سامانه موشکی ۹۰۰ میلیون دالری روسیه به ایران رسید: آمریکا هیچ دفاعی در برابر آن ندارد
روسیه به تازگی یک بسته تسلیحاتی یکپارچه ۹۰۰ میلیون دالری را به ایران تحویل داده است.
• ۴ گردان S-۴۰۰ با ۳۸۴ موشک.
• ۲۴ لانچر اسکندر-ام که تمام پایگاههای آمریکا در خلیج فارس را تهدید میکند.
• ۸ سامانه ساحلی Bastion-P با ۶۴ موشک ضد کشتی.
• رادار Nebo-M که میتواند هواپیماهای رادارگریز را در برد ۶۰۰ کیلومتری شناسایی کند.
پنتاگون به طور خصوصی اعتراف کرده است: "فرض کنید که اکنون همه عملیاتهای تهاجمی مورد مناقشه قرار گرفتهاند."
روسیه به تازگی یک بسته تسلیحاتی به ایران تحویل داده است که هر آنچه را آمریکا در ۴۰ سال گذشته در خاورمیانه ساخته است از نظر استراتژیک منسوخ میکند.
نه یک سامانه موشکی، نه یک انتقال نمادین، نه از آن نوع معامله تسلیحاتی که تعادل را به طور جزئی تغییر دهد و به هر دو طرف زمان برای تنظیم بدهد. روسیه یک معماری تهاجمی و دفاعی ترکیبی ۹۰۰ میلیون دالری یکپارچه ارائه داده است که پنتاگون به طور خصوصی اذعان کرده است که نمیتواند آن را شکست دهد. ۹۰۰ میلیون دالر، ۲۷ هواپیمای باری، ۱۴ روز عملیات هوایی مداوم که از سه فرودگاه نظامی روسیه مستقیماً به خاک ایران پرواز میکردند.
بزرگترین انتقال سلاح به صورت یکجا بین قدرتهای بزرگ نظامی از زمان جنگ سرد. و محتویات آن هواپیماها قوانین درگیری را برای هر سرباز، ملوان و خلبان آمریکایی که در شعاع ۲۰۰۰ کیلومتری مرزهای ایران فعالیت میکرد، تغییر داد. این چیزی است که در ایران فرود آمد. سامانه پدافند هوایی S400 Triumph، چهار گردان کامل، ۳۲ لانچر، ۳۸۴ موشک که قادر به درگیری با اهداف در برد تا ۴۰۰ کیلومتر و ارتفاع تا ۳۰ کیلومتر هستند.
سامانهای که ناتو یک دهه را صرف مقابله با آن کرده و هرگز در شرایط جنگی با موفقیت به آن نفوذ نکرده است.
سامانه موشک بالستیک تاکتیکی اسکندر M. 24 لانچر، ۹۶ موشک. برد ۵۰۰ کیلومتر، دقت ۵ متر. مشخصات پرواز شبه بالستیک با مانور نهایی که هیچ سیستم دفاعی آمریکایی موجود تاکنون در آزمایش عملیاتی آن را رهگیری نکرده است.
سامانه دفاع ساحلی Bastion P، هشت لانچر، ۶۴ موشک P800 Oniks، سلاح ضد کشتی که با سرعت ۲.۵ ماخ در ارتفاع اسکیمینگ دریا حرکت میکند و برد درگیری آن از خاک ایران کل خلیج فارس را پوشش میدهد. و مؤلفهای که همه این سیستمها را به طور تصاعدی کشندهتر میکند، مجموعه رادار یکپارچه نبو، سیستم رادار متحرکی که میتواند هواپیماهای رادارگریز را در برد بیش از ۶۰۰ کیلومتر شناسایی کند. سیستمی که سرمایهگذاری ۱.۷ تریلیون دالری برای قابلیت دید اف-۳۵ را بر فراز حریم هوایی ایران تا حدی بیارزش میکند.
