نيويورک تايمز: ترامپ با زبان ستایش، شی با زبان هشدار؛ شکاف پنهان در نمایش آشتی آمریکا و چین

نخستین روز سفر دونالد ترامپ به پکن، بیش از آنکه نشانهای از حل اختلافهای عمیق میان آمریکا و چین باشد، صحنهای بود برای نمایش دو سبک کاملاً متفاوت در سیاستورزی: ترامپ با تأکید بر رابطه شخصی خود با شی جینپینگ و ستایش از او وارد میدان شد، اما رهبر چین، در همان آغاز دیدار، خط قرمزهای پکن را با صراحت یادآوری کرد. به نوشته دیوید سنگر در نیویورک تایمز، این تفاوت لحن، خود گویای تغییر مهمی در توازن رابطه دو قدرت بزرگ جهان بود؛ چین با اعتمادبهنفس یک قدرت همسطح سخن میگفت و آمریکا، با وجود همه شعارهای ضدچینی ترامپ در داخل، در پکن لحنی آشتیجویانهتر برگزیده بود.
ترامپ روز پنجشنبه ۱۴ مه ۲۰۲۶ (۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۵) در پکن با شی جینپینگ دیدار کرد. مراسم استقبال با تشریفات کامل، از جمله شلیک ۲۱ گلوله توپ و رژه منظم واحدهای ارتش آزادیبخش خلق، برگزار شد. ترامپ در سخنان آغازین خود، رهبر چین را «رهبر بزرگ» خواند و بار دیگر بر تحسین خود از قدرت و کنترل او بر کشوری با جمعیت یک میلیارد و چهارصد میلیون نفر تأکید کرد. اما شی، برخلاف میزباننوازی ظاهری و لبخندهای رسمی، وقت زیادی صرف تعارف نکرد. او خیلی زود به سراغ اصل اختلافها رفت و تایوان را مهمترین خط قرمز روابط دو کشور معرفی کرد.
رهبر چین، بنا بر روایت خبرگزاری رسمی شینهوا، به ترامپ هشدار داد که آمریکا باید مسئله تایوان را با نهایت احتیاط مدیریت کند. این هشدار تنها چند دقیقه پس از آغاز سخنان عمومی او در تالار بزرگ خلق مطرح شد؛ ساختمانی که از نمادهای اصلی قدرت جمهوری خلق چین است. پیام شی روشن بود: هر تلاشی از سوی واشنگتن برای دخالت در برنامه بلندمدت پکن برای بازگرداندن تایوان به کنترل چین، میتواند روند نزدیکی تازه میان دو کشور را از همان ابتدا به شکست بکشاند.
نیویورک تایمز مینویسد همین لحظه، تصویر روشنی از تعادل جدید میان دو رقیب بزرگ جهانی ارائه داد. شی با متنی دقیق، حسابشده و از پیش طراحیشده ظاهر شد و نشان داد چین، با وجود مشکلات جدی داخلی از جمله رکود، کاهش جمعیت و ترکیدن حباب بازار مسکن، خود را دیگر نه قدرتی در حال صعود، بلکه ابرقدرتی همسنگ آمریکا میبیند. در مقابل، ترامپ در آغاز سفر دو روزه خود به چین، لحنی کاملاً آشتیجویانه داشت؛ لحنی که با سخنرانیهای انتخاباتی و مواضع داخلی او، که در آن چین را تهدیدی برای امنیت ملی و عامل از دست رفتن مشاغل آمریکایی معرفی میکرد، تفاوت آشکار داشت.
شی در همان حال که از ترامپ استقبال گرم میکرد، در مضمون سخنان خود رویکردی سختتر و مرزبندیشدهتر داشت. این امر بهویژه درباره تایوان آشکار بود. او هشدار داد اگر روابط دو کشور بد مدیریت شود، آمریکا و چین ممکن است به برخورد یا حتی درگیری کشیده شوند. چنین سخنانی در شرایطی مطرح شد که آمریکا همزمان درگیر جنگ با ایران و یک بحران تازه در خاورمیانه است؛ بحرانی که خروج آسانی از آن دیده نمیشود. از نگاه نیویورک تایمز، شی این وضعیت را با دقت دنبال میکند و از آن برای تثبیت موقعیت چین به عنوان قدرتی با اعتمادبهنفس بیشتر بهره میگیرد.
