلامی و تشکیل حکومت ولایت مطلقه فقیه در ایران، اسلام شیعه از محدوده فرامین و اعتقادات برای مومنین و معتقدین خارج و تلاش برای تسلط برهمه ساختارهای "این‌جهانی" آغاز شد. با این‌حال پس از گذشت چندین دهه هنوز هم بر سر چیستی "اسلام واقعی" در این کشور تفاهم وجود ندارد. از سوی دیگر حاکمان اسلامی ایرران اقدامات دیگر نحله‌های اسلامی را هم "اسلام واقعی" نمی‌دانند. 


وهابیت جنبشی مذهبی است که محمد بن عبدالوهاب در قرن هجدهم در عربستان بنیان گذاشت و مورد پذیرش خاندان سعودی قرار گرفت. دیدگاه وهابی به یک پالایش اساسی در اسلام معتقد است و هدف خود را بازگشت به آموزه‌های اصیل در قرآن و حدیث (سنت پیامبر) را هدف می‌دانند و با هر نوع بدعتی مخالفت می‌کند. هرکسی که با تفسیر آن‌ها از اسلام موافق نباشد کافری دانسته می‌شود که باید با او جهاد کرد. « یکی از جریانهای ان در افغانستان رسول سیاف است »

سَلَفی‌ها خود را پیرو "سلف صالح" می‌دانند و در عمل و اعتقادات خود از پیامبر اسلام و صحابه تبعیت می‌کنند. سلفی‌گری دو رکن اساسی دارد: یکی بازگشت به شیوهٔ زندگی و مرام سلف صالح و سنت حجاز به خصوص سنت اهل مدینه در ۱۴۰۰ سال پیش و دوم مبارزه با بدعت، یعنی هر چیزی که سلفی‌ها، جدید و خلاف سنت می‌دانند. سلفی‌ها بر معنی خاصی از توحید تاکید دارند که باعث می‌شود افراد بسیاری "نامعتقد" تلقی گردند.

گروه حزب‌الله با الهام از ایدئولوژی اسلام سیاسی آیت‌الله خمینی در لبنان ظهور کرد. در زمان جنگ داخلی لبنان، حزب‌الله به کمک سپاه پاسداران، تعلیم نظامی داده شده و تحت حمایت مالی و سیاسی جمهوری اسلامی قرار گرفت. حزب‌الله ۳ هدف اصلی را به عنوان آرمان خود اعلام کرده که عبارتند از: محو آثار امپریالیستی غرب، مجازات فالانژها و برپایی حکومت اسلامی در لبنان است.

مشهورترین گروه‌های الهام گرفته از سلفی‌گری، اخوان‌المسلمین و جماعت اسلامی هستند. شعارهای اصلی اخوان المسلمین: خداوند هدف ما، پیامبر الگوی ما، قرآن قانون اساسی ما، جهاد راه ما و مرگ در راه خدا، والاترین آرزو است.

وهابیت نیز الهام‌بخش بسیاری از جنبش‌های مذهبی جهان اسلام از هند و سوماترا تا سودان و شمال آفریقا بوده است و بر جنبش طالبان در افغانستان و برخی جنبش‌های اسلامی دیگر قرن بیستم هم تاثیر گذاشته ‌است. طالبان از درون جنگ سرد و اشغال افغانستان توسط نیروهای شوروی در مدارس قرآن پاکستان زاده شد و مدتی حکومت را با ادعای "اسلام واقعی" در افغانستان بدست گرفت.

جهادگرایی سلفی به جریانی در درون سلفی‌گری گفته می‌شود که جهاد و خشونت را راهی مناسب و ضروری برای مقابله با حملات غرب و حاکمان کشورهای اسلامی علیه اسلام می‌دانند. ایدئولوژی سلفی–جهادی الهام‌بخش بسیاری از گروه‌های مسلح مانند القاعده در آغاز قرن ۲۱ بوده است. هدف آنان پاک‌کردن جامعهٔ اسلامی از رفتارهای غیراسلامی است.
Boko Haram Kämpfer
بوکو حَرام (به زبان هوسه: تحصیل غربی حرام است) گروه جهادگرای اسلامی در شمال نیجریه که خواستار تعطیلی تمامی مدارس نوین و تحمیل شریعت اسلامی بر تمامی ۳۶ ایالت نیجریه است. این گروه که در نیجر، چاد و شمال کامرون نیز فعال است در سال ۲۰۰۲ تأسیس شده و پیشتر با شبکه القاعده ارتباط داشت اما در مارس ۲۰۱۵ با ابوبکر بغدادی بیعت کرد و نام خود را به ولایت غرب آفریقای دولت اسلامی تغییر داد.

جنبش جوانان مجاهدین‎ معروف به الشباب یک گروه سلفی – جهادی سومالیایی است که از سال ۲۰۱۲ بخشی از شبکه القاعده شده‌ است.

حرکت اسلامی (ابو سیاف) که در جنوب فیلیپین فعال است، هدف خود را اخراج مسیحیان از جنوب این کشور و ایجاد حکومت اسلامی اعلام کرده است.

دولت اسلامی (داعش) به رهبری ابوبکر البغدادی از جهادگرایان سلفی جداشده از شبکهٔ القاعده تأسیس شده و با دولت‌های عراق و سوریه و دیگر گروه‌های شورشی مخالف دولت سوریه، از جمله جبهه نصرت وارد جنگ شده‌است. این گروه بخش‌هایی از عراق و سوریه را تصرف کرده‌ و با اجرای سربریدن و و برده‌‌داری ادعا می‌کند که "اسلام واقعی" را اجرا می‌کند.

جبهه نصرت یک گروه اسلام‌گرای جهادی در سوریه است که با شبکه القاعده هم‌پیمان است. جبهه نصرت با گسترش جنگ داخلی سوریه، در حمایت از اکثریت سُنی‌مذهب سوریه وارد جنگ علیه نیروهای دولتی شد.

در کنار نیروهای شناخته شده ده‌ها گروه کوچک و بزرگ دیگر همچون لشکر جهنگوی، لشکر طیبه، سپاه صحابه، جندالله، جیش محمد، اتحادیه جهاد اسلامی، مجاهدین هند، ارتش اسلام و انصار دین با ابزار و اهداف مشابه فعالیت می‌کنند و در بسیاری از نقاط نیز باهم درگیر هستند.

جالب اینکه اکثر این گروه‌ها یکدیگر را نیز متهم می‌کنند که ساخته دست "غرب"، "آمریکا" و "صهیونیزم" هستند.

"انشعاب" تنها مختص مسلمانان نیست. مسیحیان نیز قرن‌ها پیش به دسته‌های گوناگون کاتولیک، پروتستان و غیره تقسیم شدند و حتی سال‌های طولانی نیز به جنگ با یکدیگر پرداختند.

قرن‌ها پیش حکومت کلیساها در غرب به "عصر روشنگری"، آزاد اندیشی، خرد‌گرایی و سکولاریسم منتج شد که اندیشمندانی همچون دیدرو، ولتر، روسو، مونتسکیو، کانت و فرانسوا ساد نقش به‌سزایی در آن داشتند. (عکس: امانوئل کانت)



۱۳۹۴ خرداد ۳, یکشنبه

بمناسبت روز موزیم ها ؛ موزیم ها گنجی « سی و دو ملیا ردی » که مجاهدین نصیب شدند

برگهای : از متن جلد دوم " جنگ های کابل " اثری در دست تهیه 

 
 

نویسنده : سید عبدالقدوس سید
1 ـ موزیم ها گنجی که مجاهدین نصیب شدند




 جنگ هاي تابستان که درماه اسد سال۱۳۷۱ بشکل بغرنج و اسرار آميزي در  جنوب کابل و دارالامان شعله ور گرديده بود، مدت ۲۱ روز بدون وقفه تداوم  حاصل کرد، در کنار خونباري وويرانگري هرگاه سرقت موزيم ها (۱) در آنجا  را در نظر بگيريم، اين جنگ ها بعنوان اندوهبار ترين و غم انگيز ترين برهه  جنگ هاي کابل رقم مي خورد.


 در بارهء سرقت و غارت در موزيم ها ( موزيم ملي و موزيم اردو ) بوسيله گروههاي مجاهدين شامل در جنگ هاي کابل، اينجا و آنجا با قلم پر اشک سخن رفته است، اما اين قلم با بضاعت اندکش بر آنست که تاريخ تا هنوز پاسخ هاي روشن و نهائي را به اين سرقت هاي المناک  که شاهرگ تاريخ را قطع کرده ، نداده است.در اين جستار که پل پای جهنمي جنگ ها در کابل دنبال ميشود، مجال رد يابي، نعل به نعل سارقان موزيم ها که در واقع وظيفهء( يک دولت مشروع و مردمي است ) بنابر دوري ازمبحث اصلي ميسرنيست. اما با حرمت و ارجگذاري فروتنانه به زحمات نویسندگان و مترجمان که دست به قلم برده، در فجایع جنگ ها و از آنجمله در سوگ یغماي موزيم ها اشک ریخته اند، تلاش میکند با يک جستار شتابنده اين سرقت ها، که پشت تاريخ را شکسته است، در برابر دیده گان نسلها قرار داده و مرز های عبرت اندوزی تاریخی را از آن برجسته نمايد.اسکان قوتهاي مجاهدين در دارالامان انگيزهء سرقت موزيم ها :بعد از آنکه برنامه صلح سازمان ملل متحد در يک اقدام کودتائي توسط ائتلاف گوناگون با اشغال مزار شريف درآخر ماه حوت ۱۳۷۰خورشیدی به شکست مواجه گرديد، و بعد از آنکه قوت هاي مليشه ئي مربوط رشيد دوستم از بلخ و مجاهدين ( شوراي نظار ) تحت فرماندهي احمد شاه مسعود، از جبل السراج جهت تکميل کودتا بتاريخ ۲۶ حمل ۱۳۷۱خورشیدی بکابل آورده شدند، چنين وضعي ديگر گروهاي مجاهدين، بويژه حزب اسلامی گلب الدين حکمتيار( تسنن افراطي )، وحزب وحدت اسلامي"  تشيع هزاره  "، اتحاد اسلامي " تسنن وهابي " و حرکت اسلامي " تشيع " را که بشدت رقيب هم بودند، در اشغال بخش هاي از شهر تحریص و بر انگيخت. با اين حال شهر کابل پارچه، پارچه به قلمروي فرمانروائي گروهاي باهم دشمن جهادي و مليشه ئي مبدل گرديد.     تسلط بر مناطق شهر از جمله در دارالامان، تنها به معني حضور پر قدرت، پایگاه و جبهه آرائي در ميان تأسيسات دولتي و خانه هاي مردم نبود، بلکه بنابر هنجار ها و فتاوي مغلق " جهاد افغاني " گروه ها در قلمرو حاکمیت خود، مال و دارائي هاي ملي و حتي شخصي را بعنوان «ثمرهء جهاد» حق حلال و مشروع خود تصور نموده، آشکارا یا پنهاني در بست یا ضمني سرقت و تاراج می نمودند.     در آن برهه آنگونه که بسیاری ازشهریان کابل شاهدش بودند، مبدل گردیدن دارالامان به مواضع جنگی، مجاهدين احمد شاه مسعود، و شيخ آصف محسني و افراد جنرال مومن در ميان آگاهان نظامی بحث های متفاوتی بر انگيخته بود، شماري جابجائي قوت ها را در دارالامان جهت محافظت، موزيم ها، کاخ ها. قرارگاه های مملو از ثروت های نظامی، وراکت های سکاد، اقدامی بجا و الزامي تلقی می نمودند، اما شماري ديگر که در اولين ساعات ورود گروها بکابل شاهد چور و چپاول دارائی هاي ملی وشخصی بوسیله گروهای مجاهدین و ملیشه ها بودند.     اسکان و اقامت جنگجویان جهادي را در دارالامان یک عمل غیر عقلانی، عظمت طلبی عنوان نموده می گفتند؛ اگرمسئله حفاظت موزیم ها، کاخ ها و تأسیسات مدنظر می بود (۲) بجای مبدل نمودن محدودهء موزیم ها و قصرها به پایگاه و مواضع جنگ، بایستی جنگجويان جهادي به مسافه «   ۵ تا ۱۰ » کیلو متري جنوب تر از دارالامان، جابجا گردیده. با حریفان خود به تصفیه حساب بپردازند، می بایستی ساحه دارالامان موزیم ها و قصر ها، چهلستون، منطقهء غیر نظامی اعلان گردیده، حفاظت آن به موسسات بین المللی ( یونسکو) سپرده می شد، ازینرو آگاهان با همين دلائل آیندهء واژگون کننده ئی را برای دارالامان و ارثیه هاي تاريخي آن، پیش بيني مي نمودند.سرقت موزیم ها دشنه بر قلب تاريخ :هرگاه واقعیت هاي جنگ در ساحه دارالامان در کنار هم قرار داده شود اسناد و شواهد انکار ناپذيري مبرهن می کند، فرماندهان جناح های که در دوران جنگ ها در دارالامان مستقر بودند، در سرقت آثار و گنجینه های تاریخي موزيم ها ( موزيم ملی و موزيم اردو ) ویرانی کاخ هاي باشکوه دارالامان و چهلستون و غارت ثروت های ملی و دفاعی در آنجا بگونه ئی متناوب و زنجیره ئی، مستقیمأ دست داشتند .