پنتاگون ۷۲ ساعت پیش تأیید تحویل را دریافت کرد. پاسخ نه یک کنفرانس مطبوعاتی بود، نه یک اعتراض دیپلماتیک، نه یک نمایش معمول ابراز نگرانی رسمی که هیچ دستاوردی ندارد. پاسخ، یک دستورالعمل طبقهبندیشده اضطراری به تمام فرماندهان منطقهای بود که شامل هفت کلمه بود که همه چیز را در مورد معنای این تحویل به شما میگوید. «فرض کنید که اکنون همه عملیاتهای تهاجمی مورد مناقشه قرار گرفتهاند.»
این جمله که توسط رئیس ستاد مشترک ارتش به هر یک از تأسیسات نظامی آمریکا در خاورمیانه صادر شد، مهمترین اعتراف به آسیبپذیری از زمان جنگ ویتنام است.
در اینجا توضیح میدهیم که این بسته ۹۰۰ میلیون دالری واقعاً چه کاری انجام میدهد و چرا هر برنامهریز نظامی آمریکایی که این سیستمها را درک میکند، بهطور خصوصی وحشتزده است.
اس ۴۰۰ چیزی را ایجاد میکند که استراتژیستهای نظامی آن را حباب عدم دسترسی به منطقه مینامند. در فاصله ۴۰۰ کیلومتری از پرتابگرهای S400، هر هواپیمای عملیاتی در هر ارتفاعی با موشکهایی که با سرعت ۱۲ ماخ حرکت میکنند، مواجه میشود.
رهگیر دوربرد 40N6 میتواند اهدافی را در لبه فضا هدف قرار دهد. 48N6 میتواند بهطور همزمان با چندین هواپیما در بردهای متوسط درگیر شود.
۹ام۹۶ دفاع نقطهای در برابر موشکهای کروز و مهمات دقیق فراهم میکند. بگذارید این را به واقعیت عملیاتی ترجمه کنم. یک فروند اف-۳۵ آمریکایی که برای انجام یک ماموریت تهاجمی به حریم هوایی ایران نزدیک میشود، توسط رادار Neibo M در فاصله ۶۰۰ کیلومتری شناسایی میشود.
ویژگیهای پنهانکاری این هواپیما که برای کاهش سطح مقطع راداری در برابر سیستمهای قدیمیتر طراحی شده است، محافظت محدودی در برابر ردیابی چندبانده NeboM فراهم میکند.
تا زمانی که اف-۳۵ به برد شلیک سلاح در حدود ۱۵۰ کیلومتری هدف برسد، به مدت ۷ دقیقه ردیابی شده است. موشکهای رهگیر اختصاص داده شدهاند. راهحلهای پرتاب محاسبه شدهاند. اف-۳۵ میتواند برای گریز اقدام کند. میتواند اقدامات متقابل را به کار گیرد. میتواند مانورهای بهداشتی طراحی شده برای شکستن قفل رادار را اجرا کند.
هیچ یک از این تاکتیکها علیه اس۴۰۰ در نبرد آزمایش نشدهاند. هیچ یک از آنها در تمرینها علیه سیستمهای عملیاتی روسیه اثربخشی خود را نشان ندادهاند. و اس۴۰۰ برای هر هدف چهار موشک پرتاب میکند تا احتمال انهدام بیش از ۹۵٪ باشد. محاسبه ساده است.
هر هواپیمایی که آمریکا به حریم هوایی ایران میفرستد، احتمال قابل توجهی برای عدم بازگشت دارد. احتمال ممکن نیست، احتمال قابل توجه، تفاوت بین اطمینان و عدم قطعیت، تفاوت بین تسلط و رقابت. اما اس۴۰۰ جزء دفاعی است.
اسکندر ام جزء تهاجمی است و اسکندر همه چیز را در مورد چگونگی حمله ایران به داراییهای آمریکایی تغییر میدهد.
اسکندر ام با سرعت ۶ تا ۷ ماخ پرواز میکند. در طول مرحله نهایی خود مانور میدهد. این موشک یک کلاهک ۷۰۰ کیلوگرمی حمل میکند که میتواند هر تأسیسات نظامی را که به آن برخورد کند، نابود کند. و برد ۵۰۰ کیلومتری آن، هر پایگاه آمریکایی در خلیج فارس را در محدوده پوشش حمله از خاک ایران قرار میدهد.
