۱۴۰۴ آذر ۱۸, سه‌شنبه

هویت ملی پذیرش بجای انکار

 

هویت ملی، پذیرش به جای انکار
نویسنده؛ محمد محق
در پاییز سال 2010 در دوره اول کار دیپلماتیکم در قاهره، نمایشگاه بین‌المللی کتاب قاهره برگزار شد. دوست فقیدم مرحوم داکتر عبد‌الرئوف هری، روحش شاد، که در آن زمان دانشجوی دکتورا بود، به من اطلاع داد که دکتور جابر عصفور، نویسنده و روشنفکر صاحب‌نام مصری و وزیر اسبق فرهنگ آن کشور، در محل نمایشگاه سخنرانی دارد، و خواست که اگر علاقه داشته باشم با هم به سخنرانی‌اش برویم. در آن سخنرانی، دکتور عصفور به ترسیم عناصر تشکیل‌دهنده هویت مصر پرداخت و گفت که فرعونیت، عربیت، اسلامیت و مدرنیته عناصر عمده هویت مصری هستند. برای من چنین بیان روشنی در باره عناصر تشکیل دهنده هویت ملی یک کشور تازگی داشت و آموزنده بود، به ویژه این‌که در فرهنگ ما کلمه فرعون همیشه با بار منفی به کار می‌رفت، و در مصر به یکی از ادوار مهم تاریخی اشاره داشت که دوره‌ای درخشان از تمدن باستانی آن کشور را به نمایش می‌گذاشت. در دوره دوم ماموریتم، در سال 2018، همه سفرای مقیم قاهره، به اشتراک در کنفرانسی بین‌المللی در شرم الشیخ دعوت شدند که برای پنج هزار مهمان، و عمدتا از جوانان کشورهای مختلف برگزار می‌شد. یکی از جلوه‌های جذاب این کنفرانس برای من این بود که در ویدیوهای کوتاه اما پر درخششی که در حضور رئیس جمهور و مقام‌های عالی‌رتبه و مهمانان خارجی و داخلی به نمایش در آمد ترسیم هویت مصری بود به گونه‌ای که گذشته را از ادوار تمدنی کهن تا امروز به هم پیوند می‌زد. در این ویدیوها هیچ بخش از عناصر عمده تاریخ و تمدن این کشور انکار نمی‌شد، بلکه مصر فرعونی، مصر هلنیستی/یونانی، مصر رومی، مصر مسیحی، مصر اسلامی، مصر عربی، مصر افریقایی، و مصر دوران مدرن در ترکیبی همساز تلفیق و معرفی می‌شد. من با تامل در آن تصاویر به این می‌اندیشیدم که چگونه مصر توانسته است از شکاف‌های قبیله‌ای و حتی دینی و مذهبی عبور کند و هویت واحد ملی بیافریند، و آرزو کردم که کاش در سرزمین ما نیز چنین رویکردی در پیش گرفته می‌شد و ما شاهد اینهمه نزاع نمی‌بودیم. تجربه‌ای که از مصر حکایت کردم در بسیاری از کشورهای جهان با موفقیت به انجام رسیده و حاصل دلنشینی داشته است، و این نشان می‌دهد که غلبه بر شکاف‌های تباری و مذهبی و خلق هویتی همبسته از ساکنان یک سرزمین به هیچ صورت ناممکن نیست، به شرطی که اراده، درایت و بینشی وسیع وجود داشته باشد.
اگر بخواهیم در افغانستان هویت ملی مورد قبول همگان شکل بگیرد و این هویت شیرازه پیوند شهروندان باشد، شرط اساسی آن این است که پایه کار را بر پذیرش بگذاریم نه انکار. پذیرش مورد نظر این جا دو سطح عمودی و افقی دارد. در سطح عمودی، یعنی تاریخ کشور خود را از پنج قرن اخیر یا از چهاده قرن تاریخ اسلام آغاز نکنیم، بلکه از روزگار شکل‌گیری مدنیت و فرهنگ اجتماعی در این خطه بیاغازیم. ما باید نشان بدهیم و بپذیریم که روزی این سرزمین مهد دیانت زرتشتی، هندویی، بودایی، میترایی و مانوی بوده و سپس به دین اسلام روی آورده و تا به عصر حاضر رسیده است. اگر در جامعه ما چنین درکی از تاریخ وجود می‌داشت مجسمه‌های بودا انفجار داده نمی‌شد، آثار باستانی ما به آسانی به بازارهای سیاه کشورهای دیگر به تاراج نمی‌رفت و نشانه‌های مدنیت چندین هزار ساله با خاک یکسان نمی‌گردید. کشورهای دیگر با زنده نگه داشتن گذشته تاریخی خود و حفظ پیوند خویش با آن، نه تنها ملیون‌ها جهان‌گرد و بازدیدکننده را از سراسر جهان به کشور خود علاقه‌مند می‌سازند، بلکه نسبت خود را با گذشته تعریف می‌کنند. در محیط ما، گروه‌های بدوی و فاقد درک تمدنی تاریخ را محو می‌کنند و می خواهند با سلیقه‌های خام و ابلهانه خود بر آوار آن تاریخ بسازند.
پذیرش در سطح افقی یعنی به رسمیت شناختن همه شهروندان کشور با هر تعلق تباری، زبانی، مذهبی، دینی و فکری. افغانستان مانند بسیاری از کشورها از اقوام، تبارها و مذاهب و اعتقادات مختلف تشکیل شده است، و این چیزی کاملا طبیعی است. برای شکل دادن به هویت واحد ملی باید بحث اکثریت و اقلیت برای همیشه پایان پیدا کند و چنین چیزی هیچ گونه امتیاز برای کسی به بار نیاورد. هر کسی که متعلق به این سرزمین است، چه اجدادش از هزاران سال قبل در این‌جا زیسته باشند، و چه در ادوار بعدی در این خاک متوطن شده باشند، همه جایگاه مساوی و یکسان دارند و هیچ کس بر هیچ کس برتر نیست، همچنان که هیچ کس از هیچ فروتر نیست. به لحاظ اعتقادی، مسلمانان، سیک ها، هندوها، بهایی‌ها و ناباوران، از نظر حقوق شهروندی و مالکیت بر این سرزمین برابرند. همچنین است اعضای گروه‌های قومی مختلف مانند ازبیک، پشتون، تاجیک، هزاره، ترکمن، قزاق، قرغیز، سادات، عرب، بلوچ، پشه‌ای، پامیری، تاتار، مغول، ایماق، و بقیه، و هیچ اهمیتی ندارد که درصد کدام یک بیشتر است و کدام یک کمتر.
گفتن این سخنان در حد شعار مشکلی را حل نمی‌کند. باید زمینه‌های توسعه و انکشاف پایدار برای همه به صورت یکسان فراهم باشد، و فقر و محرومیت از همه جا به مرور رخت بربندد، و از این نظر قندهار و خوست با سمنگان و بامیان فرقی نداشته باشد، چنان‌که نورستان با دایکندی، هرات، بدخشان، جوزجان، کنر، بادغیس یا ننگرهار.. علاوه بر فرصت‌های برابر توسعه، باید در سطح نمادهای ملی نیز این تنوع و رنگارنگی به نمایش گذاشته شود، از سرود ملی تا پول رسمی کشور، تا پاسپورت، تا نشان ملی، تا شخصیت‌های ملی، تا وقایع تاریخی، تا بناهای تاریخی، تا حیوانات و گیاهان ملی، تا پوشش و صنایع دستی، تا اماکن و جغرافیا. نظام آموزشی این کشور نیز وظیفه دارد که این آگاهی را در دانش‌آموزان ترسیخ کند و روحیه پذیرش را در آنان نهادینه گرداند. بخشی از بدبینی‌ها که سرانجام به نفرت و دشمنی می‌انجامد ناشی از ناآگاهی در باره یکدیگر است، تاجیک ما از فرهنگ پشتون ما چیزی نمی‌داند، و پشتون ما از عرف و سنت‌های هزاره ما آگاهی ندارد، همچنان که اکثریت ما در باره سنت‌ها و عادات مردم ازبیک، بلوچ و سایر هموطنان خود چیز زیادی نمی‌دانیم. ما با معرفت و درک روشن می‌توانیم هویت ملی واحد و مستحکمی بسازیم و به شکاف‌ها پایان بدهیم.

۱۴۰۴ آذر ۱۲, چهارشنبه

 

در بریتانیا حزب چپِ جدید «حزبِ شما» اعلام موجودیت کرد؛ سلطانه در رأی‌گیری‌ها از کوربین جلوتر زد

در بریتانیا نیروی تازهٔ چپ با نام حزب شما «Your Party» اعلام موجودیت کرد. جناح کوربین در رأی‌گیری‌های تعیین کننده شکست خورد.

اکنون بریتانیا رسماً صاحب یک حزب چپ جدید است: آخر هفته، کنگرهٔ حزبی با حضور جرمی کوربین و زارا سلطانه در لیورپول برگزار شد. نمایندگان دربارهٔ نام دائمی حزب جدید نیز رأی دادند: این حزب «Your Party» نام خواهد داشت، کوربین در پایان اعلام کرد. ۳۷ درصد نمایندگان به این نام رأی دادند. پیشنهاد سلطانه، حزب چپ ــ «Left Party» ــ اصلاً در فهرست انتخاب قرار نگرفت. با این حال سلطانه جدای از نام، توانست در طول این آخر هفته حزب جدید را مطابق دیدگاه‌های خود شکل دهد. اما برای کوربین، رئیس سابق حزب کارگر، این روند نوعی عقب‌نشینی بود.

سلطانه پیش از حرکت به‌سوی کنفرانس در روز شنبه به رسانه‌ها گفت: «تأسیس یک حزب جدید اتفاقی هیجان‌انگیز است.» اما او در روز نخست وارد سالن اصلی کنفرانس نشد تا در اعتراض به کنارگذاشته‌شدن چند تن از نزدیکانش از حزب جدید، حضور خود را تعلیق کند. او در عوض در یکی از تریبون های جانبیِ پیرامونی کنفرانس صحبت کرد. در آنجا، در برابر هوادارانش، اقداماتی را که از سوی هیئت رهبری اتخاذ شده بود مورد حمله قرار داد. به نقل از بی‌بی‌سی، سلطانه این اقدامات را «یک شکار جادوگران» نامید. طبق گفتهٔ سخنگوی حزب، این خروج‌ها به‌دلیل عضویت همزمان افراد در احزاب دیگر انجام شده بود. این مسئله عمدتاً فعالان حزب تروتسکیستی «سوسیالیست ورکرز پارتی» Socialist Workers Party را دربرمی‌گرفت.

به گفتهٔ کسانی که با روزنامه «یونگه ولت» صحبت کردند، فضای سالن مملو از جمعیت، شلوغ و متشنج بود. با این‌همه کوربین در آغاز خوش‌بین بود: او اعلام کرد حزب جدید دارای ۵۰ هزار عضو است. نمایندگان گزارش دادند که برخی افراد توسط نیروهای امنیتی از سالن خارج شده‌اند؛ همچنین گفته شد که نمایندگان رسانه‌ها نیز موقتاً بیرون فرستاده شدند و مجبور شدند از اتاق رسانه خبر بدهند. نمایندگان همچنین اعتراض کردند که هیئت کنفرانس سخنرانان را از اشاره به گروه «Palestine Action» ــ که در بریتانیا ممنوع است ــ منع کرده است. یکی از نمایندگان با دورزدن این مانع گفت: «من با هر کنشی از فلسطین حمایت می‌کنم.»

یکی از فعالان شنبه‌‌شب به یونگه ولت گفت: «رفتار کوربین و هوادارانش باعث کاهش شدید اعتماد شده است.» این مسئله روز دوم آشکارتر شد: کوربین در دو رأی‌گیری کلیدی شکست خورد. با حدود ۵۱.۶ درصد در برابر ۴۸.۴ درصد، کنگره به رهبری جمعی و علیه انتخاب یک رئیس حزب رأی داد. با این تصمیم، از یک کارزار انتخاباتی فلج‌کننده میان کوربین و سلطانه جلوگیری شد. سلطانه از رهبری جمعی به عنوان «دموکراسی حداکثری اعضا» حمایت کرده بود، در حالی که کوربین رهبری فردی و انتخاب یک نفر را ترجیح می‌داد. سلطانه پس از اعلام نتیجه در ایکس نوشت: «ما موفق شدیم.»

آمار رأی‌گیری نشان می‌دهد که تعداد اعضا احتمالاً بسیار کمتر از ۵۰ هزار نفری است که کوربین روز قبل اعلام کرده بود. تنها ۸۸۰۰ عضو به‌صورت آنلاین در رأی‌گیری شرکت کردند. هنگام تأسیس، حزب ۲۱ هزار عضو داشت. بعداً اعضا با بیش از ۶۰ درصد به مجاز شدن عضویت هم‌زمان رأی دادند ــ که آن نیز ضربه‌ای سنگین به کوربین بود. پس از این دو پیروزی، سلطانه ظهر یکشنبه وارد سالن شد. او که از ماه اوت خود را نمایندهٔ بدنهٔ حزبی معرفی می‌کرد، اکنون پیروزی در نبرد جناحی را به‌دست آورده بود: او با حملهٔ مستقیم به جناح کوربین گفت: «اخراج‌ها و سانسور قابل‌قبول نیست. این شیوه مستقیماً از دفترچهٔ راهنمای راست‌های حزب کارگر بیرون آمده.» حاضران در سالن او را با ایستادن و تشویق طولانی همراهی کردند.

سلطانه قصد دارد برای عضویت در رهبری جمعی نامزد شود. کوربین اعلام کرد فرایند انتخابی باید تا پایان فوریه تکمیل شود. این‌که او خود نامزد شود، پس از کنگرهٔ تأسیس حزب بسیار بعید به‌نظر می‌رسد. استیون مثوِن، دبیر تحریریه رسانهٔ چپ‌گرای تأثیرگذار «نووارا مدیا»، پس از پایان کنگره در ایکس پرسید: «آیا این پایان کوربینیسم است؟» اما بسیاری نیز تردید دارند که سلطانه بتواند حزب جدید را متحد کند

۱۴۰۴ آذر ۱۰, دوشنبه

اعتراف یک افسر انگلس در اعدام غیر نظامیان در افغانستان

 

روایت تکان‌دهنده افسر انگلیسی از اعدام غیرنظامیان در افغانستان

المیادین  :  یک افسر ارشد سابق انگلیسی در یک تحقیق عمومی گفت که واحد‌های نیرو‌های ویژه انگلیس در افغانستان با اعدام‌های شتابزده مظنونان به شورش، مرتکب جنایات جنگی شده‌اند و افزود که سلسله مراتب فرماندهی از این سوءاستفاده‌ها آگاه بوده، اما اقدامی نکرده است.

وزارت دفاع انگلیس پس از آنکه یک مستند فاش کرد که سربازان سرویس ویژه هوایی این کشور (SAS) بیش از ۱۰ سال پیش در جریان جنگ افغانستان، ۵۴ نفر را در شرایطی که به عنوان شرایط مرموز توصیف شده است، کشته‌اند، دستور این تحقیق را صادر کرد.

این تحقیق بر مجموعه‌ای از حملات شبانه انجام شده توسط نیرو‌های انگلیسی بین اواسط ۲۰۱۰ تا اواسط ۲۰۱۳ در افغانستان، زمانی که آنها بخشی از ائتلاف سرکردگی آمریکا علیه طالبان و سایر گروه‌های مسلح بودند، تمرکز دارد.

پلیس نظامی انگلیس چندین تحقیق در مورد ادعا‌های سوءاستفاده توسط نیرو‌های انگلیسی در افغانستان، از جمله مواردی که به سرویس ویژه هوایی نسبت داده می‌شود، انجام داده است، اما وزارت دفاع گفته است که شواهد کافی برای طرح اتهامات وجود ندارد!