برنامه روز نخست سفر نیز با دقت طراحی شده بود. شی ترامپ را به معبد آسمان برد؛ مجموعهای تاریخی از دوران دودمان مینگ در نزدیکی شهر ممنوعه. در آنجا، رهبر چین کوشید با ارجاع به تاریخ چین، پیامهایی برای دوران کنونی منتقل کند. در ضیافت رسمی شبانه نیز ترامپ کوشید با تکیه بر تاریخ روابط دو کشور، از گذشتهای مشترک سخن بگوید و به سفر کشتی «امپرس آو چاینا» در سال ۱۷۸۳ اشاره کرد؛ سفری که راه تجارت آمریکا با بندر کانتون، گوانگژوی امروز، را گشود.
اما حتی در این بخش نیز ترامپ روابط دو کشور را بیش از هر چیز در قالب رابطه دو رهبر قدرتمند توضیح داد. او گفت هر زمان مشکلی پیش آمده، با شی تماس گرفته و دو طرف آن را به سرعت حل کردهاند. این نگاه شخصی و معاملهمحور، از ویژگیهای ثابت دیپلماسی ترامپ است: او نشستهای بزرگ را بیش از آنکه محل تعریف چارچوبهای بلندمدت بداند، فرصتی برای دستیابی به «توافق»هایی میبیند که بتواند آنها را به عنوان موفقیت شخصی معرفی کند.
شی اما بار دیگر به روایت آشنای خود بازگشت: چین و آمریکا نباید گرفتار «تله توسیدید» شوند؛ وضعیتی که در آن قدرتی نوظهور، قدرت مسلط موجود را به چالش میکشد و خطر جنگ افزایش مییابد. رهبر چین نسخه خود را نیز ارائه داد: کنار گذاشتن ادبیات رقابت میان دو اقتصاد بزرگ جهان و تمرکز بر «ثبات». او گفت منافع مشترک چین و آمریکا از اختلافهای دو کشور بیشتر است و ثبات در روابط پکن و واشنگتن به سود جهان خواهد بود.
با این حال، سخنان شی تنها دعوت به ثبات نبود؛ او سناریوی خطر را نیز به روشنی ترسیم کرد. به گفته او، اگر دو کشور نتوانند اختلافها را درست مدیریت کنند، ممکن است وارد مسیر برخورد شوند و کل رابطه آمریکا و چین در وضعیتی بسیار خطرناک قرار گیرد. این هشدار، بهطور مشخص به تایوان اشاره داشت و نشان میداد پکن میخواهد هر چارچوب تازهای در روابط دو کشور، با پذیرش خطوط قرمز چین آغاز شود.
در همین راستا، شی از چشماندازی تازه برای روابط دو کشور سخن گفت؛ رابطهای «سازنده» با «ثبات راهبردی». برخی کارشناسان چین در آمریکا این عبارت را تلاشی از سوی پکن برای تثبیت یک آتشبس مطلوب به سود چین تفسیر کردهاند؛ چارچوبی که اگر پذیرفته شود، میتواند در آینده هرگونه فشار آمریکا بر ظرفیت تولید صنعتی چین، محدودیتهای فناوری، یا تقویت نظامی آمریکا در منطقه هند و اقیانوس آرام را نقض روح این توافق جلوه دهد.