پایگاه هوایی العودة در قطر، ۷۰۰ کیلومتر از ایران، در محدوده برد. پایگاه هوایی العدید در امارات متحده عربی، ۴۰۰ کیلومتر از ایران، در محدوده برد.
کمپ عریفجان در کویت، ۵۰۰ کیلومتر از ایران، در محدوده برد.هر هواپیما، هر انبار سوخت، هر مرکز فرماندهی، هر مرکز ذخیره مهمات در هر تأسیسات آمریکایی در خلیج فارس اکنون میتواند توسط سلاحی مورد اصابت قرار گیرد که هیچ سیستم دفاعی آمریکایی تاکنون با موفقیت آن را رهگیری نکرده است.
سیستم پاتریوت از این پایگاهها محافظت میکند. پاتریوت برای دوران متفاوتی طراحی شده است. میتواند با موشکهای بالستیک که مسیرهای قابل پیشبینی را دنبال میکنند، درگیر شود. هرگز توانایی خود را در برابر مانور سلاحهای شبه بالستیک که با سرعت ۷ ماخ حرکت میکنند، نشان نداده است.
این سیستم ممکن است کار کند. سیستم ممکن است کار نکند.
هیچ کس نمیداند زیرا هیچ کس تا به حال آن را در برابر این تهدید خاص در شرایط جنگی آزمایش نکرده است. این عدم قطعیت خود یک شکست استراتژیک است. اما سیستمهای زمینی، هر چقدر هم که دگرگونکننده باشند، حتی خطرناکترین عنصر آنچه روسیه به تازگی ارائه کرده است، نیستند.
زیرا سیستم دفاع ساحلی Bastion P معادله دریایی را به گونهای تغییر میدهد که خلیج فارس را عملاً به منطقه ممنوعه برای کشتیهای جنگی آمریکایی تبدیل میکند.
موشک P800 Onyx با سرعت ۲.۵ ماخ در ارتفاع اسکی دریا با برد ۵۰۰ کیلومتر هنگام پرتاب از موقعیتهای ساحلی حرکت میکند. این موشک را میتوان طوری برنامهریزی کرد که از زوایای مختلف به اهداف نزدیک شود. این موشک میتواند در طول پرواز نهایی مانورهای گریز انجام دهد و یک کلاهک ۳۰۰ کیلوگرمی حمل میکند که برای نفوذ به زره دریایی و انفجار در داخل کشتی طراحی شده است.
گروه ضربت ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن در حال حاضر در دریای عرب در حال فعالیت است.آن ناو هواپیمابر که حامل ۵۰۰۰ ملوان آمریکایی است و ۱۳ میلیارد هزینه ساخت دارد، اکنون در برد باتریهای باستیون پی (Bastion P) مستقر در امتداد خط ساحلی ایران قرار دارد.
سیستم رزمی ایجیس (Aegis) که از این ناو هواپیمابر محافظت میکند، هرگز در برابر حملات گسترده پی۸۰۰ (P800) آزمایش نشده است. شبیهسازیها نشان میدهد که شلیک ۱۲ موشک ONX یا بیشتر که از چندین بردار با سرعت ۲.۵ ماخ نزدیک میشوند، پوشش دفاعی را اشباع میکند. برخی از موشکها رهگیری میشوند، اما همه موشکها رهگیری نمیشوند.
روسیه این ادغام را انجام داد. این سیستمها اکنون در حال کار هستند.
رادار نبو ام (Nebo M) به طور همزمان هدف و اسکندر را تغذیه میکند.
باستیون پی (Bastion P) دادههای نظارت دریایی را از شبکههای ماهوارهای روسیه دریافت میکند که ایران اکنون به آن دسترسی دارد و این سیستم به صورت بلادرنگ با هر سیستم دیگری ارتباط برقرار میکند. یک هواپیمای آمریکایی که از جنوب نزدیک میشود، باعث شناسایی نیبو ام (Neibo M) میشود. اس۴۰۰ (S400) رهگیرها را اختصاص میدهد.