هدف از تحقیقات فعلی، تایید وجود اطلاعات معتبر در مورد قتل‌های فراقضایی، ارزیابی جامعیت تحقیقات قبلی انجام شده توسط پلیس نظامی و تعیین این است که آیا تلاشی برای پنهان کردن حقایق مربوط به قتل‌های غیرقانونی صورت گرفته است یا خیر.

قاضی چارلز هادون-کیو، رئیس این تحقیقات، بر لزوم ارجاع هر کسی که در این قتل‌ها دست داشته باشد به مقامات ذیصلاح تأکید کرد، در حالی که هر کسی را که مرتکب هیچ خطایی نشده باشد، تبرئه کرد.

در این تحقیقات، شهادت سربازان انگلیسی که در افغانستان خدمت کرده‌اند، شنیده شد که نگرانی‌های خود را در مورد شیوه‌های یک واحد فرعی به نام UKSF۱ ابراز کردند. یکی از سربازان تایید کرد که اعضای این واحد، صرف نظر از میزان تهدید، در طول عملیات، هر مرد افغان در سن جنگ را می‌کشتند.

در شواهد جدیدی که قبل از انتشار عمومی در روز دوشنبه، به صورت محرمانه ارائه شد، افسری با نام رمز N.۱۴۶۶ که در آن زمان معاون رئیس ستاد عملیات در ستاد نیرو‌های ویژه بود، توضیح داد که از سال ۲۰۱۱ به تعداد بازداشت‌شدگان کشته شده در طول عملیات توسط این واحد مشکوک شده است.

این افسر اظهار داشت که بررسی گزارش‌های رسمی نشان داده است که تعداد تلفات «دشمن» از تعداد سلاح‌های مصادره شده بیشتر بوده است و روایت‌های مربوط به تلاش مکرر بازداشت‌شدگان برای به دست آوردن سلاح یا استفاده از نارنجک‌های دستی پس از دستگیری، غیرمنطقی به نظر می‌رسید.

وی توضیح داد که این نگرانی‌ها را با مدیر نیرو‌های ویژه، که با نام رمز «۱۸۰۲» شناخته می‌شود، مطرح کرده است، اما این مدیر صرفا دستور بررسی تاکتیک‌های عملیاتی را بدون آغاز هیچ گونه دادرسی کیفری داده است.

این افسر از اینکه این موضوع را مستقیما به پلیس نظامی در آن زمان گزارش نکرده است، ابراز تاسف کرد، اگرچه نگرانی‌های خود را دوباره در سال ۲۰۱۵ گزارش داد.

او در شهادت خود اظهار داشت که به شدت نگران آنچه که به شدت به آن مشکوک بوده یهنی کشتار غیرقانونی غیرنظامیان، از جمله کودکان، بوده است.

او اشاره کرد که به این باور رسیده است که قتل‌های فراقضایی محدود به چند عضو این واحد نیست، بلکه شاید گسترده‌تر و برای تعداد قابل توجهی از نیرو‌های ویژه انگلیس شناخته شده باشد.

حضور مستقیم نظامی لنگلیی در افغانستان تقریبا ۲۰ سال (۲۰۰۱-۲۰۲۱) ادامه داشت، که با عملیات جنگی گسترده به بهانه مبارزه با تروریسم آغاز شد و با خروج کامل پس از خروج آمریکا پایان یافت.

 

 

 

 

۱۴۰۴ آذر ۱, شنبه

گذارش زوگانف



گزارش گنادی زیوگانف، صدر کمیته مرکزی حزب کمونیست فدراسیون روسیه، در پلنوم کمیته مرکزی حزب کمونیست فدراسیون روسیه، ۱۵ نوامبر ۲۰۲۵
رفقای عزیز! هدف حزب ما ارائه الگوی برای توسعه اجتماعی و چشم‌انداز آینده به مردم و مبارزه برای قدرت و پیشبرد جامعه است .ازما درخواست می شود که حزب کمونیست با وظیفه‌ای مهمی روبرو است. هر موقعیت خاص را با حمایت از کارگران وچشم انداز سوسیالیسم باید مرتبط کنیم.
امروز ما درحال گفتگو برای پیروزی برنامه خود هستیم. ما در حال بحث در مورد محتوای اجتماعی-اقتصادی و ارزیابی پیشرفت مبارزه برای اجرا هستیم.در سال ۲۰۲۶، حزب کمونیست فدراسیون روسیه قصد دارد در انتخابات دومای دولتی شرکت کند. ما رویکردهای خود را برای توسعه کشوردر پلتفرم انتخاباتی ارائه خواهیم داد. امروز، ما گامی اساسی درتوسعه برمی‌داریم.
جهانی که در آن زندگی می‌کنیم.
تهیه اسناد سیاسی ما تلاشی برای پنهان کردن اهداف واقعی یا فریب شهروندان نیست. این دقیقاً عملی است که پوپولیست‌های بورژوا همیشه انجام می‌دهند. کمونیست‌ها با مقاصد روشن، اعلام نظر آشکار و حرکت قاطعانه به جلوشناخته می‌شوند وبرای دستیابی به این هدف،جمع کاملی از عوامل و روندها را در نظرمی گیرند. همین تحلیل جامع است که 19-مین کنگره حزب کمونیست فدراسیون روسیه در ژوئیه امسال ارائه داد. امروز، ما بر اساس ارزیابی‌های آن درجامعه عمل می‌کنیم.
بشریت در حال تجربه یک نقطه عطف است.
هم مخالفان هم حامیان سرمایه داری دراین مورد اتفاق نظر دارند. درعین حال، نیروهای مختلف محتوای این تغییرات را به طور متفاوت ارزیابی می‌کنند. جهت این تغییرات موضوع جدی ‌ترین تأمل و بحث های داغ وجود دارد.
اردوگاه نئولیبرال با نگرانی در مورد گرایش‌های «اقتدارگرایانه» و محدود کردن جهانی شدن صحبت می‌کند. طبق تفسیر آنها، «عصر دیکتاتورها» فرا رسیده است.می گویند: این [سیاست/مکانیزم/…] دستاوردهای «بازار آزاد» و دموکراسی را از بین میبرد. آنها ظاهرا می خواهند بنام «ارزش ها» اقتصاد را تضمین ، مشکلات اجتماعی را کاهش دهند تا مردم جهان را به هم نزدیک‌ ترکنند.
اردوی محافظه‌کاران دیدگاه کاملاً متفاوتی نسبت به روندهای معاصر دارد.
آنچه لیبرال‌ها به آن افتخار می‌کنند، محافظه‌کاران آن را تقبیح می‌کنند. آنها به فرسایش «ارزش‌های سنتی» و فرسایش پایه‌های «تمدن غربی» اشاره می‌کنند. آنها معتقدند که مشکلات معاصر با پیروزی ایده‌های «چپ‌گرایانه»، هجوم مهاجران، تحمیل دستور کار اقلیمی و غیره تشدید می‌شود.
اما طرفداران هر دو رویکرد، از ادامه تسلط سرمایه دفاع می‌کنند. آنها بیشتر نگران حفظ سود و نفوذ سیاسی در دست برخی از گروه‌های الیگارشی هستند. نیروهای ضد بورژوازی اساساً موضع متفاوتی دارند. برای کارگران و پیشتازان آنها – احزاب چپ – این یک رویارویی ساختگی است. هر دو مخالف ما اشتباه می‌کنند!
دونالد ترامپ نمونه بارزی از انتخاب نادرست بین لیبرال‌ها و محافظه‌کاران است.
در نگاه اول، او در مبارزه خود علیه دموکرات‌ها، وارد نبردی شدید با طایفه‌های الیگارشی شده است. اما اگر عمیق‌تر بررسی کنید، مشخص می‌شود: ترامپ نماینده بزرگترین سرمایه است. بنابراین، اقدامات او نمونه‌ای از یک یورش امپریالیستی است.
سرعت و عمق تغییردرجهان نیازمند تحلیلی متفکرانه مبتنی براصول مارکسیستی دارد. بدون آن، کمونیست‌ها در گردابی از منافع خارجی دست و پا خواهند زد.
ما باید پیوسته از گرداب جزم‌اندیشی بورژوایی خارج شویم و به فضای پرولتری برای مبارزه وارد منافع واقعی مردم شویم. اولین و مهم‌ترین روند جهانی، بحران عمومی سرمایه‌داری است. همانطور که مارکس و انگلس نشان دادند، بحران‌ها از ویژگی‌های جدایی‌ناپذیر نظام سرمایه‌داری هستند.
در آغاز قرن بیست و یکم، آنها بسیار عمیق‌تر از بحران‌های قبلی تولید شده‌اند. نسل‌های فعلی شاهد فرایندی فراتر از آن هستند – بحرانهای عمیق در بنیان‌های نظام بورژوازی برای چندین قرن، سرمایه‌داری رشد کرده و منابع بیشتری را جذب کرده است. ابتدا، بورژوازی دهقانان را از زمین بیرون راند. سپس فتوحات استعماری را در آمریکا و آفریقا، آسیا و استرالیا آغاز کردند. سرمایه‌داری با استفاده از کار برده در مزارع، تجارت برده را احیا کرد. مبارزه قدرت‌های امپریالیستی برای توزیع مجدد مستعمرات به یکی از دلایل اصلی دو جنگ جهانی (اول- دوم) تبدیل شد که در آن ۸۰ میلیون نفر جان باختند. فروپاشی امپراتوری‌های استعماری، استعمار نو را به عرصه آورد. منابع طبیعی از کشورهای در حال توسعه استخراج شد. از نیروی کار ارزان سوءاستفاده شد. وام‌ها و سرمایه‌گذاری‌ها تحت قراردادهای سنگین اعطا شدند. کشورها به بدهی کشیده شدند. فشار سیاسی و حتی نظامی به ابزارهای مالی نفوذ اضافه شد.
تا قرن بیستم، «محدودیت‌های رشد» سرمایه‌داری آشکار شده بود. کارل مارکس آنها را به عنوان قانون کاهش نرخ سود تعریف کرد. این روند، محدودیت‌های تاریخی شیوه تولید سرمایه‌داری را بیان می‌کند.
نابود ساختن خائنانه اتحاد جماهیر شوروی به تأخیر در فروپاشی سرمایه‌داری کمک کرد.
بازارهای اتحاد جماهیر شوروی و کشورهای اروپای شرقی، که نزدیک به نیم میلیارد نفر جمعیت داشتند، به روی الیگارشی جهانی گشوده شد. هرچند ورود چین، ویتنام و سایر کشورها به اقتصاد جهانی به مهار بحران سرمایه‌داری کمک کرد. اما این اثر موقتی بود. در آغاز این قرن، نقص‌های سیستمی، سرمایه‌داری را به بحران ۲۰۰۸ سوق داد.عدم تعادل اقتصاد جهانی به طور طبیعی بر زندگی سیاسی تأثیر گذاشته است. «مرکز» سرمایه‌داری، که توسط ایالات متحده و کشورهای اروپای غربی نمایندگی می‌شود، جایگاه خود را به عنوان هژمون بلامنازع از دست می‌دهد. اما این یک روند کند است. سلطه ایالات متحده توسط ۷۰۰ پایگاه نظامی در سراسر جهان پشتیبانی می‌شود. ناتو رهبری آشکاری در زمینه تسلیحات دارد. غرب هنوز هم افسار سیستم مالی جهانی را در دست دارد. صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی همچنان بزرگترین موسسات مالی هستند. کل منابع صندوق بین‌المللی پول ۱.۳ تریلیون دلار تخمین زده می‌شود.
«بلک راک»، بزرگترین شرکت سرمایه‌گذاری مستقر در ایالات متحده، در بیش از ۱۰۰ کشورجهان مشتری دارد. این شرکت دارایی‌هایی به ارزش ۱۳.۵ تریلیون دلار را مدیریت می‌کند. این یک هفتم تولید ناخالص داخلی جهان است. قابلیت‌های بلک راک پنج برابر بیشتر از مجموع تولید ناخالص داخلی تمام کشورهای آفریقایی و قابل مقایسه با منطقه یورو است.امپریالیست‌ها رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی قدرتمند را کنترل می‌کنند. آنها به تولید فیلم و سایر مکانیسم‌های فرهنگ توده‌ای متکی هستند. همه اینها ابزارهای مهم اطلاعات و دیکته ایدئولوژیک غرب هستند. و این را نمی‌توان نادیده گرفت.
بهرحال، ابرهای الیگارشی جهان در حال جمع شدن هستند.
مراکز توسعه جدیدی در حال ظهور هستند. از نظر برابری قدرت خرید، تولید ناخالص داخلی چین از ایالات متحده پیشی گرفته است. هند از ژاپن، آلمان و بریتانیا پیشی گرفته است.
ظهوراقتصادی کشورهای جنوب جهان پیامدهای سیاسی قابل توجهی دارد. بریکس و سازمان همکاری شانگهای اهمیت روزافزونی پیدا می‌کنند و به جایگزین قدرتمندی برای گروه هفت تبدیل می‌شوند. با این حال، ظهور جهان چند قطبی جنبه‌ی منفی نیز دارد. اکثر کشورهای بریکس در چارچوب سرمایه‌داری باقی می مانند. در حالیکه باید برای استقلال بیشتر تلاش ‌کنند، «قطب‌های» جدید هنوز به سیستم بورژوازی اعتراض نکرده اند….
متن کامل گزارش در وب‌سایت کمیته مرکزی حزب کمونیست فدراسیون روسیه موجود است.
گفتگوی گنادی زیوگانف پس از پلنوم با الساندر گاموف ناظر سیاسی، ستون‌نویس روزنامه «کومسومولسکایا پراودا»، مجری رادیو «کومسومولسکایا پراودا»، عضو آکادمی مطبوعاتی روسیه.
گنادی زیوگانوف پس از پلنوم به من گفت: «به لطف پخش زنده، حدود 50000 نفر شرکت کردند. نمایندگانی از همه جبهه‌ها حضور داشتند تعداد زیادی از شهرها و جمهوریها از جمله مینسک، کیشیناو….با ما درتماس بوده اند.
گنادی آندریویچ می گوید من مشاهده کردم چهره‌های جوان زیادی در سالن حضور دارند……حزب ما، به طور قابل توجهی جوان‌ تر شده است. نهادهای حاکم بر حزب کمونیست فدراسیون روسیه و همینطور……
«تعداد زیادی پرسنل نظامی – با نشان‌ها و مدال‌هایی بر سینه‌هایشان – حضور داشتند…»
«نمایندگان و نمایندگانی از همه جبهه‌ها به پلنوم ما آمدند.»
معمولاً مطالبی مانند پلنوم کنونی را برای مقامات مختلف ارسال می‌کنیم»…»
«این بار همینطور خواهد بود.» ما گزارش اصلی و تصمیمات پلنوم را به صدها آدرس، در درجه اول برای رئیس جمهور روسیه، دولت، پارلمان و رسانه‌ها ارسال خواهیم کرد.
آنچه صدر حزب کمونیست فدراسیون روسیه در پلنوم گفت:
– ما هرگز فراموش نکرده‌ایم که ۱۰۰ سال پیش، این انحصارات تجارت بزرگ بودند که نازیسم را به وجود آورد. وقتی هیتلر، موسولینی، فرانکو و همدستانشان قدرت را به دست گرفتند، منجر به وحشتناک ‌ترین جنگ تاریخ بشریت شد. جنایت به کوره‌ها ی انسان سوزی و اتاق‌های گاز بوخنوالد و آشویتس، به تخریب گرنیکا – خاتین (دهکده ایی دربلاروس که توسط فاشیست ها به آتش کشیده شده تنها یک کودک بجا ماند بنای یاد بود-م) ودیگر فاجعه محاصره لنینگراد است که آشکار شد.
– مهمترین رویدادهای امسال، سالگرد دو پیروزی بزرگ است. ۸۰ سال از شکست نازیسم هیتلری و نظامی‌گری ژاپن می‌گذرد. ​​هر یک از این تاریخ‌ها در مرکز کار نظری و ایدئولوژی، بین‌المللی و اطلاعاتی ما قرار داشته‌اند.
– فاشیسم در نورنبرگ شکست خورد و محکوم شد. اتحاد جماهیر شوروی و متحدانش خستگی‌ناپذیر این را به ما یادآوری کردند. یک جنبش قدرتمند کمونیستی و ضد جنگ فعال بود.
– سرمایه جهانی از ارتباط مستقیم با نئونازیسم اجتناب کرد و آن را در پس‌ زمینه نگه داشت. اکنون، حاکمان غربی هرگونه فروتنی باقی مانده را کنار گذاشته و آشکارا از فاشیسم حمایت می‌کنند. حکومت نظامی زلنسکی مملو از سلاح است. «لجن زارهای قهوه‌ای» فاشیستی امیدوارند انتقام تاریخی بگیرند
– ایالات متحده و ناتو به طور فزاینده‌ای گستاخانه عمل می‌کنند. تلاش‌هایی برای سرنگونی دولت درکشور بلاروس، ونزوئلا و نیکاراگوئه انجام شده است. روسیه، چین، کوبا، کره شمالی و سایر کشورها در تیررس تحریم‌ها، باج‌گیری و تهدیدها قرار دارند.
استعمار نو حضور قدرتمند خود را مطرح می‌کند.
مردم از گرسنگی و کمبود مراقبت‌های پزشکی ،با دستان تروریست‌ها و درگیری‌های مسلحانه جان خود را از دست می‌دهند. در اوکراین، نوار غزه و دیگر گوشه‌ کنارهای کره زمین «خونها ریخته» می شود.
سیستم‌های سیاسی غربی به استبداد مطلق تبدیل شده‌اند. آنها ارتباط خود را به آرمان‌های دموکراسی، آزادی و انسان‌گرایی از دست داده‌اند. جهان ‌گرایان مشتاقند بشریت را به اردوه گاه کاراجباری با فن آوری نوین الکترونیکی تحت کنترل خود سوق دهند…..باید با همبستگی نیروهای مترقی سیاره ما،نئوفاشیسم و ​​جنگ ‌طلبان را به عقب نشینی وادارکنند.
لینگ گفتگوی گنادی زیوگانف با الکساندر گاموف عضو آکادمی روسیه، ناظرسیاسی

جنگ ا وکراین پیشنهاد صلح اقای ترامپ

 

طرح ۲۸ بندی و بازی پنهان ترامپ: سناریوی توافق یا تسلیم اوکراین اخبار روز

چهار سال پس از آغاز جنگ در اوکراین، این کشور درگیر بحران‌های گسترده‌ای در حوزه نظامی، سیاسی و اقتصادی است. خطوط مقدم در شرق کشور ناپایدار شده و همزمان فساد گسترده در نهادهای دولتی و محدودیت‌های بین‌المللی تصمیم‌گیری برای دولت ولودیمیر زلنسکی را دشوار کرده است. در این شرایط، دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، پیشنهادی تازه ارائه کرده که کی‌یف را غافلگیر کرده و می‌تواند مسیر مذاکرات صلح را وارد فاز جدیدی کند.

طرح ترامپ شامل کاهش قابل توجه سرزمین‌های تحت کنترل اوکراین، کوچک‌سازی ارتش، دریافت تضمین‌های امنیتی از واشنگتن و وعده عدم حمله از سوی مسکو است. از دید مقامات اوکراینی، این طرح هیچ‌گونه عدالت یا توازن در مذاکرات را به همراه ندارد و برخی آن را به شکل «تسلیم» توصیف کرده‌اند. واکنش مقامات اروپایی نیز منفی و تقریباً رسمی است؛ بسیاری از اعضای اتحادیه اروپا به دلیل عدم مشورت پیش از ارائه طرح، از این اقدام ناراضی‌اند و آن را مغایر با منافع اوکراین می‌دانند.

با وجود انتقادات، فشار بر زلنسکی افزایش یافته است. بر اساس گزارش‌ها، هر پیشنهاد بعدی از واشنگتن احتمالاً نامساعدتر خواهد بود و اوکراین توان مقاومت کمتری در برابر آن خواهد داشت. موضع قدرتی که کی‌یف قصد داشت با آن مذاکرات را آغاز کند، از تابستان ۲۰۲۳ از دست رفته و اکنون تهدید جدی فروپاشی جبهه‌های شرقی و رسوایی‌های فساد در اطراف زلنسکی وجود دارد. بسیاری از ناظران بر این باورند که تنها ترامپ می‌تواند زلنسکی را از پیامدهای این رسوایی‌ها نجات دهد.

در همین حال، گزارش هایی درباره طرح ۲۸ بندی که به طور غیررسمی میان آمریکا و روسیه مذاکره شده، منتشر شده است. این طرح توسط استیو ویتکوف برای آمریکا و کیریل دیمیتریف نماینده روسیه در امور سرمایه‌گذاری‌های خارجی تدارک شده و هدف آن پایان سریع جنگ اوکراین اعلام شده است. بر اساس اطلاعات غیررسمی، واشنگتن قصد دارد کی‌یف را به پذیرش دائمی کنترل روسیه بر مناطق لوهانسک و دونتسک ترغیب کند. با این حال، این واگذاری به شکل رسمی صورت نخواهد گرفت و در قالب یک قرارداد اجاره با پرداخت مبلغی توسط روسیه برای منابع تصرف‌شده انجام می‌شود.

علاوه بر این، انتظار می‌رود جنگ در دیگر بخش‌ها، به‌ویژه در طول خط مقدم فعلی، موقتاً متوقف شود. آمریکا همچنین آماده است حاکمیت روسیه بر کریمه را به رسمیت بشناسد، اقدامی که کی‌یف را در مواجهه با فشارهای داخلی و بین‌المللی با چالش‌های جدی روبه‌رو می‌کند.

شرایط سیاسی مرتبط با این طرح نیز مشخص شده است: بخشی از منطقه دونتسک که باید توسط اوکراین تخلیه شود، غیرنظامی خواهد شد تا روسیه نتواند در آن نیرو مستقر کند. همچنین نیروهای مسلح اوکراین باید از حدود یک میلیون نفر به ۴۰۰ هزار نفر کاهش یابند و هیچ‌گونه سلاح‌های کشتار جمعی یا با برد بلند نداشته باشند. حضور نیروهای خارجی در خاک اوکراین نیز محدود خواهد شد. در عین حال، مشخص نیست که در جریان مذاکرات چه اتفاقی برای خواسته روسیه درباره بی‌طرفی اوکراین و ممنوعیت پیوستن آن به ناتو افتاده است. آمریکا ظاهراً آماده است تضمین‌های امنیتی به کی‌یف ارائه دهد، اما جزئیات نحوه سازگاری آن با خواسته‌های روسیه مشخص نیست. به‌عنوان مشوقی برای مسکو، آمریکا وعده بازگشت کامل روسیه به اقتصاد جهانی و پایان تحریم‌ها را داده است.

بنابر گزارش آکسیوس، طرح ۲۸ ماده ای، همچنین بخش اقتصادی گسترده‌ای دارد؛ از جمله استفاده از ۱۰۰ میلیارد دلار از دارایی‌های مسدودشدۀ روسیه برای بازسازی اوکراین تحت رهبری آمریکا، که ۵۰ درصد سود آن به ایالات متحده می‌رسد. اروپا نیز ۱۰۰ میلیارد دلار دیگر اضافه می‌کند. سایر دارایی‌های مسدودشده روسیه به صندوق مشترک آمریکا–روسیه منتقل می‌شود تا پروژه‌های اقتصادی مشترک اجرا کند و انگیزه بازگشت به جنگ را کاهش دهد. رفع تحریم‌ها نیز به‌صورت تدریجی و مشروط انجام می‌شود و روسیه دوباره به گروه G8 دعوت خواهد شد.

آکسیوس می‌افزاید که این طرح شامل همکاری‌های گسترده آمریکا و اوکراین در انرژی، زیرساخت گاز، هوش مصنوعی و استخراج مواد معدنی است. اوکراین دسترسی موقت به بازارهای اتحادیه اروپا خواهد داشت و انتخابات ظرف ۱۰۰ روز از توافق برگزار خواهد شد.

