۱۴۰۴ بهمن ۲۲, چهارشنبه

 اعتراف خواجه آصف: پاکستان مجری «جهاد ساخت آمریکا» در افغانستان بود

اندپندنت فارسی : خواجه محمد آصف، وزیر دفاع پاکستان، در اظهاراتی بی‌سابقه در مجلس ملی این کشور، گفت پاکستان باید به نقشی که در اجرا کردن «جهاد ساخت آمریکا» در افغانستان و تولید تروریسم داشت، اعتراف کند.

خواجه آصف که روز دوشنبه و پس از حملات مرگبار اخیر در اسلام‌آباد و بلوچستان صحبت می‌کرد، گفت: «امروز وقتی دلایل تروریسم را در کشورمان جست‌وجو می‌کنیم، باید بدانیم که این نتیجه همان جنگ است و باید این را قبول کنیم.»

به گفته وزیر دفاع پاکستان، جنگ در افغانستان در برابر تهاجم شوروی و جنگ طالبان علیه حضور نظامی آمریکا در این کشور جهاد نبود و پاکستان که به اشاره آمریکا، در این دو جنگ در افغانستان دخیل بود، اکنون به حال خود رها شده است.

خواجه آصف افزود: «اگر می‌خواهیم از اشتباهات گذشته خود تبرئه شویم، باید اعتراف کنیم.»

خواجه آصف، نخستین مقام ارشد پاکستان است که در نشست رسمی یک نهاد دولتی بابت دخالت‌ دولت‌های پیشین پاکستان در امور افغانستان اظهار پشیمانی می‌کند. او در این سخنرانی تصریح کرد که دخالت پاکستان در دو جنگ ویرانگر در افغانستان باعث از بین رفتن نظام آموزشی پاکستان، شکل‌گیری مدارس دینی و آسیب دیدن فرهنگ سیاسی و مذهبی این کشور شد که هنوز بازسازی نشده است.

او گفت پاکستان به این دلیل با وضعیت کنونی مواجه است که «جهاد ساخت آمریکا را پیش می‌برد».

به باور وزیر دفاع پاکستان، پس از خروج شوروی از افغانستان، آمریکا پاکستان را به حال خود رها کرد، اما مقام‌های این کشور متوجه وضعیت نشدند و دوباره پس از حمله ۱۱ سپتامبر و حمله آمریکا به افغانستان، در جنگ افغانستان شرکت کردند.

آصف از ژنرال ضیاءالحق و ژنرال پرویز مشرف به‌عنوان «دو دیکتاتور» یاد کرد که به «مشروعیت و تایید آمریکا» نیاز داشتند و به همین دلیل به اشاره آمریکا در امور افغانستان دخالت کردند. وزیر دفاع پاکستان گفت: «آن‌ها [آمریکا] ما را مانند دستمال کاغذی هم نه، بلکه مانند دستمال توالت استفاده کردند و دور انداختند. با این حال هنوز عبرت نگرفته‌ایم.»

راهبرد پاکستان در جهاد افغانستان: کابل باید بسوزد

آغاز شکل‌گیری حمایت راهبردی پاکستان از جنگ گروه‌های جهادی افغانستان دولت‌های چپ‌گرا و سپس تهاجم شوروی در کتاب «سپاهی گمنام» نوشته ژنرال محمد یوسف، از مقام‌های بلندپایه سازمان اطلاعات نظامی پاکستان (آی‌اس‌آی) در دهه ۱۹۸۰، یکی از نخستین اعترافات رسمی درباره نقش پاکستان در مهندسی و پشتیبانی «جهاد» در افغانستان است.

این کتاب نشان می‌دهد که چگونه پس از لشکرکشی شوروی در سال ۱۹۷۹، ژنرال ضیاءالحق، رئیس‌جمهوری وقت پاکستان، از ژنرال اختر عبدالرحمان، رئیس وقت آی‌اس‌آی، خواست تا راهبردی برای این جنگ طراحی کند.

بر اساس یادداشت فردوس کاوش که کتاب «سپاهی گمنام» را به فارسی برگردان کرده، اختر نیز باور داشت که افغانستان به عمق راهبردی پاکستان پیوند خورده است و حکومت طرفدار شوروی در کابل می‌تواند موجودیت پاکستان را تهدید کند.