به طور همزمان، باتریهای اسکندر دادههای شناسایی را دریافت کرده و محاسبه میکنند که آیا هواپیما از پایگاهی در برد حمله آمده است یا خیر. اگر چنین بوده باشد، موشکهای اسکندر به سمت آن پایگاه شلیک میشوند در حالی که هواپیما هنوز در حال حرکت به سمت ایران است. خلبان آمریکایی در تلاش است تا یک مأموریت تهاجمی را به پایان برساند. پایگاه اصلی او در حالی که در هوا است، نابود میشود. اگر از درگیری با سامانه S400 جان سالم به در ببرد، به باندی برمیگردد که دیگر وجود ندارد.
این جنگ یکپارچه است. این تفکر سیستمی است. روسیه اینگونه میجنگد. و روسیه به ایران یاد داده است که چگونه این کار را انجام دهد. بیایید در مورد آنچه در حال حاضر در سراسر ارتش آمریکا اتفاق میافتد صحبت کنیم، زیرا پاسخ به این تحویل، فوری و چشمگیر بوده است، به گونهای که دقیقاً به شما میگوید این موضوع چقدر جدی است.
سنتکام چیزی را صادر کرده است که مقامات آن را دستورالعملهای توقف عملیاتی برای همه مأموریتهای غیرضروری در محدوده S400 توصیف میکنند.
هواپیماهای آمریکایی پرواز به سمت ایران را متوقف کردهاند، نه به این دلیل که کسی دستور توقف داده است، زیرا خلبانان و فرماندهان از انجام مأموریتها با مشخصات تهدیدی که اکنون وجود دارد، امتناع میکنند.
این بزدلی نیست. این ریاضیات است. فرستادن یک هواپیمای صد میلیون دالری و یک خلبان آموزش دیده به محیطی که احتمال ضرر از آستانههای قابل قبول فراتر میرود، شجاعت نیست. این اتلاف است.
و ارتش آمریکا داراییها را برای عملیاتی که نمیتواند موفق شود، هدر نمیدهد. گروههای ضربت ناو هواپیمابر دوباره در حال تغییر موقعیت هستند.
ناو آبراهام لینکلن که ۹۶ ساعت پیش در فاصله ۴۰۰ کیلومتری از تنگه هرمز فعالیت میکرد، اکنون ۱/۲۰۰ کیلومتر دورتر است و در حال حرکت بیشتر است. هندسه پوشش باستین پی، نزدیکی به هدف را از نظر تاکتیکی غیرقابل دفاع کرده است. اگر نتوانید به منطقه طرحریزی نزدیک شوید، نمیتوانید قدرتنمایی کنید. خلیج فارس، که ناوهای آمریکایی به مدت ۴۰ سال بر آن تسلط داشتهاند، اکنون آب مورد مناقشه است.
از نظر تئوری مورد مناقشه نیست، در واقع مورد مناقشه است. کشتیها در حال حرکت هستند زیرا ماندن بسیار خطرناک است.
در همین حال، واکنش دیپلماتیک هرج و مرج بوده است. وزیر امور خارجه ظرف ۶ ساعت پس از تأیید تحویل، سفیر روسیه را احضار کرد. این جلسه ۳۴ دقیقه طول کشید.
طبق گزارشها، سفیر روسیه اظهار داشت که همکاری نظامی روسیه با کشورهای مستقل منوط به تأیید آمریکا نیست و این سلاحها ماهیت دفاعی دارند و هیچ تهدیدی برای کشورهایی که به ایران حمله نمیکنند، ایجاد نمیکنند.
این گفته از نظر فنی دقیق و از نظر استراتژیک ویرانگر است. اس۴۰۰ دفاعی است.
اگر اسکندر را به عنوان قابلیت واکنش به جای قابلیت حمله اول تعریف کنید، میتوان آن را دفاعی توصیف کرد.
روسیه تحویل را به عنوان محافظت از ایران در برابر تجاوز آمریکا مطرح کرده است. و این بخشی است که وضعیت دیپلماتیک را غیرممکن میکند. روسیه اشتباه نمیکند. آمریکا سالهاست که به داراییهای ایران حمله میکند. تحریمهای آمریکا اقتصاد ایران را نابود کرده است. لفاظیهای آمریکایی آشکارا تهدید به تغییر رژیم کرده است. از دیدگاه ایران و از دیدگاه روسیه، این سلاحها دقیقاً همان چیزی هستند که ادعا میکنند، یعنی دفاع در برابر دشمنی که نیت خصمانهای از خود نشان داده است. آمریکا نمیتواند به طور موثق استدلال کند که ایران به سلاحهای دفاعی نیاز ندارد، در حالی که آمریکا به طور مداوم به منافع ایران حمله کرده است.