مرحله نخست سرقت موزیم ها :ساحه دارالامان ( موزیم ها و قصر ها ) از ماه ثور سال ۱۳۷۱ تا ماه ثور سال ۱۳۷۲ خورشیدی ) مطابق ( اپریل ۱۹۹۲  تا اپریل ۱۹۹۳ میلادی ) تحت تسلط مجاهدین ( شورای نظار، جمعیت اسلامی، تحت فرماندهی، احمد شاه مسعود، و حرکت اسلامی که در حبالهء " جمعیت اسلامی " در آمده بود، تحت فرماندهی سید حسین انوری و قطعهء مربوط جنرال مومن، افسر شورشی، لوای حیرتان قرار داشت.     طی مدت متذکره علی الرغم خشن تر گردیدن جناح های متخاصم، جنگ ها میان هر دو محور اصلی ( احمد شاه مسعود و گلب الدین حکمتیار ) با  برخورداری از تنوع و پیچیده گی های زیادی که با پیشروی و عقب نشینی های وقفوی به شیوه و تاکتیک های چریکی توام بود، دارالامان تحت فشار چندگانه، آتش های اسلحه ثقیل از یکسو سیل شتابان آتش های حزب اسلامی از جنوب، و ضربات ثقیل حزب وحدت اسلامی از شمال غرب قرار گرفته بود، طی این مدت :نخست : هیچیک از جناح ها از پوتانسیل نظامی کافی که منجر به اشغال مناطق و قرار گاه های  همدیگر بویژه اشغال یا نفوذ بر ساحه دارالامان بوسیله جناح های رقیب ( حزب اسلامی، حزب وحدت ) گردد اتفاق نیفتاده است . اما شاهدان صحنه ها (۳) اظهار می نمایند که عمدتأ در جریان شب ها درساحهء موزیم ملی و اطراف قصر یک نوع اقدامات تیاتر گونه جنگی که حمله و هجوم طرف مقابل در اطراف موزیم را به نمایش در می آورد، به صحنه می آمد، موج آتش های شب تاب، بهر سو شلیک می گردید، اما از آتش یا حملهء پیاده نظام، جناح های مخالف خبر نمی بود، تلاطم فیرها و آتش ها سبب میگردید که همه افراد و اشخاص در آن ساحه، آنهائیکه از برنامه های مهندسی شده بخاطر سرقت آثار موزیم ها در اثنای شب ها اطلاعی نداشتند، به عمق سنگر ها و محلات محفوظ ، تهکاوی ها، پناه برده پنهان گردند.سپس : باتوجه به چور و چپاول گسترده دارائی های ملی و شخصی که با ورود مجاهدین و ملیشه های شمال در اوائل ماه ثور سال ۱۳۷۱ بکابل آغاز و تداوم یافته بود، دیگر پنهان نبود که موزیم ها با گنجینه های بی همتا و گرانبهای آن که در میدان جنگ قرار گرفته اند، اماج حملات دزدان جهادی و ملیشه ئی قرار میگیرد، اما هیچگونه اقدامات مسئولانه و عملی از سوی حکومت، " ربانی" که قدرت مدار اصلی آن، احمد شاه مسعود ووزیر اطلاعات و فرهنگ آن ، شخصی بنام صدیق چکری (۴) بود صورت نگرفته و یا مساعی سازمانهای بین المللی از جمله، یونسکو که منجر به حفاظت آثار موزیم ها، از سرقت و غارت گردد جلب نگردیده است.
    همچنان هیچگونه اجرأت مقتضی بخاطر حفاظت و سلامت کاخ های تاریخی دارالامان، چهلستون انجام داده نشده است علی الوصف مبرهن میشود که طی یکسال حضور قوای حکومت برهان الدین ربانی و ائتلاف آن در دارالامان، تحت رهبری فرمانده احمد شاه مسعود، بهترین و گرانبها ترین آثار و گنجینه های تاریخی و فرهنگی موزیم ها درسرقت های مهندسی شده بوسیلهء فرماندهان جنگ (۵) به سرقت برده شده است .     همچنان طی همین مدت آثار و داشته های تاریخی و فرهنگی ( موزیم اردو ) که در ساحه ء شمالی قصر تاج بیک، دارالامان موقعیت داشت، بوسیله مجاهدین حرکت اسلامی، تحت رهبری شیخ آصف محسنی و فرمانده سید حسین انوری که آن ساحه را تحت کنترول داشتند(۶) به یغما برده شده است

مرحله دوم سرقت موزیم ملی :حزب وحدت اسلامی تحت رهبری عبدالعلی مزاری، کریم خلیلی بعد از آنکه راکتها و گلوله های آتشین اش را برای فتح ؟ دارالامان و درهم کوبیدن مجاهدین مربوط ( مسعود و ربانی)، به پرواز در آورد، وطی جنگ های خونین و مخرب و با به شکست و فرار مواجه نمودن قوای " مسعود" دارالامان را بتاریخ ۱۴ / ۲/ ۱۳۷۲ خورشیدی  در حالی به تصرف درآورد که قصر دارالامان در اثر جنگ های مجاهدین گروهی ( مسعود، حکمتیار، مزاری ) شدیدآ خساره بر داشته بود تحت اشغال مجاهدین حزب اسلامی حکمتیار که از ساحهء جنوب به تهاجم پرداخته بودند در آمده بود ، به تصرف در آورد، از آن به بعد آثار و گنجینه های بجا مانده از دستبرد فرماندهان مسعود و ربانی، از سوی حزب وحدت، تحت رهبری عبدالعلی مزاری و کریم خلیلی، فرماندهان آن (۷) بسرقت برده شد.

مرحله سوم، انهدام و نابودی موزیم ملی :تاریخ دهه هفتاد خورشیدی در افغانستان بار اول با ورود تنظیم های مجاهدین و آغاز جنگ های کابل، بگونه غم انگیز، و بار دوم بعد از آنکه طالب ها کابل را به تصرف در آوردند، بشکل مسخرهء آن تکرار گردید. طالب ها بعد از بر پائی امارت اسلامی ویژهء خود شان، به موزیم ملی یورش برده، مجسمه های بودائی (خدایان باستان، پیکره های مظهر زیبائی، هیکل های ستبر شماری با طبعیت عریان و بدن نماهای سفت شده) که با بی زبانی تاریخ را بازگو میکردند، بجرم مخالفت با اسلام، باتیر و تبر، توحش و تحجر نابود نمودند . (۸)     جنگ های عظمت طلبی و ثروت طلبی در کابل به کشتار وویرانی، شهر، تأسیسات اقتصادی اجتماعی، فرهنگی چور و چپاول محدود نماند، بلکه سر زمین تاریخ و فرهنگ را نیز ویران کرد . موزیم ها در ساحه دارالامان( موزيم ملي و موزيم اردو ) خانه های تاریخی ملت که سیمای مردم و تاریخ در آئینه آن دیده می شد و گوشه های از تاریخ چند هزار ساله را بدوش گرفته شتابان بجلو، می کشاند،ایجاد آن محصول کار نجیبانه و شریفانهء چندین نسل بود، در سرقت های گسترده و سازمان یافته بوسیله گروه های مجاهدین شامل در جنگ های کابل بسرقت برده شده و نابود گردید.    

 سرقت موزیم ها ویرانی قصر های دارالامان، چهلستون، چپاول ثروت های ملی، دارائی های شخصی فاجعه ایست استثنائی منحصر به شماری از گروهای مجاهدین شرکت داشته در جنگ های کابل، هیچ دزدی، غارتگری، راهزنی را در طول تاریخ نمیتوان بآن مقایسه کرد . جنگ های کابل جنایتی است پر از خیانت، سر شار از موقعیت های بحرانی که سیما و سجایای واقعی، جهادگرایان  که در شبکه تنیده از ریا و دروغ پنهان نگهداشته میشود، به نمایش در می آورد.     از آنچه به اختصار بیان شد هویدا میشود که سرقت موزیم ها در دارالامان، کار افراد عادی مجاهدین و آنهائیکه به جبر و اکراه با طرفند های زبانی، قومی و مذهبی به جبهات جنگ شهروندی در کابل سوق گردیده اند نیست. حقایق مانند راه اندازی جنگ های مصنوعی تیاتر گونه، که زمینهء سرقت ها را در موزیم مهیا می کرد، ثروتمند گردیدن فرماندهان جنک ها که تقریبأ صد فیصد آنها قبل از جنگ ها نه خود و نه از ارث خانواده از تمول بر خوردار بودند، اما از گرداب جنگ ها با ثروت های سرشار بدر آمدند، انتقال مصئون هوائی و زمینی آثار موزیم ها جهت فروش، بخارج کشور، سوختاندن دفاتر قید و ثبت البوم ها و کتلاک های آثار بعد ازدزدی، بر مصداق قولی پروین اعتصامی  :« دزد جاهل گر یکی ابریق برد              دزد عارف دفتر تحقیق برد »این ها حقایق اند که سرقت موزیم ها را بوسیلهء فرماندهان ارشد مجاهدین که در دارالامان اقامت داشتند، اثبات می کنند.سرقت ۳۲ ملیارد دالری :

