کابلِ کوپونی و مکروریان؛ رفاه سوسیالیستی در سایه جنگ و سانسور؟ سروش
این یادداشت نگاهی است به زندگی روزمره شهرنشینان افغانستان در دهههای ۶۰ و ۷۰ خورشیدی، بهویژه در کابل؛ از کوپون نان و آپارتمانهای مکروریان تا حضور زنان در دانشگاه و فرهنگ شهری مدرن. اما این رفاه نسبی، در سایه جنگ، سانسور و شکاف عمیق شهر و روستا شکل گرفت.
---
دولت رفاه سوسیالیستی یا زندگی جنگزده؟
در دورهٔ ببرک کارمل و سپس داکتر نجیبالله، زندگی روزمره شهرنشینان ترکیبی بود از نظم اداری، آموزش رایگان، و واقعیت تلخ جنگ و کمبود. دولت با تکیه بر کمکهای شوروی، تلاش کرد نوعی «رفاه حداقلی» برای طبقهٔ متوسط شهری فراهم کند، اما این دستاوردها بیشتر در کابل و چند شهر بزرگ متمرکز ماند.
---
اقتصاد روزمره و نظام کوپون
• سیستم کوپون برای نان، روغن، برنج و حتی لباس، از دورهٔ کارمل و نجیبالله رواج یافت؛ خانوادههای کارمند دولت، زندگی خود را بر ترکیب حقوق و کوپون بنا کرده بودند.
• یارانههای گسترده بر کالاهای اساسی، با کمک شوروی تأمین میشد؛ اما جنگ، تخریب راهها و بازار سیاه، کیفیت و کفایت این نظام را محدود کرد.
• با کاهش کمکهای شوروی در اواخر دهه ۶۰، ارزش واقعی حقوق و توان دولت برای حفظ توزیع، رو به افول گذاشت.
---
مسکن، مکروریان و خدمات شهری
• شهرکهای آپارتمانی مکروریان، نماد مدرنیزاسیون شهری بودند؛ با برق، آب، حمام و گرمایش منظم، برای کارمندان دولتی با کرایه ارزان توزیع میشدند.
• شبکهٔ ترانسپورت دولتی، بسهای برقی، رانندگان زن، و خدمات شهری مانند جمعآوری زباله و برق قابل پیشبینی، بخشی از نظم شهری کابل را شکل میدادند.
• این خدمات بیشتر در اختیار قشر وابسته به دولت بود؛ مهاجران داخلی و حاشیهنشینان سهم کمتری داشتند.
---
آموزش، دانشگاه و جایگاه زنان
• آموزش رایگان، کتابهای درسی دولتی و اعزام هزاران دانشجو به شوروی و کشورهای بلوک شرق، بخشی از سیاست رسمی دولت بود.
• سازمانهای دموکراتیک زنان و جوانان، نقش مهمی در تشویق زنان به تحصیل و کار داشتند؛ در کابل، دختران تا دانشگاه تحصیل میکردند.
• سهم زنان در میان معلمان حدود ۷۰٪، در خدمات ملکی ۵۰٪ و در کادر صحی حدود ۴۰٪ گزارش شده است.
• با این حال، در روستاها، سنتهای قوی و نفوذ مخالفان دولت، مانع دسترسی گسترده دختران به آموزش و کار میشد.
---
فرهنگ شهری، لباس و سبک زندگی
• دههٔ ۶۰ خورشیدی در کابل با رادیو و تلویزیون دولتی، سینما، تئاتر، کنسرتها، مجلهها و کافهها شناخته میشود؛ برخی از آن بهعنوان دورهای «طلایی» یاد کردهاند.
• زنان و مردان با لباسهای متنوع – از کتوشلوار و دامنهای غربی تا پیراهنتنبان سنتی – در ادارات و دانشگاه حضور داشتند.
• رسانههای دولتی با تأکید بر موسیقی، شعر و ادبیات، تصویر «جامعهای در مسیر پیشرفت سوسیالیستی» را تبلیغ میکردند؛ اما سانسور سیاسی و کنترل حزبی، فضای فرهنگی را محدود میساخت.
---
شکاف شهر و روستا؛ واقعیت فراموششده
• بیشتر دستاوردهای رفاهی – کوپون، مکروریان، خدمات شهری، دانشگاه – در دسترس شهرنشینان و قشر وابسته به دولت بود.
• روستاها، بهویژه در مناطق جنگزده، با کمبود شدید خدمات صحی، آموزشی و زیربنایی روبهرو بودند؛ زندگی روزمره مردم زیر سایهٔ جنگ، کوچ اجباری و مینهای زمینی میگذشت.
• تاریخنگاران معتقدند تصویر مثبت از «رفاه نسبی» در این دوره، بیشتر روایت طبقهٔ متوسط شهری است و تجربهٔ دهقانان و مهاجران جنگزده را بازتاب نمیدهد.
---
جمعبندی: رفاه در سایهٔ جنگ و سانسور
دورهٔ کارمل و نجیبالله، نه بهشت سوسیالیستی بود، نه جهنم کمونیستی؛ بلکه تجربهای متناقض از مدرنیزاسیون شهری در دل بحران. دولت توانست با کمک شوروی، نوعی رفاه حداقلی برای بخشی از جامعه فراهم کند، اما جنگ، نابرابری فضایی، وابستگی خارجی و سرکوب سیاسی، مرزهای این دستاوردها را بهروشنی مشخص میکرد.
---
منابع
1. یادداشتهای شفاهی شهروندان کابل، روایتهای مهاجران دهه ۶۰ و ۷۰
2. گزارشهای آموزشی و فرهنگی وزارت معارف و وزارت اطلاعات و فرهنگ افغانستان
3. مطالعات توسعه شهری در کابل، دانشگاه کابل و مؤسسه مطالعات آسیای مرکزی
4. گزارشهای سازمان دموکراتیک زنان افغانستان، ۱۳۶۵–۱۳۷۰
5. خاطرات کارمندان دولت در دوره PDPA، منتشرشده در مجلههای مهاجران
6. تحلیلهای اقتصادی درباره نظام کوپون، در نشریههای داخلی دهه ۶۰
7. گزارشهای تحقیقی درباره وضعیت زنان در افغانستان، دانشگاه آمریکایی افغانستان
8. آرشیو عکسهای فرهنگی کابل، دهه ۶۰ و ۷۰ خورشیدی
9. مطالعات توسعه روستایی و شکاف شهری–روستایی، مؤسسه مطالعات اجتماعی افغانستان
دیدن کمتر
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر