۱۴۰۵ فروردین ۱۲, چهارشنبه

 

شاهرگ دیجیتال جهان در مشت ایران؛ کابوسی ترسناک‌تر از بستن نفت!
وقتی صحبت از تنگه هرمز می‌شود، همه به فکر نفت‌کش‌ها می‌افتند؛ اما حقیقتِ هولناک‌تری در اعماق این آب‌های باریک پنهان شده است: کبل‌های فیبر نوری.
۱. دنیای مدرن روی ۵۰۰ تار مو می‌چرخد!
بیش از ۹۵٪ ترافیک اینترنت جهانی، تراکنش‌های بانکی، بازارهای بورس و داده‌های ابری از طریق کبل‌های زیردریایی منتقل می‌شوند. خلیج فارس و دریای سرخ، قلب تپنده این ارتباطات هستند که آسیا، اروپا و خاورمیانه را به هم وصل می‌کنند. اگر این کبل‌های قطع شوند، دنیا به لحاظ ارتباطی به سال ۱۸۰۲ بازمی‌گردد!
۲. استراتژی «ما که غرق شویم، شما را هم می‌بریم!»
دنیای غرب باید نگران باشد؛ کشوری که تمام تلاش‌ها برای نابودی‌اش به کار گرفته شده، چیزی برای از دست دادن ندارد. اگر ایران تصمیم بگیرد این کبل‌ها را هدف قرار دهد:
**_ فلج شدن بانکداری: دبی به عنوان هاب مالی منطقه اولین قربانی خواهد بود. با سقوط سیستم بانکی دبی، دومینوی فروپاشی به کل اقتصاد جهان سرایت می‌کند.
**_ ترکیدن حباب پترودالر: قدرت مالی شیخ‌نشین‌ها که تکیه‌گاه اقتصاد متزلزل آمریکا است، یک‌شبه نابود می‌شود.
**_ خاموشی دیجیتال: اینترنت در کویت، قطر، بحرین، عربستان و بخش‌های بزرگی از جنوب آسیا و آفریقا تقریباً قطع خواهد شد.
۳. فاجعه‌ای که هفته‌ها طول می‌کشد
تعمیر یک کبل زیردریایی در شرایط عادی هفته‌ها زمان می‌برد؛ حالا تصور کنید در میانه یک منطقه جنگی که هیچ کشتی تعمیراتی اجازه ورود ندارد، این قطع ارتباط چه فاجعه‌ای به بار خواهد آورد.
چرا آمریکا برای مذاکره عجله دارد؟
دنیای امروز دیگر فقط با نفت نمی‌چرخد، با «داده‌ها» می‌چرخد. ایالات متحده می‌داند که اگر ارتش ایران دست به سلاح «قطع کابل» ببرد، نه‌تنها برق جهان قطع نمی‌شود، بلکه کل ساختار تمدن دیجیتال فرو می‌پاشد. ایران شاید نتواند در جنگ کلاسیک بر آمریکا پیروز شود، اما قطعاً می‌تواند جهان را به عصر حجر برگرداند.
به نظر شما، آیا غرب ریسکِ «خودکشی دیجیتال» را برای تقابل با ایران می‌پذیرد؟ 👇
نظریات شما قابل قدر است

۱۴۰۵ فروردین ۹, یکشنبه

 

هشدار ایران به آمریکا درباره حمله زمینی؛ تلاش دیپلماتیک در پاکستان هم‌زمان با گسترش جنگ و تشدید بحران انرژی

     هم‌زمان با ادامه جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران و در شرایطی که نشانه‌های افزایش حضور نظامی آمریکا در منطقه بیشتر شده، تهران روز یکشنبه به واشنگتن هشدار داد در برابر هرگونه حمله زمینی پاسخ خواهد داد. این هشدار در حالی مطرح شد که اسلام‌آباد میزبان نشستی با حضور وزیران خارجه پاکستان، عربستان سعودی، ترکیه و مصر برای بررسی راه‌های پایان دادن به جنگی بود که اکنون وارد دومین ماه خود شده و نه‌فقط هزاران کشته بر جای گذاشته، بلکه به یکی از بزرگ‌ترین بحران‌های انرژی و کشتیرانی جهان نیز دامن زده است.

جنگ، در عین حال که در میدان نظامی همچنان رو به گسترش است، وارد مرحله‌ای شده که در آن تهدید عملیات زمینی آمریکا، تلاش‌های منطقه‌ای برای میانجی‌گری، حملات مداوم اسرائیل به خاک ایران و افزایش نگرانی‌ها درباره امنیت مسیرهای حیاتی دریایی، هم‌زمان در حال شکل دادن به چشم‌انداز بحرانی گسترده‌تر هستند.