با نگاه به درجه اهمیت تاریخی، فرهنگی و ارزش معنوی آثار و گنجینه های موزیم ها هر انسانی میتواند ادعا کند که به چنین سرمایه های تاریخی نمیتوان بهای را رقم زد، و آنرا به پول های مروج تبادله کرد. اما بخاطر معرفی حجم سنگین این سرقت ها، پیشگیری از فراموشی، آشنا ساختن نسل های امروزی و فردا به گستردگی این اندوهبار ترین و غم انگیز ترین سرقت ها آماری منتشر شده است .     نظر به گزارش جیمزستیل (۹) آمار شعبه اموزش و آگاهی فرهنگ یونسکو، مربوط سازمان ملل متحد، ارزش پولی آثار باستانی سرقت شدهء افغانستان به « سی و دو ملیارد » دالر امریکا بالغ می گردد .بدین سان مبرهن میشود که جنگ های هدایت شده در ساحهء دارالامان برای فرماندهان و سران جهادی و ملیشه ای گنج بود . و اما برای ملت افغانستان سرقت آثار و گنجینه های موزیم ها تخریب کاخ های مجلل دارالامان، چهلستون، غارت دارائی ملی و شخصی یک فاجعهء المناک تاریخی وویرانه های بجا مانده از آن بعنوان ملموس ترین و عریان ترین اسناد جرم و جنایت کاری است.     بسیاری ها عقیده دارند که سرقت موزیم ها قبل از آنکه از شرایط جنگ و جنگجویان برخاسته باشد از پی آمد های منحوس جهاد افغانی است، که سران جهاد، چور و چپاول را بعنوان ثمرهء مشروع، جهاد؟ جایز شمرده و فتوا داده اند .     شکست طالبان در سال ۱۳۸۰خ " ۲۰۰۱میلادی " رویکار آمدن حکومت موقتی به رهبری ( حامد کرزی ) تحت الحمایه ناتو، بجای اتکا به الترناتیف دموکراتیک طرفدار اصلاحات، دموکراسی، و ارزش های انسانی که جامعه را از جنگ و چنگال جهادیسم رشد یابنده و تروریسم متشکلهء آن برهاند، از دو جناح جنگ های داخلی با ساختار های فکری مشابه و با عمللکرد های بشدت خونبار وویرانگر، که بقتل عام و تخطی های صریح حقوق بشر، سرقت و چپاول ثروت های ملی متهم اند، بیک جناح جنگ ها یعنی به شماری از گروهای مجاهدین و ملیشه ها اتکا صورت گرفت.
    چنین راهبردی غیر عقلانی، فاقد چشم انداز های استراتژیک ، در آغوش کشیدن، تقدیس و تشجیع از یک جناح بنیاد گرائی ( مجاهدین ) و سرکوب نظامی، و حواله بار حقارت ها به جناح دیگر بنیاد گرائی ( طالب ها ) بی توجه به بافت های پیچیدهء قومی، مذهبی و جیوپولیتیک منطقه و نقش بی کفایتی و فساد بر انگیز حکومت تحت الحمایه و اشتباهات مرگبار ناتو در بمباردمان شهروندان ملکی، انگیزه های انتقام جوئی با شعایر مذهبی در آمیخت وشعله های جهاد اگبر؟ طالب ها و یاران القاعده، از خاکستر جهاد قبل با انگیزه های نسبتأ جدیدی شهادت طلبی و تکفیر گرائی، علیه ناتو و حکومت کابل که رقیبان اصلی طالب ها در رئوس هرم قدرت آن جا دارند زبانه کشید و اینک در تداوم جنگهای تبهکارانه که بار اصلی آنرا شهروندان مستمند افغان بدوش  می کشند، حکومت کابل به پناهگاه جنایت کاران جنگی و متهمان به تخطی های حقوق بشری سارقان ثروتهای ملی، از جمله سارقان موزیم ها مبدل گردیده، از یکسو گامی برای عدالت خواهی و بازیابی آثار موزیم ها برداشته نشده و از سوی دیگر یک نوع اغماض و سکوت را در شیوه کار و عملکرد سازمانهای طویل و عریض، حقوق بشری داخلی و خارجی، در معرفی و به دادگاه کشانیدن متهمان معلوم الحال به جنایات بشری، منجمله سارقان موزیم ها، ویرانگران کاخ های دارالامان و چهلستون مستولی گردانده است.موزیم منهوب و شواهد شهود :در سال ۱۳۸۳ خورشیدی " ۲۰۰۴ میلادی" در یک بعد از ظهر تابستانی که آفتاب مغرب شعله می کشید و مهء ارغوانی رنگی به آسمان رها میگرد، به دیدار ویرانه های قصر دارالامان و عمارت موزیم ملی که در حال مرمت بود رفته بودم. قصر دارالامان و عمارت موزیم ویرانی المناکی را با شجاعت تحمل نموده، تصویرغمباری را به تماشا می گذاشتند . عمارت های اطراف جاده و حواشی موزیم با تنه های سوخته و پیکرهای داغان شده و به زانو افتاده سیمای جنگ و جنایت را مبرهن میکرد .
    در مدخل موزیم در  دیوار های مشرف بجادهء عمومی که نقش داغان شده ئی رگبار گلوله ها و راکت ها تحت مرمت قرار گرفته بود، با یکی از کارمندان حرفوی موزیم ملاقی شدم، چهرهء او آشنا بود، در گذشته ها در دهه شصت حینیکه در قرار گاه وزارت دفاع و کاخ دارالامان، اشتغال داشتم، بارها او را چه در بازدید های انفرادی و یا جمعی با مدعیون سیمینارهای فرهنگی اردو، از موزیم دیده بودم، در اولین نگاه ها پرسید چگونه؟ شد، بعد ازگذشت سالها یاد این مخروبه ها کردید؟. بااشاره بسوی ویرانه های قصر و عمارت موزیم منهوب گفتم، روزگاری این عمارت ها مانند نگینی در تاج شهر با شگوهمندی می درخشید، آخر من تنها دوست دوران دبدبه وطنطنه این ها نبودم، بلکه بحیث دوست روز گار تباه شده و اندوهبار او آمده ام در سوک موزیم منهوب، بر زخم های دلشگاف و برج و باروی فرو ریخته و درهم شکسته کاخ ها اشک بریزم .     با حرمت به او گفتم، در جهان از تاریخ مراقبت میشود، میراث هر جنگی حفظ میشود تا برای  نسل های بعدی، تاریخ را بازگو نماید، آیا ؟ بهتر نمی بود یک بخش دیوار داغان شده ای موزیم با رگبار گلوله ها و زخم های دهن کشودهء آن بحال اصلی اش ( بدون مرمت ) بجا گذاشته میشد تا معرف زنده جنگ و جنایت و سر گذشت موزیم می بود. زاویه نگاهش را بسوی دیوارهای داغان شده چرخاند، خشم مبهمی گرداب دار در وجودش جوشید و گفت که من خود در دل حوادث جنگ ها در کابل زیسته ام، هرگز از چنکال خاطره های اندوهبار جنگ رهائی ندارم، گذشته ها را نمیشود فراموش گرد، دم به دم یادم می آید، قطره اشکی به گونهء گندمی اش فرو غلطید و شیاری نمناکی بجا گذاشت و گفت، باوجودیکه جنگ سرطان منهوس بنیادگرائی هنوز از تداوم برخوردار است، ما در مرحله دیگری از زمان قرار داریم، بعد از سقوط طالب ها بوسیله امریکا در سال ۲۰۰۱میلادی، شماری از فرماندهان جنگ های کابل که نقش اصلی را در ویرانی قصر ها و آبادی های دارالامان و سرقت موزیم ها را بدوش داشتند در رده های بالائی هرم قدرت جا گرفتند، حال از یکسو یغما گران وویرانگران با قرار گرفتن زیرسایبان دولتی با فرار به جلو میخواهند، آثار جرم فردای باز رسی را از میان بر دارند و از سوی دیگر با تلاشها و تبلیغات عوامفریبانه تقدیس جهادیسم و جنگ سلاریسم برای پوشاندن وبه فراموشی سپردن سرقت ها در موزیم ملی، به ترمیم کالبد ظاهری موزیم منهوب پرداخته اند.     