آن موضع اخلاقی والایی که زیربنای فشار دیپلماتیک است، وجود ندارد. در همین حال، متحدان در حال محاسبه هستند.
عربستان سعودی درخواست مشاوره اضطراری با واشنگتن در مورد تغییر محیط امنیتی منطقهای را کرده است.
عربستان سعودی میپرسد که آیا تضمینهای امنیتی آمریکا هنوز معتبر است، در حالی که نیروهای آمریکایی نمیتوانند آزادانه علیه تهدیدات ایران عمل کنند.
اسرائیل وارد حالت ارزیابی مجدد استراتژیک کامل شده است.
بستههای حمله علیه تأسیسات هستهای ایران که برنامهریزان اسرائیلی برای دههها توسعه دادهاند، به طور قابل توجهی پرهزینهتر شدهاند. پوشش S400 در سراسر مسیرهای نزدیک شدن گسترش مییابد. تلفات قابل توجه خواهد بود. موفقیت دیگر تضمین شده نیست.
امارات متحده عربی بیسروصدا شروع به برقراری ارتباط با تهران از طریق کانالهای مخفی کرده است.
امارات همیشه بین اتحاد با آمریکا و سازش منطقهای فاصله داشته است. با تردید ناگهانی در مورد قدرتنمایی آمریکا، این فاصله به سمت سازش تغییر میکند. ساختار اتحادی که آمریکا طی ۴۰ سال در خلیج فارس ساخته است، در حال بازنگری در بنیانهای خود است. و این بازنگری به این دلیل اتفاق میافتد که تحویل ۹۰۰ میلیون دالر سلاح، آنچه را که قدرت آمریکا واقعاً میتواند به انجام برساند، تغییر داده است. بیایید در مورد وضعیت استراتژیکی که آمریکا عملاً با آن مواجه است صادق باشیم، زیرا روایت رسمی به جای اذعان به واقعیت، برای حفظ اعتماد طراحی شده است.
به مدت ۴۰ سال، استراتژی آمریکا در خاورمیانه بر یک فرض اساسی استوار بوده است.
فناوری نظامی آمریکا از هر چیزی که دشمنان دارند برتر است.
این برتری امکان نمایش قدرت را فراهم میکند. نمایش قدرت امکان نفوذ را فراهم میکند. نفوذ امکان نتایج مطلوب برای منافع آمریکا را فراهم میکند. این فرض به تازگی در یک انبار محموله از بین رفته است.
سلاحهایی که روسیه تحویل داده است، از معادلهای آمریکایی پایینتر نیستند. در برخی موارد، آنها برتر هستند.
به طور گسترده، S400 توانمندتر از سیستم پاتریوت آمریکایی در نظر گرفته میشود.
اسکندر ویژگیهایی دارد که هیچ موشک تاکتیکی آمریکایی با آن برابری نمیکند.
باستیون پی یک تهدید دریایی است که سیستمهای دفاعی آمریکا برای مقابله با آن بهینه نشدهاند.
روسیه ۲۰ سال را صرف نظارت بر عملیات نظامی آمریکا، مطالعه تاکتیکها، تجزیه و تحلیل آسیبپذیریها و توسعه سیستمهایی کرده است که به طور خاص برای مقابله با نقاط قوت آمریکا طراحی شدهاند.
و روسیه همین الان این سیستمها را به دشمن اصلی منطقهای آمریکا تحویل داده است.
در نظر بگیرید که این برای برنامهریزی عملیاتی به چه معناست. هر ماموریت تهاجمی علیه ایران اکنون نیاز به محاسبه تلفات احتمالی هواپیما دارد، نه تلفات صفر، تلفات قابل توجه. این فرض که نیروی هوایی آمریکا میتواند بدون مجازات عمل کند، دیگر معتبر نیست. اکنون هر استقرار نیروی دریایی در نزدیکی ایران مستلزم محاسبه تلفات احتمالی کشتیها است، نه کشتیهای آسیبدیده یا کشتیهای غرقشده. هزاران ملوان آمریکایی در قعر خلیج فارس اکنون سناریویی است که برنامهریزان باید در نظر بگیرند. اکنون هر پایگاهی در منطقه خلیج فارس نیاز به محاسبه تخریب بالقوه دارد، نه حملات ایذایی، تخریب کامل.