تفاوت دو طرف در ترکیب هیئتها نیز آشکار بود. ترامپ گروهی از مدیران شرکتهای بزرگ آمریکایی را با خود به پکن برد و حضور آنان را نشانه «احترام» به چین و تلاشی برای گشودن بازار این کشور به روی شرکتهای آمریکایی دانست. این صحنه یادآور دهه ۱۹۹۰ بود؛ زمانی که بیل کلینتون و جرج بوش پسر مدیران شرکتها را برای کشف فرصتهای بازار چین با خود همراه میکردند. اما امروز آن خوشبینی اولیه جای خود را به تجربهای تلختر داده است. بسیاری از شرکتهای آمریکایی در دهههای گذشته با سرقت مالکیت فکری، محدودیتهای شدید و سیاستهایی مواجه شدهاند که به سود صنایع داخلی چین عمل کرده است.
در مقابل، شی جینپینگ هیئت مشابهی از مدیران بزرگ چینی را به میدان نیاورد. خبری از مدیران شرکتهایی چون غول خودروسازی چینی یا شرکتهای پیشرو در هوش مصنوعی نبود. این غیبت خود حامل پیام بود: چین نمیخواست این نشست را صرفاً در سطح معاملات تجاری و دسترسی به بازار تعریف کند، بلکه آن را در چارچوبی گستردهتر و راهبردیتر میدید.
در پشت صدای جامهای ضیافت و سخنان خوشبینانه، اختلافهای جدی همچنان باقی بود. روایت رسمی آمریکا و چین از دیدار نیز تفاوتهای مهمی داشت. گزارش کاخ سفید بر مسائلی مانند مقابله با مواد اولیه تولید فنتانیل، خرید محصولات کشاورزی آمریکا و بازگشایی تنگه هرمز تأکید داشت. اما در این گزارش اشارهای به هشدار شی درباره تایوان، محدودیتهای چین بر صادرات عناصر خاکی کمیاب یا گسترش سریع زرادخانه هستهای چین نشده بود.
کاخ سفید همچنین اعلام کرد آمریکا و چین درباره ضرورت باز ماندن تنگه هرمز و جلوگیری از دریافت عوارض از کشتیها همنظرند. این موضوع در متن جنگ ایران اهمیت ویژهای دارد، زیرا واشنگتن امیدوار است پکن از نفوذ خود بر تهران برای مهار بحران استفاده کند. اما نیویورک تایمز یادآوری میکند که چین بعید است چنین نفوذی را بدون دریافت امتیاز به کار گیرد. روشن نیست بهای همکاری چین در پرونده ایران چه خواهد بود، اما مسلم است که پکن در این زمینه نیز منافع خود را مستقل از خواست واشنگتن محاسبه میکند.
آزمون واقعی روابط دو رهبر احتمالاً در نشستهای محدودتر روز جمعه رقم خواهد خورد؛ نشستهایی که ترامپ معمولاً آنها را ترجیح میدهد، زیرا گفتوگوی مستقیم رهبر با رهبر را بهترین مسیر برای رسیدن به توافق میداند. اما آنچه پس از ترک حریم هوایی چین از سوی ترامپ روایت خواهد شد، احتمالاً نسخه مطلوب او از گفتوگوهاست؛ روایتی مبتنی بر موفقیت، رابطه شخصی و امکان توافق. دولت چین، برعکس، احتمالاً محتاطتر و سنجیدهتر سخن خواهد گفت.
سفر پکن در روز نخست، بیش از آنکه از آشتی واقعی میان آمریکا و چین خبر دهد، نشان داد دو کشور در حال آزمودن نوعی آتشبس شکنندهاند: ترامپ به دنبال نمایش توافق و دستاورد است، شی در پی تثبیت چارچوبی است که چین را قدرتی همسطح و دارای خط قرمزهای غیرقابل مذاکره معرفی کند. در مرکز این معادله، تایوان قرار دارد؛ اما جنگ ایران، تنگه هرمز، فناوری، تجارت، امنیت انرژی و آینده رقابت نظامی در آسیا نیز همگی به همین صحنه گره خوردهاند. پکن در این سفر به ترامپ لبخند زد، اما همزمان هشدار داد؛ و شاید همین دوگانگی، دقیقترین تصویر از رابطه امروز آمریکا و چین باشد.