در پاسخ سوالم که سارقان آثار موزیم کدام اشخاص و کدام گروها بودند ؟ در حالیکه آوازش بیشتر شبه گریه ئی خفه ئی بود که از روح رنج کشیده و نا امیدی بر میخواست، گفت : جواب معلوم است، گروهائیکه طی جنگ ها در دارالامان مسلط بودند، آنها سارقان اصلی گنجینه های موزیم اند. از جنگ های کابل سالها میگذرد، اما من نتوانسته ام آنرا از ذهنم بیرون کنم کابوس وار به آن مواجه هستم .     با تشدید جنگها در تابستان سال ۱۳۷۱، شبح موحش جنگ در همه جای شهر به گردش در آمده بود، دارالامان به مرکز جنگهای گروهی مجاهدین تبدیل شده بود، آمدن به محل کار " موزیم " و عبور از پاتک های شهر تقسیم شده زیر پاشنهء جناح های خون آشام جنگ و اصابت راکتها و انفلاق ها کار ساده نبود . در ماه سنبله ۱۳۷۱خورشیدی در وقفه یک آتش بس بعد از بازرسی چندین پوسته، بالاخره موفق گردیدم به محل کار خود " موزیم" در دارالامان برسم، تمام ساحهء دارالامان، اطراف قصر و موزیم با جابجائی جنگ افزار ها بیک میدان جنگ تبدیل شده بود، نقش چلیپائی زنجیر های تانک در جاده های داغان شده، پوچک های خالی، جای دل شگاف راکت ها و مرمی های ثقیل در پیکر سیاه شده عمارت ها ، در همه جا دیده می شد، عمارت موزیم زیر رگبار گلوله ها تصویری غمباری را به تماشا می گذاشت، دارالامان بویژه محیط پیرامون قصرها و موزیم ملی قبل از جنگ های مجاهدین با مناظر دل انگیز و چشم نوازی زیبائی روح پروری را به تماشا می گذاشت و جان را شاد می کرد، اما با شروع جنگ ها بدون ترحم به تباهی وویرانی کشیده شد.     ساحه دارالامان و عمارت موزیم تا ماه ثور سال ۱۳۷۲خورشیدی تحت کنترول مجاهدین شورای نظار) و جمعیت تحت رهبری فرمانده احمدشاه مسعود و عمارت های اطراف قصر، تحت کنترول افراد مربوط جنرال مومن و مجاهدین (حرکت اسلامی ) تحت فرماندهی سید حسین انوری قرار داشت .     عمارت موزیم را یک گروه مسلح تحت کنترول داشت، مجاهد جوانی با ریش مشکی و گیسوان بلند که با هیچ تمهیدی زیر پکول طبقی اش نمی خوابید با چمپر چرکین پلنگی که چشمانش از فرط خستگی و بی خوابی و گرمای روز به زحمت باز و بسته می شد، و تعداد مجاهد دیگر که صدای حرف زدن شان از عقب دیوار بگوش می رسید مراقبت می شد، او از دخول من به محوطهء موزیم با وجود ارائه کارت هویت ماموریتم ممانعت بعمل آورد، در آن لحظه حینیکه از چند متری به دروازهء دخولی عمارت موزیم که همیشه مقفل و ممهور می بود نگاه کردم، علائم خراشیدگی و بی موازنگی در آن بمشاهده می رسید. با عجز به محافظ مسلح گفتم؛ برادر، اجازه بده تا دروازه و کلکین های عمارت موزیم را یکبار از نزدیک نگاه کنم، در پاسخ مثل اینکه حرف زشتی گفته باشم، گفت اجازه نیست، وقتی باالتماس دوباره خواهش کردم با پرتاب شرارهء پرنفرت نگاهش بسویم گفت ! گپه نمی دانی . ما در غم چه هستیم تو در غم چه هستی، پیش از آنکه با رگبار گلوله ها یا اصابت راکت که ممکن است هر لحظه فرود آید نقش زمین شوی راهت را بگیر و از اینجا دور شو. فردای آن با ارایه گزارشی به وزارت اطلاعات و فرهنگ دل خوش نموده بودم که تدبیر های حفاظتی اتخاذ خواهد شد و موزیم مصئون خواهد ماند. اما مسئولین ارشد وزیر اطلاعات ( صدیق چکری ) که وظیفهء عمده اش را هدایت تبلیغات جنگ و جهاد به نفع گروه خودش ( جمعیت اسلامی ) تشکیل داده بود، اقدامی برای نجات موزیم انجام نداد، در نتیجه در سرقت های هدایت شده آثار گنجینه های تاریخی موزیم بوسیلهء جناح های که در دارالامان مستقر بودند به یغما برده شد .).مجلهء آئینه افغانستان در بارهء یغماگری آثار تاریخی افغانستان نگاشته است (۱۰) :     (حدود یکماه بعد از سقوط کابل بدست طالبان و فرار ربانی از کابل، احمد شاه مسعود وزیر دفاع، دگر جنرال محمد یونس قانونی معاون وزیر دفاع از مرکز قوماندانی خود در پنجشیر اعلان کردند که تعداد هفت هزار جلد کتاب های قلمی قدیم را از موزیم و آرشیف ملی گرفته اند. برای حفاظت  با خود به پنجشیر آورده اند« این خبر در جریدهء امید در همانوقت نیز نشر شده است » وقتی قوماندان احمد شاه مسعود از پنجشیر به کنار دریای آمو قریه ئی خواجه بهاوالدین در ولایت تخار انتقال یافت بار دیگر از آن منبع پخش شد که کتاب ها و آثار موزیم را برای حفاظت به کولاب ( شهری در تاجکستان ) ارسال کرده اند، اما پیرامون رجعت و بازگشت اثار تا بحال خبری نشر نشده است .)
محمد اعظم سیستانی، نویسنده و محقق آورده است (۱۱) :     « با ورود مجاهدین بکابل در ۸ ثور سال ۱۳۷۱ خ( ۲۸ اپریل ۱۹۹۲ م ) چور وچپاول دارائی های عامه از جمله موزیم کابل آغاز یافت، هریک از گروپ های مجاهدین : (حزب وحدت  -عبدالعلی مزاری) ،(جمعیت اسلامی - برهان الدین ربانی )، ( شورای نظار - احمد شاه مسعود)، ( حزب اسلامی - گلبدین حکمتیار)، (جنبش ملی - عبدالرشید دوستم) و غیره بالنوبه آنچه که دردست شان آمد به یغما بردند، آنرا در بازار های پاکستان به قیمت ناچیز بفروش رسانیدند . شورای نظار ( مسعود ) در هنگام فرار از کابل در ۱۹۹۶ ( ۱۳۷۵) بسیاری از آثار ارزشمند را..... با خود به پنجشیر بردند، و به مرور زمان توسط افراد با نفوذ شورای نظار به خارج انتقال دادند و بفروش رسانیدند .