در مهم‌ترین تحول سیاسی روز، محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی، آمریکا را متهم کرد در حالی از احتمال مذاکره سخن می‌گوید که هم‌زمان در خفا برای اعزام نیروی زمینی و حمله از راه زمین آماده می‌شود. او اعلام کرد اگر نیروهای آمریکایی وارد عملیات زمینی شوند، ایران آماده پاسخ‌گویی است. قالیباف در پیامی خطاب به مردم گفت تا زمانی که آمریکایی‌ها در پی تسلیم ایران باشند، پاسخ تهران این است که هرگز تحقیر را نخواهد پذیرفت. این موضع‌گیری نشان می‌دهد که در نگاه مقام‌های ایرانی، تحرکات تازه آمریکا صرفاً فشار نظامی محدود نیست، بلکه ممکن است مقدمه‌ای برای عبور از جنگ هوایی به مرحله خطرناک‌تر مداخله مستقیم زمینی باشد.

این هشدار در حالی مطرح شده که گزارش‌ها از اعزام هزاران تفنگدار دریایی آمریکایی به خاورمیانه خبر می‌دهند. ارتش آمریکا اعلام کرده نخستین گروه از دو دسته نیروی دریایی روز جمعه با یک ناو آبی‌خاکی وارد منطقه شده‌اند. همچنین گزارش واشنگتن پست، به نقل از مقام‌های آمریکایی، از آن حکایت دارد که پنتاگون برای هفته‌ها عملیات زمینی در ایران آماده می‌شود؛ عملیاتی که می‌تواند شامل یورش نیروهای ویژه و نیز استفاده از پیاده‌نظام متعارف باشد. با این حال، هنوز روشن نیست که دونالد ترامپ در نهایت با اعزام رسمی نیروی زمینی به داخل ایران موافقت خواهد کرد یا نه.

مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، گفته است واشنگتن می‌تواند بدون استفاده از نیروی زمینی نیز به اهداف خود برسد، اما حضور نیروها در منطقه به ترامپ «حداکثر انعطاف» را برای تنظیم راهبرد می‌دهد. این موضع‌گیری از یک سو تلاشی برای کاستن از نگرانی‌ها درباره ورود آمریکا به یک جنگ تمام‌عیار زمینی است، و از سوی دیگر تأیید می‌کند که گزینه تشدید عملیات همچنان روی میز قرار دارد.

در برابر این وضعیت، پاکستان کوشیده است نقش میانجی را پررنگ‌تر کند. نشست یکشنبه در اسلام‌آباد با حضور وزیران خارجه پاکستان، عربستان سعودی، ترکیه و مصر با هدف یافتن راه‌هایی برای توقف جنگ برگزار شد. این نشست یک روز پس از گفت‌وگوی شهباز شریف، نخست‌وزیر پاکستان، با مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور ایران، انجام شد. اسحاق دار، وزیر خارجه پاکستان، پیش از آغاز نشست چهارجانبه، دیدارهای جداگانه‌ای با همتایان ترکیه‌ای و مصری خود برگزار کرد. هم‌زمان، تماس‌های نظامی نیز در جریان است و بنا بر یک منبع آگاه، عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان، به طور منظم با جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهور آمریکا، در تماس است.

در سطح دیپلماتیک، یک منبع ترکیه‌ای گفته است آنکارا همراه با چند کشور دیگر بر روی پیشنهادی برای بازگشایی تنگه هرمز کار می‌کند؛ اقدامی که از نگاه ترکیه می‌تواند بخشی از مسیر کاهش تنش‌های گسترده‌تر باشد. یک منبع دیپلماتیک دیگر نیز گفته اولویت اصلی ترکیه، برقراری آتش‌بس است و تأمین عبور امن کشتی‌ها می‌تواند به عنوان اقدامی اعتمادساز در این مسیر عمل کند. این تلاش‌ها در حالی صورت می‌گیرد که آمریکا هفته گذشته اعلام کرده بود یک طرح ۱۵ ماده‌ای آتش‌بس به ایران ارائه داده که شامل بازگشایی آبراه و محدود کردن برنامه هسته‌ای ایران است، اما تهران این فهرست را رد کرده و پیشنهادهای خود را مطرح کرده است.