دقت موشک اسکندر با متر اندازهگیری میشود. یک برخورد به یک انبار سوخت یا انبار مهمات، اثرات ثانویه فاجعهباری ایجاد میکند. فرضیات برنامهریزی که عملیات نظامی آمریکا را برای یک نسل هدایت کردهاند، دیگر کاربردی ندارند.
و هیچکس نفهمیده است که چه فرضیاتی باید جایگزین آنها شود. این بخشی است که این وضعیت را واقعاً خطرناک میکند.
پنتاگون میداند که این سلاحها فلج استراتژیک ایجاد میکنند.
روسیه میداند که پنتاگون میداند.
و این آگاهی که عملیات تهاجمی آمریکا به طرز چشمگیری پرهزینهتر شده است، رفتار ایران را تغییر میدهد.
ایران میتواند تهاجمیتر باشد زیرا رهبری ایران میداند که تلافی آمریکا دیگر خودکار نیست. وقتی تلافی به معنای از دست دادن هواپیماها و خلبانان، از دست دادن کشتیها و ملوانان، از دست دادن پایگاهها و سربازان است، محاسبات تغییر میکند.
آستانه کاری که ایران میتواند بدون تحریک واکنش انجام دهد، به طور قابل توجهی افزایش مییابد. این بازدارندگی در جهت معکوس است. آمریکا دههها از طریق توانایی نظامی برتر، مانع از تجاوز ایران شده است. روسیه به ایران این توانایی را داده است که از واکنش آمریکا جلوگیری کند. اهرم فشار تغییر کرده و عواقب این تغییر رویکرد در هر درگیری، هر مذاکره و هر بحرانی در خاورمیانه در دهه آینده نمایان خواهد شد.
بنابراین، بیایید کاملاً در مورد آنچه اتفاق افتاده و معنای آن شفاف باشیم.
روسیه یک بسته تسلیحاتی یکپارچه ۹۰۰ میلیون دالری به ایران تحویل داد، ۲۷ هواپیمای باری، ۱۴ روز عملیات هوایی، بزرگترین انتقال نظامی بین قدرتهای بزرگ از زمان جنگ سرد.
اکنون چهار گردان S400 با ۳۸۴ موشک رهگیر از حریم هوایی ایران محافظت میکنند. برد شناسایی ۶۰۰ کیلومتر، برد درگیری ۴۰۰ کیلومتر. اکنون هر هواپیمای رادارگریز آمریکایی بر فراز ایران قابل مشاهده است.
۲۴ لانچر اسکندر M هر پایگاه آمریکایی در خلیج فارس را با موشکهای شبه بالستیک تهدید میکند که هیچ سیستم دفاعی آمریکایی تاکنون آنها را رهگیری نکرده است. دقت ۵ متر، کلاهک ۷۰۰ کیلوگرمی.
هشت فروند باستین پانچر با ۶۴ موشک P800 اونیکس، سرعت ۲.۵ ماخ، رویکرد سطحی دریا، قابلیت اشباع که از ظرفیت دفاعی Aegis فراتر میرود، کشتیهای جنگی آمریکایی را در معرض خطر قرار میدهند.
و مجموعه رادار Nebo M همه چیز را به هم متصل میکند. شناسایی هواپیماهای آمریکایی، دادههای هدفگیری را به طور همزمان به سیستمهای دفاعی و تهاجمی ارسال میکند. زنجیره کشتار یکپارچه است. پاسخ خودکار است.
هواپیماهای آمریکایی پرواز به سمت ایران را متوقف کردهاند. ناوهای هواپیمابر ۸۰۰ کیلومتر از مواضع عملیاتی قبلی خود عقبنشینی کردهاند. سنتکام دستورالعملهای توقف عملیات را صادر کرده است. رئیس ستاد مشترک به فرماندهان منطقهای گفته است که فرض کنند همه عملیاتهای تهاجمی اکنون مورد مناقشه قرار گرفتهاند.
متحدان در حال محاسبه مجدد هستند. عربستان سعودی سوالات ناراحتکنندهای میپرسد. اسرائیل در حال ارزیابی مجدد گزینههای حمله است. امارات متحده عربی در حال باز کردن کانالهای مخفی با تهران است. ساختار اتحاد متزلزل است. و در مسکو، ولادیمیر پوتین در حال تماشای واکنش آمریکا است و میفهمد که این سرمایهگذاری ارزش هر روبل را داشته است. ۹۰۰ میلیون دالر برای خنثی کردن ۴۰ سال تسلط منطقهای آمریکا.
۹۰۰ میلیون دالر برای تغییر تعادل استراتژیک. ۹۰۰ میلیون دالر برای نشان دادن اینکه برتری نظامی آمریکا محدودیتهایی دارد که روسیه میتواند از آنها بهرهبرداری کند. سلاحها تحویل داده شدهاند. سیستمها عملیاتی هستند. ادغام کامل شده است. آمریکا هیچ دفاعی در برابر آنچه ایران اکنون در اختیار دارد، ندارد. نه از نظر تئوری هیچ دفاعی. در واقع، هیچ دفاعی. سیستمهایی که بتوانند با این سلاحها مقابله کنند وجود ندارند. برنامههای توسعهای که ممکن است آنها را تولید کنند، سالها کارایی نخواهند داشت. و تهدید اکنون وجود دارد.
توازن نظامی خاورمیانه به تدریج تغییر نکرد. بلکه در ۲۷ پرواز باری تغییر کرد. این کشور ۹۰۰ میلیون دالر سختافزار روسی را به این کشور منتقل کرد. این تغییر به این دلیل بود که روسیه تصمیم گرفت قدرت آمریکا در منطقه به اندازه کافی دوام آورده است. توجه کنید، زیرا دوران تسلط نظامی بیرقیب آمریکا در خاورمیانه با فرود آن هواپیماها به پایان رسید. آنچه در ادامه میآید رقابتی است که آمریکا از زمان جنگ سرد با آن مواجه نشده است و هیچکس نمیداند چگونه در آن پیروز شود.
اگر در مورد قابل اعتماد بودن این ارائه شک دارید، وقتی که توضیح میدهد «این بسته ۹۰۰ میلیون دالری واقعاً چه کاری انجام میدهد و چرا هر برنامهریز نظامی آمریکایی که این سیستمها را درک میکند، در خفا وحشتزده است»، روی تفسیر ویدیویی ۲۰ دقیقهای از راشل مدو، مفسر خبری محبوب نئومحافظهکار لیبرال (طرفدار امپراتوری آمریکا) در ایالات متحده، MSNBC-TV کلیک کنید، که بیان میکند چرا از این موضوع «وحشتزده» است (و آن متنفر از دولتهایی که دولت او میخواهد نابود کند، حتی اذعان میکند که سیستم دفاع هوایی S-400 روسیه «مسلماً پیشرفتهترین سیستم دفاع موشکی در حال حاضر روی کره زمین است»).
نویسنده: کلودیو رستا که در سال ۱۹۵۸ در جنوا، ایتالیا به دنیا آمد. او «شهروند جهان» (به تعبیر اسپینوزا)، فیلسوفی متفاوت و ساختارشکن، و متخصصی میانرشتهای است و البته هنرمند نیز هست.
او در خانوادهای از دانشمندان رشد یافت که در آن حوزههای گوناگون علمی، از فلسفه تا روانکاوی، از اقتصاد تا تاریخ، و از ریاضیات تا فیزیک حضور داشتند. این علوم بهگونهای در جمع خانواده به نمایش و بحث گذاشته میشدند که هر یک از اعضای متخصص دربارهی حوزهی خود سخن میگفتند، و دیگران نیز، اگر تمایل داشتند، میتوانستند در این گفتوگوها و مناظرههای خانوادگی مشارکت کنند.
۱۴ مارس ۲۰۲۶
مترجم: م. نوری