واکنش‌های رسمی مسکو تا زمان انتشار گزارش اعلام نشده است. سخنگوی کرملین گفته که «هیچ تحول جدیدی» که بتوان آن را به این طرح نسبت داد، وجود ندارد. در اروپا، رویکرد غالب شک و تردید است. یوهان واده‌فول، وزیر امور خارجه آلمان، تأکید کرد که هرگونه توافق صلح باید با مشارکت اوکراین و اتحادیه اروپا صورت گیرد. کایا کالاس، نماینده عالی اتحادیه اروپا در امور خارجه، و رادوسلاو سیکورسکی، وزیر خارجه لهستان، نیز نظرات مشابهی داشتند و بر ضرورت حفاظت از توان دفاعی اوکراین تأکید کردند.

یک هیئت بلندپایه آمریکایی شامل سه ژنرال ارشد به کی‌یف اعزام شده است تا به مقامات اوکراینی وضعیت نظامی دشوار این کشور را نشان دهد. روسیه در چند جبهه پیشروی کرده و بمباران اهداف صنعتی و شهری را ادامه می‌دهد. این حملات گاهی با پیامدهای فاجعه‌بار همراه بوده است، از جمله اصابت موشک به یک ساختمان مسکونی هشت‌طبقه در ترنوپیل نزدیک یک کارخانه تولید تجهیزات الکترونیک نظامی که منجر به کشته شدن ۲۶ نفر و زخمی شدن نزدیک به ۱۰۰ نفر شد. علاوه بر این، سه نیروگاه هسته‌ای اوکراین مجبور به کاهش تولید تا ۴۰ درصد شدند، که تأثیر مستقیم بر تامین برق و فعالیت صنایع حیاتی داشته است.

از منظر داخلی، فساد گسترده و بحران‌های سیاسی در اطراف زلنسکی شرایط را پیچیده کرده است. اعتراضات و انتقادات از ناکارآمدی دولت و ناتوانی در مدیریت جنگ، فشار عمومی را افزایش داده و هرگونه تصمیم درباره پذیرش یا رد طرح‌های صلح را دشوار کرده است. همزمان، محدودیت نظامی و کاهش ارتش، پیشروی روسیه در شرق و استمرار بمباران‌ها گزینه‌های عملی کی‌یف را محدود می‌کند.

موضع رسمی اوکراین درباره طرح آمریکا

بر اساس اعلام دولت اوکراین، واشنگتن یک پیش‌نویس طرح برای پایان جنگ با روسیه به این کشور ارائه کرده است و کی‌یف آماده بررسی آن است. دفتر رئیس‌جمهور ولودیمیر زلنسکی اعلام کرد که دولت اوکراین قصد دارد به‌صورت سازنده با آمریکا همکاری کند تا «پایانی شایسته برای جنگ» فراهم شود. زلنسکی همچنین اعلام کرده است که در «روزهای آینده» با دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور سابق آمریکا، درباره این پیشنهاد گفت‌وگو خواهد کرد.

واکنش اروپا به طرح آمریکا

متحدان اروپایی اوکراین نسبت به ابتکار اخیر آمریکا واکنشی محتاطانه نشان داده‌اند؛ طرحی که از نظر متحدان اوکراین منافع روسیه را به شدت تأمین می‌کند. یوهان واده‌فول، وزیر امور خارجه آلمان، و کایا کالاس، نماینده عالی اتحادیه اروپا در امور خارجه، تأکید کردند که اوکراین و اروپا باید در هرگونه مذاکرات احتمالی مشارکت داشته باشند.

تورستن فری، رئیس دفتر صدراعظم آلمان، اخبار مربوط به طرح ۲۸ ماده ای ترامپ را «کاملاً نگران‌کننده» خواند و هشدار داد که ولادیمیر پوتین ممکن است «با این اقدام به اهداف جنگی دست یابد که در میدان نبرد نتوانسته به آن‌ها برسد»، چیزی که به گفته او غیرقابل قبول خواهد بود.

دولت بریتانیا نیز اعلام کرد که تنها خود اوکراین می‌تواند آینده‌اش را تعیین کند، اما در عین حال، لندن از تلاش‌های ترامپ برای «پایان دادن به جنگ وحشیانه» حمایت می‌کند و همچنان کمک‌های نظامی خود به اوکراین را ادامه می‌دهد.

آنچه در مورد طرح ۲۸ بندی گزارش شده

رسانه‌های معتبر بین‌المللی (Axios، NBC، The Guardian، APA و EADaily) گزارشی از جزئیات طرح ۲۸ بندی منتشر کرده‌اند که بر اساس منابع غیررسمی میان آمریکا و روسیه مذاکره شده است. بر اساس این گزارش‌ها، برخی از مهم‌ترین بندهای طرح به شرح زیر است:

– وضعیت سیاسی و امنیتی: تضمین امنیتی آمریکا برای اوکراین، الزام اوکراین به بی‌طرفی و حفظ وضعیت کشور غیرهسته‌ای، اصلاح قانون اساسی برای ممنوعیت پیوستن به ناتو.

– مسائل سرزمینی: به رسمیت شناختن کنترل روسیه بر مناطقی مانند دونتسک و لوهانسک، تثبیت خطوط تماس، ایجاد مناطق غیرنظامی و بافر، تعهد به عدم تغییر مرزها با زور.

– مکانیسم‌های نظامی و امنیتی: ممنوعیت استقرار نیروهای خارجی و ناتو، ایجاد گروه کاری مشترک امنیتی، تعهد روسیه به سیاست عدم تجاوز.

– اقتصاد و بازسازی: صندوق توسعه اوکراین، استفاده از دارایی‌های یخ‌زده روسیه برای بازسازی، همکاری بلندمدت اقتصادی آمریکا و روسیه.

– بازگشت روسیه به اقتصاد جهانی: کاهش و حذف تدریجی تحریم‌ها، امکان همکاری اقتصادی بلندمدت.

– بخش انسانی و حقوقی: تبادل زندانیان و گروگان‌ها، عفو برای نیروهای درگیر، برگزاری انتخابات در بازه مشخص.

– نهاد نظارتی: تشکیل شورای صلح با رهبری ترامپ، نظارت بر اجرای توافق، امکان بازگشت تحریم‌ها در صورت نقض.

– صلح هسته‌ای و انرژی: اوکراین به‌عنوان کشور غیرهسته‌ای باقی بماند، نیروگاه‌های هسته‌ای تحت نظارت IAEA، تقسیم برق میان طرف‌ها.

– آموزش و هنجارهای فرهنگی: حمایت از اقلیت‌ها، رسانه‌ها و ممنوعیت ایدئولوژی نازی در مناطق درگیر.

جزئیات این طرح که در رسانه های بین المللی بازتاب یافته، هنوز توسط اوکراین یا روسیه تأیید نشده است. اوکراین فقط از دریافت پیش‌نویس طرح برای پایان جنگ سخن گفته و سخنگوی کرملین اظهار کرده که «هیچ تحول جدیدی» که بتوان آن را به این طرح نسبت داد، وجود ندارد.

دولت اوکراین در موقعیتی قرار دارد که باید تصمیمات خود را در چارچوب محدودیت‌های موجود اتخاذ کند؛ فشارهای داخلی، پیشروی روسیه در جبهه‌ها، ادامه بمباران‌ها و محدودیت‌های سیاسی و اقتصادی، هرگونه تصمیم‌گیری درباره توافق‌های احتمالی را پیچیده کرده است. گزارش‌ها نشان می‌دهند که مسیر مذاکرات صلح در اوکراین تحت تأثیر متغیرهای متعدد داخلی و بین‌المللی است و همه بازیگران منطقه‌ای و جهانی روند تحولات را با دقت دنبال می‌کنند و در حال سنجش سود و زیان تشویق اوکراین به پذیرش یا رد طرح ۲۸ ماده‌ای ترامپ هستند.

گزارش اکسیوس

طرح کامل ۲۸ ماده‌ای صلح اوکراین و روسیه ترامپ

طبق پیش‌نویسی که به اکسیوس رسیده و توسط یک مقام اوکراینی، یک مقام آمریکایی و یک منبع آشنا با این پیشنهاد تأیید شده است، طرح ۲۸ ماده‌ای رئیس جمهور ترامپ برای صلح در اوکراین، کیف را مجبور می‌کند تا از قلمرو بیشتری در شرق دست بکشد، اندازه ارتش خود را محدود کند و موافقت کند که هرگز به ناتو نپیوندد.  دلیل اهمیت: طرف آمریکایی در حال فشار آوردن به اوکراین برای رسیدن به توافقی بر اساس یک «جدول زمانی تهاجمی» است. و با وجود اینکه این طرح شامل پیشنهادهایی است که اوکراین تاکنون بارها رد کرده است، رئیس جمهور ولادیمیر زلنسکی آن را رد نمی‌کند.

یک مقام ارشد کاخ سفید اذعان کرد که این طرح برای اوکراین «آسان» نیست، اما گفت که ایالات متحده معتقد است که جنگ باید پایان یابد و اگر این اتفاق نیفتد، اوکراین احتمالاً قلمرو بیشتری را از دست خواهد داد.

سریعاً به این موضوع توجه کنید: این طرح توسط استیو ویتکوف، نماینده ترامپ، با نظر مارکو روبیو، وزیر امور خارجه و جراد کوشنر، داماد ترامپ، تهیه شده است.

ویتکوف همچنین با کریل دمیتریف، نماینده روسیه، در مورد این طرح مشورت کرده است. دمیتریف به اکسیوس گفت که نسبت به آن خوشبین است زیرا برخلاف تلاش‌های گذشته، «ما احساس می‌کنیم که موضع روسیه واقعاً شنیده می‌شود.» رئیس جمهور ولادیمیر پوتین علناً این طرح را تأیید نکرده است.

 ویتکوف و کوشنر پس از دیدار با دمیتریف، این طرح را با رستم عمروف، مشاور امنیت ملی زلنسکی، نیز در میان گذاشتند.

دن دریسکول، وزیر ارتش ایالات متحده، روز پنجشنبه این طرح را به صورت کتبی به زلنسکی ارائه کرد. پس از آن، زلنسکی گفت که آماده است تا در مورد آن با ترامپ و تیمش گفتگو کند.

در میان سطور: زلنسکی این طرح را به عنوان “دیدگاه” ایالات متحده توصیف کرد، اما نه یک پیشنهاد نهایی. او گفت که اوکراین در مورد خطوط قرمز خود شفاف بوده و نظرات خود را برای “معنادار کردن واقعی” این طرح ارائه خواهد داد.

یک مقام آمریکایی نیز به اکسیوس گفت که دولت این طرح را به عنوان یک “سند زنده” می‌بیند که می‌تواند بر اساس بحث با طرفین تغییر کند. این مقام ادعا کرد که اوکراین در طول مذاکرات نسبت به بسیاری از نکات مثبت بوده و توانسته برخی از مواضع خود را در آن بگنجاند.

ترامپ همچنین حمایت شخصی خود را از این طرح اعلام کرده است، که جزئیات کامل آن قبلاً منتشر نشده بود.

 این مقام ارشد کاخ سفید گفت: «ما در تلاش جدی برای یافتن راه‌حلی هستیم که به جنگ اوکراین پایان دهد، همانطور که به جنگ غزه پایان دادیم. ما معتقدیم که این طرح آسان نیست اما برای اوکراین خوب است.»

بزرگنمایی: علاوه بر امتیازات ارضی درخواست شده از اوکراین، این سند می‌گوید که در صورت تهاجم بیشتر روسیه به خاک اوکراین، «پاسخ نظامی هماهنگ و قاطعی» وجود خواهد داشت. در این سند نقشی که ایالات متحده در چنین پاسخی ایفا خواهد کرد، ذکر نشده است.

این طرح همچنین شامل بخش‌های اقتصادی است که شامل اختصاص برخی از دارایی‌های مسدود شده روسیه به بازسازی اوکراین، لغو تحریم‌های روسیه، توافق ایالات متحده و روسیه برای همکاری بلندمدت در زمینه‌هایی مانند هوش مصنوعی و معدن و بازگشت روسیه به گروه هشت می‌شود.

همه طرفین به دلیل اقدامات خود در طول جنگ عفو می‌شوند، احتمالاً به این معنی که مقامات و سربازان روسی نمی‌توانند به دلیل جنایات جنگی تحت پیگرد قانونی قرار گیرند.

این طرح همچنین از اوکراین می‌خواهد که ظرف ۱۰۰ روز پس از توافق، انتخابات برگزار کند.  زلنسکی در ماه سپتامبر به اکسیوس گفته بود که می‌خواهد پس از برقراری آتش‌بس، انتخابات برگزار کند.

شایان ذکر است: ۲۸ نکته زیر، طرح فعلی ایالات متحده تا روز پنجشنبه را منعکس می‌کند، به جز تغییرات جزئی در متن آن که به دلیل اصلاح آن اعمال شده است. 

طرح کامل

۱. حاکمیت اوکراین تأیید خواهد شد.

۲. یک توافق جامع عدم تجاوز بین روسیه، اوکراین و اروپا منعقد خواهد شد. تمام ابهامات ۳۰ سال گذشته حل شده تلقی می‌شود.

۳. انتظار می‌رود که روسیه به کشورهای همسایه حمله نکند و ناتو بیش از این گسترش نیابد.

۴. گفتگویی بین روسیه و ناتو با میانجیگری ایالات متحده برگزار خواهد شد تا تمام مسائل امنیتی حل و فصل شود و شرایطی برای کاهش تنش ایجاد شود تا امنیت جهانی تضمین شود و فرصت‌های همکاری و توسعه اقتصادی آینده افزایش یابد.

۵. اوکراین تضمین‌های امنیتی قابل اعتمادی دریافت خواهد کرد.

یک مقام آمریکایی به اکسیوس گفت که این یک تضمین امنیتی صریح برای اوکراین از سوی ایالات متحده خواهد بود، که برای اولین بار است که رسماً در طول این مذاکرات مطرح می‌شود، اگرچه این پیشنهاد جزئیات بیشتری در مورد آنچه که مستلزم آن است ارائه نمی‌دهد.

۶. تعداد نیروهای مسلح اوکراین به ۶۰۰۰۰۰ پرسنل محدود خواهد شد.  توجه: ارتش اوکراین در حال حاضر ۸۰۰۰۰۰ تا ۸۵۰۰۰۰ پرسنل دارد و به گفته یک مقام اوکراینی، قبل از جنگ حدود ۲۵۰۰۰۰ نفر نیرو داشت.

۷. اوکراین موافقت می‌کند که در قانون اساسی خود قید کند که به ناتو نخواهد پیوست و ناتو موافقت می‌کند که در اساسنامه خود بندی را بگنجاند که اوکراین در آینده پذیرفته نخواهد شد.

۸. ناتو موافقت می‌کند که در اوکراین نیرو مستقر نکند.

توجه: کشورهای ناتو، از جمله فرانسه و بریتانیا، روی پیشنهادهای جداگانه‌ای کار کرده‌اند که شامل تعداد کمی از نیروهای اروپایی در خاک اوکراین پس از جنگ می‌شود. به نظر می‌رسد این طرح این احتمال را نادیده می‌گیرد.

۹. جت‌های جنگنده اروپایی در لهستان مستقر خواهند شد.

۱۰. تضمین ایالات متحده:

ایالات متحده غرامت این تضمین را دریافت خواهد کرد.

اگر اوکراین به روسیه حمله کند، این تضمین را از دست خواهد داد.

 اگر روسیه به اوکراین حمله کند، علاوه بر یک پاسخ نظامی هماهنگ و قاطع، تمام تحریم‌های جهانی دوباره برقرار خواهند شد، به رسمیت شناختن قلمرو جدید و تمام مزایای دیگر این توافق لغو خواهد شد.

اگر اوکراین بدون دلیل موشکی به سمت مسکو یا سن پترزبورگ شلیک کند، ضمانت امنیتی نامعتبر تلقی خواهد شد.

۱۱. اوکراین واجد شرایط عضویت در اتحادیه اروپا است و در مدت بررسی این موضوع، دسترسی ترجیحی کوتاه مدت به بازار اروپا دریافت خواهد کرد.

۱۲. یک بسته قدرتمند جهانی از اقدامات برای بازسازی اوکراین، از جمله اما نه محدود به موارد زیر:

ایجاد صندوق توسعه اوکراین برای سرمایه‌گذاری در صنایع با رشد سریع، از جمله فناوری، مراکز داده و هوش مصنوعی.

ایالات متحده با اوکراین برای بازسازی، توسعه، نوسازی و بهره‌برداری مشترک از زیرساخت‌های گاز اوکراین، از جمله خطوط لوله و تأسیسات ذخیره‌سازی، همکاری خواهد کرد.

تلاش‌های مشترک برای بازسازی مناطق آسیب‌دیده از جنگ برای مرمت، بازسازی و نوسازی شهرها و مناطق مسکونی.

توسعه زیرساخت‌ها.

استخراج مواد معدنی و منابع طبیعی.

بانک جهانی یک بسته مالی ویژه برای تسریع این تلاش‌ها تهیه خواهد کرد.  ۱۳. روسیه دوباره به اقتصاد جهانی ملحق خواهد شد:

لغو تحریم‌ها به صورت مرحله‌ای و موردی مورد بحث و توافق قرار خواهد گرفت.

ایالات متحده یک توافقنامه همکاری اقتصادی بلندمدت برای توسعه متقابل در زمینه‌های انرژی، منابع طبیعی، زیرساخت‌ها، هوش مصنوعی، مراکز داده، پروژه‌های استخراج فلزات خاکی کمیاب در قطب شمال و سایر فرصت‌های شرکتی سودمند برای هر دو طرف منعقد خواهد کرد.

از روسیه دعوت می‌شود تا دوباره به گروه ۸ بپیوندد.

۱۴. وجوه مسدود شده به شرح زیر استفاده خواهد شد:

۱۰۰ میلیارد دلار از دارایی‌های مسدود شده روسیه در تلاش‌های تحت رهبری ایالات متحده برای بازسازی و سرمایه‌گذاری در اوکراین سرمایه‌گذاری خواهد شد.

ایالات متحده ۵۰٪ از سود حاصل از این سرمایه‌گذاری را دریافت خواهد کرد. اروپا ۱۰۰ میلیارد دلار برای افزایش میزان سرمایه‌گذاری موجود برای بازسازی اوکراین اضافه خواهد کرد. وجوه مسدود شده اروپا آزاد خواهد شد. باقیمانده وجوه مسدود شده روسیه در یک ابزار سرمایه‌گذاری جداگانه ایالات متحده و روسیه سرمایه‌گذاری خواهد شد که پروژه‌های مشترکی را در زمینه‌های خاص اجرا خواهد کرد. این صندوق با هدف تقویت روابط و افزایش منافع مشترک برای ایجاد انگیزه قوی برای عدم بازگشت به درگیری ایجاد خواهد شد.

۱۵. یک گروه کاری مشترک آمریکایی-روسی در مورد مسائل امنیتی برای ترویج و تضمین رعایت تمام مفاد این توافق‌نامه تشکیل خواهد شد.

۱۶. روسیه سیاست عدم تجاوز خود نسبت به اروپا و اوکراین را در قانون تثبیت خواهد کرد.

۱۷. ایالات متحده و روسیه توافق خواهند کرد که اعتبار معاهدات عدم اشاعه و کنترل سلاح‌های هسته‌ای، از جمله پیمان استارت ۱، را تمدید کنند.

توجه: استارت جدید، آخرین پیمان مهم کنترل تسلیحات ایالات متحده و روسیه، قرار است در ماه فوریه منقضی شود.

۱۸. اوکراین موافقت می‌کند که طبق پیمان عدم اشاعه سلاح‌های هسته‌ای، یک کشور غیر هسته‌ای باشد.

۱۹. نیروگاه هسته‌ای زاپوریژژیا تحت نظارت آژانس بین‌المللی انرژی اتمی راه‌اندازی خواهد شد و برق تولید شده به طور مساوی بین روسیه و اوکراین توزیع خواهد شد – ۵۰:۵۰.  ۲۰. هر دو کشور متعهد می‌شوند برنامه‌های آموزشی را در مدارس و جامعه با هدف ترویج درک و تحمل فرهنگ‌های مختلف و از بین بردن نژادپرستی و تعصب اجرا کنند:

اوکراین قوانین اتحادیه اروپا در مورد تحمل مذهبی و حمایت از اقلیت‌های زبانی را اتخاذ خواهد کرد.

هر دو کشور موافقت خواهند کرد که تمام اقدامات تبعیض‌آمیز را لغو کرده و حقوق رسانه‌ها و آموزش اوکراین و روسیه را تضمین کنند. (توجه: ایده‌های مشابهی در طرح صلح اسرائیل و فلسطین ۲۰۲۰ ترامپ گنجانده شده است).

تمام ایدئولوژی‌ها و فعالیت‌های نازی باید رد و ممنوع شوند.

۲۱. سرزمین‌ها:

کریمه، لوهانسک و دونتسک به عنوان سرزمین‌های بالفعل روسیه، از جمله توسط ایالات متحده، به رسمیت شناخته خواهند شد.

خرسون و زاپوروژیه در امتداد خط تماس مسدود خواهند شد، که به معنای به رسمیت شناختن بالفعل در امتداد خط تماس است.

روسیه سایر سرزمین‌های توافق شده‌ای را که خارج از پنج منطقه تحت کنترل دارد، واگذار خواهد کرد.

نیروهای اوکراینی از بخشی از استان دونتسک که در حال حاضر کنترل می‌کنند، عقب‌نشینی خواهند کرد و این منطقه عقب‌نشینی به عنوان یک منطقه حائل غیرنظامی بی‌طرف در نظر گرفته خواهد شد که در سطح بین‌المللی به عنوان سرزمینی متعلق به فدراسیون روسیه شناخته می‌شود.  نیروهای روسی وارد این منطقه غیرنظامی نخواهند شد.

۲۲. پس از توافق در مورد ترتیبات ارضی آینده، فدراسیون روسیه و اوکراین متعهد می‌شوند که این ترتیبات را با زور تغییر ندهند. در صورت نقض این تعهد، هیچ گونه تضمین امنیتی اعمال نخواهد شد.

۲۳. روسیه مانع استفاده اوکراین از رودخانه دنیپر برای فعالیت‌های تجاری نخواهد شد و توافقاتی در مورد حمل و نقل آزاد غلات از طریق دریای سیاه حاصل خواهد شد.

۲۴. یک کمیته بشردوستانه برای حل مسائل معوقه تشکیل خواهد شد:

تمام زندانیان و اجساد باقی مانده بر اساس “همه برای همه” مبادله خواهند شد.

تمام بازداشت‌شدگان غیرنظامی و گروگان‌ها، از جمله کودکان، بازگردانده خواهند شد.

یک برنامه اتحاد مجدد خانواده اجرا خواهد شد.

اقداماتی برای کاهش رنج قربانیان درگیری انجام خواهد شد.

۲۵. اوکراین در ۱۰۰ روز آینده انتخابات برگزار خواهد کرد.

۲۶. تمام طرف‌های درگیر در این درگیری به دلیل اقدامات خود در طول جنگ عفو کامل دریافت خواهند کرد و موافقت می‌کنند که در آینده هیچ ادعایی نداشته باشند یا هیچ شکایتی را بررسی نکنند.

۲۷. این توافق از نظر قانونی الزام‌آور خواهد بود.  اجرای آن توسط شورای صلح، به ریاست رئیس جمهور دونالد جی. ترامپ، نظارت و تضمین خواهد شد. در صورت نقض آن، تحریم‌هایی اعمال خواهد شد.

توجه: این همان ساختار کلی است که ترامپ برای اداره توافق صلح غزه پیشنهاد داد.

۲۸. به محض اینکه همه طرف‌ها با این تفاهم‌نامه موافقت کنند، آتش‌بس بلافاصله پس از عقب‌نشینی هر دو طرف به نکات توافق شده برای شروع اجرای توافق، اجرایی خواهد شد.