با وجود این تحرکات دیپلماتیک، میدان جنگ همچنان فعال و خشن باقی مانده است. ارتش اسرائیل روز یکشنبه اعلام کرد ده‌ها هدف را در سراسر ایران مورد حمله قرار داده و از جمله زیرساخت‌های تولید سلاح در تهران، شامل ده‌ها مرکز ذخیره‌سازی و تولید، در روز گذشته هدف قرار گرفته‌اند. در یکی از این حملات، بنا بر گزارش رسانه‌های دولتی ایران، پنج نفر در حمله به یک اسکله در بندر خمیر در جنوب کشور کشته شدند و دو شناور نیز از بین رفتند. این حملات نشان می‌دهد اسرائیل همچنان در پی ضربه‌زدن به ظرفیت‌های لجستیکی، صنعتی و نظامی ایران است، حتی در شرایطی که سخن از احتمال آتش‌بس و میانجی‌گری نیز به میان آمده است.

هم‌زمان، اسرائیل حملات خود را در لبنان نیز ادامه داده است. در یکی از این حملات، یک خودروی رسانه‌ای هدف قرار گرفت و بنا بر گزارش شبکه المنار، سه خبرنگار لبنانی کشته شدند. همچنین یک نظامی لبنانی نیز جان باخت. ارتش اسرائیل مدعی شده یکی از این خبرنگاران عضو یک واحد اطلاعاتی حزب‌الله بوده و محل استقرار نیروهای اسرائیلی را گزارش می‌کرده است. اسرائیل همچنین روز یکشنبه اعلام کرد که یکی از سربازانش در نبردهای لبنان کشته شده است. افزون بر این، ساختمان محل استقرار شبکه القطری العربی در تهران نیز هدف حمله قرار گرفت و به گفته خبرگزاری مهر، این حمله خسارت سنگینی به ساختمان وارد کرده است.

در جبهه مقابل، ایران نیز به حملات خود علیه اسرائیل و چند کشور حاشیه خلیج فارس ادامه داده است. منابع امنیتی گفته‌اند که پدافند هوایی، بامداد یکشنبه یک پهپاد را در نزدیکی محل اقامت رهبر حزب حاکم اقلیم کردستان عراق در اربیل ساقط کرده است. همچنین یک حمله پهپادی دیگر یک روز پیش از آن خانه رئیس اقلیم کردستان عراق را هدف قرار داده بود. این حملات نشان می‌دهد که دامنه جنگ همچنان در حال گسترش در پهنه‌ای وسیع از خاورمیانه است.

در همین حال، ورود حوثی‌های یمن به جنگ، نگرانی‌ها درباره امنیت کشتیرانی تجاری را تشدید کرده است. با بسته شدن عملی تنگه هرمز، اکنون نگاه‌ها متوجه مسیرهای دریایی اطراف شبه‌جزیره عربستان و دریای سرخ شده است. حوثی‌ها ابتدا اسرائیل را هدف قرار دادند، اما تجربه جنگ غزه نشان داده که آنان توانایی هدف قرار دادن کشتی‌ها در تنگه باب‌المندب، یکی از گلوگاه‌های اصلی منتهی به کانال سوئز، را نیز دارند. تحلیلگران هشدار می‌دهند که ازسرگیری حملات در آن منطقه، فشار بیشتری بر اقتصاد جهانی وارد خواهد کرد؛ اقتصادی که همین حالا نیز از جنگ ایران ضربه دیده و قیمت نفت را به حدود ۱۰۰ دلار در هر بشکه رسانده است.

در آمریکا نیز این جنگ به مسئله‌ای سیاسی تبدیل شده است. با نزدیک شدن به انتخابات میان‌دوره‌ای در ماه نوامبر، جنگی که روزبه‌روز نامحبوب‌تر می‌شود، بر حزب جمهوری‌خواه و شخص ترامپ فشار آورده است. روز شنبه، تظاهرکنندگان در شهرهای مختلف آمریکا علیه جنگ به خیابان آمدند و مخالفت خود را با ادامه درگیری اعلام کردند. در همین حال، ترامپ ایران را تهدید کرده که اگر تنگه هرمز را باز نکند، نیروگاه‌ها و دیگر زیرساخت‌های انرژی ایران را هدف قرار خواهد داد، هرچند او مهلت قبلی را ۱۰ روز دیگر تمدید کرده است.

با وجود این تهدیدها، ناامنی در تنگه هرمز همچنان ادامه دارد و باعث شده بیشتر نفتکش‌ها از عبور از این آبراه خودداری کنند. در این میان، ایران موافقت کرده است که ۲۰ کشتی دیگر با پرچم پاکستان از تنگه عبور کنند و روزانه دو کشتی اجازه عبور داشته باشند؛ اقدامی که از سوی وزیر خارجه پاکستان اعلام شد و می‌تواند نشانه‌ای از تلاش برای ایجاد حداقلی از تنفس در مسیرهای تجاری باشد.

در مجموع، تحولات تازه نشان می‌دهد که جنگ وارد مرحله‌ای به‌مراتب پیچیده‌تر و خطرناک‌تر شده است. از یک سو، احتمال عملیات زمینی آمریکا و هشدار صریح ایران درباره پاسخ به آن، خطر رویارویی مستقیم‌تر را افزایش داده است. از سوی دیگر، تلاش‌های دیپلماتیک در پاکستان و ترکیه هنوز به نقطه‌ای نرسیده که بتواند ماشین جنگ را متوقف کند. هم‌زمان، ادامه حملات اسرائیل در ایران و لبنان، ورود حوثی‌ها به میدان، تهدید تنگه‌های راهبردی و فشارهای سیاسی داخلی بر دولت ترامپ، همه نشان می‌دهد که بحران نه در حال فروکش کردن، بلکه در حال تبدیل شدن به یک جنگ منطقه‌ای عمیق‌تر با پیامدهای جهانی است.


۱۴۰۵ فروردین ۵, چهارشنبه

عبدالکریم سروش

 عبدالکریم سروش (فرج الله دباغ)

از تفاله‌های معتزله، تا خزعبلات هوش مصنوعی
نوشته: أ.د. فضل الرحمن فقیهی هروی
چند روز پیش‌تر، نامۀ نصیحت‌محتوایی از جانب عبدالکریم سروش (حسین حاج فرج الله دباغ) به آدرس رهبری جدید ایران در صفحات مجازی نشر شد و همه آن را دیدند و خواندند. بعد از چند روزی، برخی کاربران صفحات مجازی، ادعا کرده‌اند که گویا آن نامه، ساخته و پرداختۀ هوش مصنوعی بوده و از خود آقای سروش نیست. بدین سبب، این کار احتمالًا جعلی را تأسف‌بار دانستند که گویا ساحت مقدس سروش را خدشه دار کرده است.
اینکه سروش چنین نامه‌یی را نوشته است یا خیر، چندان مهم نیست؛ این هم ارزش ندارد که چه کسی به کمک هوش مصنوعی آن نامه را نوشته است. آنچه بسیاری آگاهی ندارند، این است که سروش، قبل از استفاده از فراورده‌های هوش مصنوعی، سرقت‌های علمی و دزدی‌های فکری بسیار وافری را از بزرگان گروه معتزله و شاخه‌های این درخت نامبارک انجام داده است؛ چیزی که امروزیان کم‌تر آن را می‌دانند و یا اصلًا بدان آگاهی ندارند.
میراث فکری و آثار علمی معتزله، که بزرگ‌ترین مایۀ اختلاف در میان امت اسلامی را در قرون نخستین دورۀ اسلامی رقم زد، امروزه نسبت کم‌بود پیروان آن مذهب بدعی و منهج ابتداعی، کم‌تر مورد توجه اهل علم و مراکز علمی قرار دارد. در دوران معاصر ما بسا از اهل علم، فقط نام معتزله را به عنوان یک گروه مبتدع، بلد هستند و جز عناوین افکار شان را که در مباحث علمی اهل سنت، شنیده‌اند، به دیگر چیزی از تعالیم و آموزه‌های آنان آگاهی ندارند.
در چنین حالتی عبدالکریم سروش در سال‌های معاصر، تک‌تک از افکار معتزله را که مایه‌هایی از آن‌ها در مذهب امامیه نیز رسوب دارد، به گونۀ مرموز برگرفته و با پوشاندن لباس ادب فارسی، به خورد جامعۀ بی‌خبر از هرچیز می‌دهد؛ به خورد جوانان جامعۀ نوینی که نه عربی بلداند تا بدانند که این افکار از سروش نیست، بلکه تفاله‌های افکار نامبارک بزرگان معتزله است، که جناب سروش به طور مرموز، آن‌ها را به سرقت برده و به زبان فارسی برای جوانان خالی‌الذهن پیش‌کش کرده است.
کتاب «کلام محمد، رویای محمد» تألیف سروش، همان محتوای ادعای «خلق قرآن» از سوی معتزله را با لباس دیگری حمل می‌کند و جز آن محتوای نخستین معتزله، چیزی دیگری ندارد. چه معتزله قرآن را مخلوق و عبارات و کلمات آن را کلام الله نمی‌دانستند؛ سروش هم کلمات و الفاظ و عبارات آن را نه کلام الله متعال، بلکه کلام محمد صلی الله علیه وسلم، معرفی می‌دارد؛ چیزی که با نصوص قطعی و مدلول صریح خود قرآن کریم در مخالفت قرار دارد.
تنها فرق در این است، که معتزله وقتی قرآن کریم را «مخلوق» می‌دانستند، با سازگاری با برخی سیاست‌مداران جاهل و فریب‌خورده، صدها نفر از علمای بزرگ اهل سنت و جماعت را که به این فکر نادرست موافق نبودند، مورد شکنجه و آزار قرار دادند؛ از جمله امام اهل سنت و جماعت، امام احمد بن حنبل رحمه الله را به زیر شکنجه و شلاق حاکمان وقت انداختند و آن بزرگ‌مرد، جفای سنگینی را در آن روزگار متحمل شد. اما سروش (فرج الله دباغ) امروز قدرت حاکمان را در اختیار ندارد تا مخالفان خزعبلات خویش را مورد آزار و شکنجه قرار دهد؛ ور نه او هم قساوت قلب دورۀ صفوی را تکرار می‌کرد و جفای آنان را آیینه‌داری می‌نمود.
کتاب دیگر سروش «صراط‌های مستقیم» تلفیقی از فکر اباحیه صوفیانه و خردگرایی اعتزالی است که محتوای اصل سخن و ادعا، توسط سروش از آن گروه‌ها به سرقت علمی برده شده است. او فکر کثرت‌گرایی دینی اباحیه را با تأویل و تقسیم حق در میان همه ملل و آیین‌های آسمانی و آیین‌های ساخته و پرداختۀ بشر، مشترک می‌داند. سروش برای ترویج و اثبات این اندیشۀ منحط- که خلاف آموزه‌های قرآن کریم و سنت نبوی است- از دو چیز بهره برده است:
یکی از فکر خردگرایی اعتزالی؛ طوری که محصولات عقل و فراورده‌های خرد را بر مدلول نصوص کتاب و سنت، برتر می‌داند و بدین طریق، حق را با دلالت عقل محض خود، میان همه شرایع الهی و ادیان باطل ساختۀ جامعۀ بشریت، مشترک می‌داند.
دیگر از تفکر کثرت گرایی صوفیانۀ گروه اباحیه و دیگر نحله‌های منحرف منسوب به تصوف استفاده برده، که از مسیر اصلی تزکیه و احسان که نخستین بزرگان امت اسلامی، بدان استوار بودند، انحراف ورزیدند و راه‌های شیطانی را اختیار کردند.
کریم سروش، هریک از این نحله‌های فکری را خواهی منسوب به اسلام و شرایع آسمانی باشند، یا ساخته و پرداختۀ دست بشر باشند، همه را به حق شریک می‌داند و بدین طریق، کثرت‌گرایی دینی کفرآمیزی را تحت عنوان «صراط‌های مستقیم» ترسیم کرده است. در حالی که «صراط مستقیم» جز یک راه و یک مسیر نمی‌تواند باشد؛ و آن راه شریعت اسلام است.
نگاهی مختصر به آموزه‌های قرآن کریم در سورۀ حمد می‌رساند، که الله به پیامبر و پیروان اسلام یک راه مستقیم را نشان داده و دستور می‌دهد که در آن روان باشند و دعا کنند و بگویند که: «اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ» [الفاتحة: 6]؛ یعنی که ما را به راه راست، که فقط یک راه است، هدایت بفرما؛ اما در این برابر سروش، با گستاخی تمام می‌گوید که نه خیر، راه‌های مستقیم زیاد هستند و همه ادیان در آن شریک می‌باشند. این تفکر سروش، خلاف دستور قرآن کریم، و همه شرایع الهی و آسمانی است که در قدیم و قرن‌ها قبل نیز هوادارانی داشته و سروش از آنان این فکر را به سرقت برده است.
نتیجۀ سخن اینکه حاج فرج الله دباغ، معروف به عبدالکریم سروش، قبل از پیداش هوش مصنوعی، افکار فراوانی را از گروه معتزله و سایر فرقه‌های اهل بدعت، انتحال کرده و به سرقت برده است. لذا نسبت یافتن یک نامه از هوش مصنوعی به وی، کاری کوچک‌تر از سرقت‌های علمیی است که خودش انجام داده است. بنابراین دوستان نباید به این نامه هرچه باشد تأسف خورند!!