جناب سیستانی از قول یک دکتور طب که فعلأ در کانادا مهاجر است نگاشته است(۱۲) :     « در عهد حکومت ربانی در شفاخانهء جمهوریت( کابل) مشغول طبابت بودم، تفنگ داران شورای نظار ( مربوط مسعود ) شبانه مرا برای ترجمانی فروش آثار فرهنگی غارت شده ازموزیم ملی می بردند. و پیش از عرضهء اشیای غارت شده، مامورین ریاست باستان شناسی را به زور تفنگ حاضرمی کردند، تا قیمت اثارغارت شده را برای شان بگوید، آنها درحالیکه از ترس می لرزیدند، نرخ و قیمت آثار دزدیده شده را با تأثر و رنگ پریده می گفتند، و سپس آثار در معرض دید و بیع برای قاچاقچیان اثار عتیقه گذاشته می شد. .... دها اثر عاج بگرام که در ماه اپریل ۱۹۹۴ میلادی در اسلام آباد دیده شده بود، قیمت آن به ۲۰میلیون پوند بریتانوی می رسید زمانیکه این عاج ها از پاکستان کشیده شد قیمت آن چهل میلیون پوند بالا برده شد ..... تعداد ۳۴ مجسمه که قیمت آنها به میلیون ها کلدار تخمین زده می شد، ۱۶ شمشیر عصر مغولی، شمشیر احمد شاه ابدالی، و تفنگچه وزیر اکبر خان و غیره ۲۳ میلیون دالر قیمت داشت در یک دوکان واقع یکی از زیر زمینی های کوچی بازار پشاور غرض فروش به نمایش گذاشته شده بود .» فارایسترن ایکونومیک ریویو نگاشته است (۱۳) . (گروهی از روزنامه نگاران رسانه های بین المللی در سال ۱۹۹۵ میلادی از موزیم کابل بازدید نمودند، و متوجه گردیدند که دروازه ها از جاکشیده شده، روک الماری ها تخلیه و جعبه های قبلأ مملو از آثار تاریخی شکسته در روی اطاق ها پراگنده شده بودند که قبلأ به تعداد چهل هزار سکه های سابقه را که یکی از قدیمی ترین و بزرگترین کلیکسیون در نوع خود در جهان بود. براساس ادعای باستان شناسان تاختم سال ۱۹۹۵ میلادی در حدود ۹۰ فیصد آثار تاریخی وفرهنگی موزیم ملی غارت گردید. )خانم نانسی دوپری (۱۴) در مقالهء خود آورده است : (موزیم کابل طی سال های ۹۲ – ۱۹۹۶ میلادی بصورت همه جانبه چپاول گردیده آرشیف ملی (۱۵) طی سالهای جنگ تنظیم ها صدمات متحمل شده بخشی از اثار آن از ویترین ها چپاول گردید، قصر چهلستون مربوط سال ۱۸۸۸میلادی در اثرجنگ های میان تنظیمی به تل خاک تبدیل شده است .)     « با ورود نیروهای مجاهدین به شهر کابل و با گسترش جنگ از ساختمان موزیم ملی بعنوان سنگر استفاده شد. در این دوره بیش از ۷۰ فیصد اثار ارزشمند این گنجینه نابود و یا مورد غارت قرار گرفت. پس ازسقوط مجاهدین و آمدن طالبان آثار باقیمانده توسط طالبان که هر نوع مجسمه را کفر آمیز می دانستند از بین بردند» (۱۶).     نگارش این سطور تنها گنجی کلانی برای گریستن در سوگ موزیم های سرقت شده، کاخ ها و آبادیهای سوخته در کابل و دارالامان نیست، بلکه یادی است از یک واقعیت غم انگیز و نشاندادن خاطره بجای فراموشی و عبرت اندوزی و تاکید به درستی این درس تاریخ که سیستم جنایت، آدم کشی، ویرانگری و سرقت های تاریخی را نمیتوان پنهان و در اسارت نگهداشت . مردم افغانستان سرقت موزیم ها و آثار تاریخی را خیانت به ملت می دانند و خشمگینانه بآن اعتراض مینمایند.بهر اندازه که مطالبات دادخواهی ملت پیرامون ( دوسیه موزیم)، افزایش یابد بهمان اندازه باز یابی اثار تاریخی سرقت شدهء موزیم ها سهل تر خواهد شد ./
در شماره آینده میخوانید :  ـ  سر نوشت شگفت انگيز گنجينه هاي طلا تپه پی نویسها :- - - - - - ۱ ) ـ اثار و داشته های موزیم ملی مشتمل بر دو بخش بود :الف – اثار قبل از ظهور اسلام، در این کلیکسیون( اثار سنگی متعلق به ماقبل التاریخ تا ( سابقهء چهل هزار سال ) مجسمه های گوناگون سنگی وفلزی بودائی، انواع مسکوکات وزیورات مختلف دوره های تاریخی ( که تعداد مسکوکات آن از چهل تا شصت هزار سکه ) می رسید – عاج های هندی، وسایل و لوازم عتیقه مورد استفاده انسانها و غیره شامل بود .ب – کلکسیون دوره اسلامی، عمدتأ آثار وزیرین را شامل بود، قرآن دست نویس خلیفه سوم، حضرت عثمان، ایاتی از قرآن به خط امام حسین، قرآن به خط کوفی که ( در سال ۱۳۴۴ خورشیدی از شهر غلغله بدست آمده بود )، اثار خطی علما و شعرای معروف « هفت اورنگ جامی، هفت پیکر نظامی، هشت بهشت ولیلی و مجنون امیر خسرو دهلوی – بوستان سعدی به خط میرعماد خطاط معروف دوره تیموری، دیوان میرزا عبدالقادر بیدل که از طرف امیر بخارا به امیر حبیب الله اهدا شده بود، دیوان خطی حضرت حافظ به خط میرمحمد محسن که برای سلطان حسین بایقرا نگاشته شده بود و غیره .موزیم اردو: در شمال قصر تاج بیک دارالامان در یک عمارت اهدائی عبدالمجید خان زابلی در" ۲۸ اسد سال ۱۳۶۵ خ ( روز استقلال و روز تأسیس اردوی افغانستان) بگونه باشکوهی ایجاد و افتتاح گردیده بود. در این موزیم انواع اثار و اسلحه ناریه و جاریه از دوره های مختلف تاریخ مانند ( نیزه ها، سپرها، شمشیرها، کرچ ها، کلاه و تن پوش های زرهی و چرمی، انواع تفنگ و تفنگچه های چقماقی پلیته ئی، دهن پر و انواع اسناد تاریخی فرهنگی، نظامی، تابلو ها، نقاشی ها، فوتو های تاریخی و نمونه های اسلحه و تخنیک محاربوی دو صد ساله اخیرجمع آوری گردیده بود.۲ ) در جنگ دوم جهانی بعد از حمله هیتلر بر" اتحاد شوروی" شهر لینینگراد پطرز بورک امروزی مورد محاصره و شدید ترین بمباردمان هوائی و زمینی قرار گرفت. درآنجا بر علاوه کاخ های مجللی تزاری یک عمارت " کلیسا " که در نوع خود کم نظیر و بسیار زیبا و با احجار قیمتی چون لاجورد و غیره تزئین یافته است وجود دارد. ستالین هدایت میدهد که عمارت کلیسا ولو بهر قیمتی باید از صدمات بمباردمان هوائی و زمینی دشمن در امان بماند. بالاخره عمارت کلیسا، در جریان ۹۰۰ روز محاصره معروف لیننگراد صدمه ندید اما جنگجویان جهادی هم موزیم ها را دزدیدند، و هم عمارت ها و کاخ ها را ویران نمودند . (  ۳ ) – یک رانندهء موتر لوژستیکی که نخواست اسمش افشاء گردد، در آن روزهای جنگ، شب ها در عمارت شمال موزیم ملی ( تعمیر ریاست اداری وزارت دفاع ) سپری میکرد، به نگارنده حکایت کرد .
( ۴ )- محمد صدیق چکری یکی از وزرای اطلاعات و فرهنگ،دورهء حکومت ربانی در زمان جنگ کابل بود، او برعلاوهء که به سوء استفاده از رسانه های دولتی در تبلیغات بسیجی جنگی به نفع گروه خودش ( جمعیت اسلامی ) در جریان جنگ های کابل متهم است – وظیفتأ هیچ اقدامی را که بجلوگیری ازسرقت موزیم ها و تخریب قصرهای دارالامان و چهلستون منجر گردد انجام نداد، چکری به راه اندازی جشن کتاب سوزی در پوهنتون کابل در جریان جنگ ها – اختلاص چند ملیارد افغانی از جمع مبلغ هنگفت که ( ربانی و مسعود ) توسط او به تحریک طالبان، فرستاده بودند و بعد ها که  بحیث وزیر حج و اوقاف ( حکومت حامد کرزی ) اشغال داشت به اختلاص پول حجاج افغانی متهم گردیده، دوسیه او در څارنوالی تحت بررسی قرار داده شده و سرمایه های او ( قرار اظهار معاون لوی څارنوالی بتاریخ ۲۶جوزای سال ۱۳۸۹ خورشیدی با تلویزیون طلوع ) در بانک های دوبی و انگلستان منجمد قرار داده شد . ( ۵ )- شماری از معروفترین فرماندهان ( شورای نظار، جمعیت اسلامی ) که سوق و ادارهء جنگ های گروهی را در کابل منجمله در دارالامان که طی آن آثار تاریخی موزیم ملی بسرقت برده شد، بعهده داشتند، عبارت بودند از :احمد شاه مسعود فرمانده عمومی، ملا قسیم فهیم رئیس استخبارات ومعاون، محمد یونس قانونی معاون، بسم الله محمدی فرمانده قطعه هجومی، گل حیدر فرمانده جنوب، صالح ریگستانی رئیس اوپراسیون، بابه جان ... ، وقوماندان پناه، امان الله گذر- بابه جلندر – انور دنگر -، ملا عزت، باز محمد احمدی، محمد اسحاق، داکتر عبدالرحمن، عبدالله عبدالله و غیره ( رسول سیاف، شیرعلم، زلمی طوفان ) از متحدین مسعود ربانی در جنگ های دارالامان بودند.۶ )- فرماندهان حرکت اسلامی تحت رهبری شیخ آصف محسنی که با اسکان در ساحه دارالامان ( موزیم اردو ) تحت کنترول آنها قرار داشت و غارت گردید عبارت بودند از : سید حسین انوری، ............۷ )-  فرماندهان حزب وحدت اسلامی تحت رهبری عبدالعلی مزاری، دارالامان ( ساحه موزیم) را بتاریخ۱۴/۲ / ۱۳۷۲ متصرف و آثار بجا مانده از سرقت مرحلهء اول از موزیم ملی بسرقت برده شد، عبارت بودند از : ( ابوذر غزنوی قوماندان فرقه ۵۹۷، جان محمد ترکمنی، ابراهیمی بهسودی، سید علی علوی ) که بدست طالبان کشته شدند ، محمداکبری، کریم خلیلی، شفیع دیوانه، علی اکبر قاسمی قوماندان فرقه ۵۹۵ – حاجی امین فرمانده فرقه ۵۹۶ – قوماندان نبی مشهور به گاو، انجنیر لطیف – سدیزدان شناس هاشمی و دیگران.۸ )- شورای ( شش نفره ) طالبان که مسئول فاجعه بار ترین وقایع از جمله نابودی موزیم ملی اند و کابل را اداره میکردند : اعضای آن ( ملا محمد ربانی سر پرست شورا ، ملا محمد غوث وزیر خارجه، ملا امیر جان متقی وزیر اطلاعات، ملا سید غیاث الدین آغا – ملا فاضل محمد و ملا عبدالرزاق ) بود .۹ )- گزارش جیمزاستیل ( تاراج دامنه دار و دزدان دلیر ) ترجمه داکتر صبور الله سیاسنگ ( سایت انترنیتی کابل ناتهـ - به سر دبیری آقای" اشیرداس" )۱۰ )- مجله آئینه افغانستان شماره مسلسل ۱۰۲ صفحه ۱۴۹۱۱ ) مقالات محقق و نویسنده کاندید اکادميسين محمد اعظم سیستانی ( سرنوشت آن هفت هزار  نسخهء خطی موزیم کابل و ارشیف ملی چه شد ) و ( گنجینه های فرهنگی چور و چپاول موزیم ملی توسط اتحاد شمال  تا فروش اثار ) سایت انترنیتی افغان جرمن اول / می / ۲۰۰۶ میلادی (۱۲) در جریان پژوهش و تحقیق بر مسئله ای  سرقت موزیم ها به هویت آن دکتور طب که از سوی جناب محمد اعظم سیستانی محقق و نویسنده نام آور تلویحأ معرفی گردیده بود آشنا گردیدم . این طبیب حازق، شاعر ونویسندهء فیاض جناب صبور الله سیاسنگ است . در صحبت تیلفونی مسئله ای را که اجبارأ به صحنهء فروش آثار تاریخی موزیم ها بحیث ترجمان  برده می شدند تأئید فرموده مژده دادند که اسناد معتبر و فراوانی بدست دارند که آنها را طی اثری ویژه  ای بنام (دوسیه موزیم ) در آینده ها ارائه خواهند داد . ( ۱۳)-  فارایسترن ایکونومیک ریویو، ۲۳سپتمبر ۱۹۹۵ میلادی۱۴ )- خانم ناسی دو پری مقالهء ( اختصاصی بمناسبت پنجمین سالگرد فاجعه فراموش نا شدنی پیکره های بودا در بامیان شماره ۱۸ و ۱۹ مجله آسمائی، )،همچنان ، ناسی دوپری در جای دیگر گفته است ( در آغاز دههء نود حضور و نفوذ قدرت مرکزی از میان رفت، چپاولگران اثر های باستانی فرصت طلائی را برای غارت و چپاول بدست آوردند . تنها در " میرزکه " بمقدار چهارونیم تن سکه به اضافه دو صد سامان آرایش طلا و نقره متعلق به دورهء پیش از تاریخ که در سال ۱۹۴۷ میلادی بصورت تصادفی گشف و نگهداری شده بودند غارت گردید. ( مقاله صدیق رهپو طرزی – تمدن سند و هلمند آغاز گر تمدن ما، سایت انترنیتی آریایی مارچ ۲۰۱۰ میلادی  .۱۵ )- آرشیف ملی در سال ۱۳۶۲ خورشیدی بنام نگارستان ملی مسمی گردید تا سال ۱۳۷۰ دارای ۸۳۰ اثر بود، ( ۲۰۰) اثر آن در جریان جنگ ها بغارت برده شد ( ۲۱۰) اثرآن بوسیله طالب ها ازبین برده شدند ( سایت کابل زمین – آژانس خبری پژواک در مصاحبه با آقای سید عبدالقادر رئیس نگارستان ملی )۱۶ )- مقاله بصیر احمد حسین زاده ( موزیم ملی و نود سال پر فرار و نشیب ) مورخ ۶جوزای سال ۱۳۸۷ خ – سایت های ادیب و روشنایی، به سر دبیری سراج الدین ادیب .
توجه :   کلیپ گزارشی از باز گشایی موزیم کابل و جنگها را از اینجا تما شا کنید گزارش ودیویی موزیم کابل که  در حالت زار قرار دارد.موزیم کابل که تا سال نود و دوی میلادی صدهزار اثر تاریخی ارزشمند را در خود جا داده بود بوسیله تنظیم های جهادی غارت گردید و حال به گفته رئیس موزیم بیش از هفتاد فیصد آثار آن غارت گردیده است. گفته میشود که از جمله تفنگچه شاه امان اله خان، قهرمان ملی افغانستان بوسیله گلبدین به پسر دیکتاتور نظامی پاکستان ضیاالحق هدیه داده شد و سایر آثار در بازار های جهان به فروش رسیدند.  برای تماشای این ویدیو کلیپ اینجا را کلیک کنید 
موزیم کابل که در سال 1922 تاسیس شده ، زمانی یکی از بزرگترین مجموعه های آثار باستانی جهان بشمار میرفت/ این کلیپ را از گزارش لیلماه حبیب عظیمی  تما شا کنید
Exhibit of Treasures from Afghanistan - نمایشگاه گنجینه های از افغانستان را با یک کلیک از اینجا تماشا کنید
  
بالا
بازگشت