ژنرال اختر معتقد بود پاکستان باید مقاومت نوپا و پراکنده ضدشوروی را به یک حرکت سازمان‌یافته و حمایت‌شده منطقه‌ای تبدیل و کشورهای دیگر را نیز در این حمایت فعالانه دخیل کند.

بر اساس این کتاب، اختر عبدالرحمان راهبردی به‌عنوان «قتل با هزار زخم» را طراحی کرد که شیوه جنگی تازه‌ای پیش‌ روی مجاهدین گذاشت. این طرح به مجاهدین افغان آموزش می‌داد در عملیات‌های پراکنده، فرسایشی و ادامه‌دار، مواضع شوروی و حکومت کابل را هدف بگیرند. در این راهبرد، ایجاد یک ارتش چریکی از میان مردم افغانستان و استفاده از ایالت‌های بلوچستان و خیبر پختونخوای پاکستان به‌عنوان عقبه راهبردی نیروهای ضدشوروی از محورهای مرکزی پیشنهاد شد.

این کتاب می‌افزاید که ضیاءالحق، رئیس‌جمهوری وقت پاکستان، تمام پیشنهادهای اختر را پذیرفت. سپس آی‌اس‌آی این راهبرد را به یک راهبرد رسمی تبدیل و برای اجرای آن «اداره امور افغانستان» را ایجاد کرد.

در روایت «سپاهی گمنام» آمده است که کابل در تفکر راهبردی ژنرال اختر جایگاهی ویژه داشت و او معتقد بود که پایتخت افغانستان باید به‌عنوان مرکز ثقل حکومت طرفدار شوروی مدام تحت فشار قرار گیرد تا جنگ نه‌تنها به لحاظ نظامی، بلکه از نظر روانی و اقتصادی نیز فرسایشی شود. نقل‌قول مشهور او که گفته بود «کابل باید بسوزد»، هنوز در میان نویسندگان پاکستان و افغانستان به یاد آورده می‌شود.

پاکستان شریان اصلی کمک‌های مالی جهان به جهاد افغانستان را در دست داشت

پرویز امیرعلی هودبهوی، فیزیکدان هسته‌ای و نویسنده پاکستانی، سال ۲۰۰۵ در مقاله‌ای برای دانشگاه منونایت کانادا، نوشت که جنگ افغانستان پس از تهاجم نظامی شوروی، به صحنه شکل‌گیری یکی از گسترده‌ترین عملیات‌های مخفیانه قرن بیستم تبدیل شد که سرمایه‌گذار اصلی آن ایالات متحده بود و پاکستان نقش مجری، طراح و مهندس میدانی آن را بر عهده داشت.

به نوشته این فیزیکدان، پاکستان سال‌ها پیش از اشغال افغانستان از سوی شوروی، به‌ویژه پس از به قدرت رسیدن محمدداوود خان در سال ۱۹۷۳، سیاست حمایت از گروه‌های اسلام‌گرای مخالف دولت کابل را در پیش گرفته بود. با آغاز اشغال شوروی در ۱۹۷۹ و تشدید رقابت‌های جنگ سرد، این نقش وارد مرحله‌ای تازه شد.

بر اساس این مقاله، سازمان اطلاعات ارتش پاکستان به مرکز ثقل سازماندهی جهاد افغانستان تبدیل شد و کنترل کامل توزیع سلاح‌ها و کمک‌های مالی آمریکا و دیگر کشورها را در دست گرفت. کمک‌های چندمیلیارددلاری واشنگتن و متحدانش از طریق اسلام‌آباد به‌صورت هدفمند و گزینشی، در اختیار گروه‌های اسلام‌گرای تندرو مانند حزب اسلامی حکمتیار، حزب اسلامی خالص و جمعیت اسلامی قرار می‌گرفتند.

این نویسنده پاکستانی اضافه می‌کند که تمامی اردوگاه‌های آموزشی مجاهدین در خاک پاکستان هم زیر نظر مستقیم سازمان اطلاعات نظامی اداره می‌شدند. این اردوگاه‌ها بعدها به مراکز آموزش نیروهایی برای جنگ در کشمیر، چچن، بوسنی و حتی عملیات‌های ضدغربی تبدیل شدند.

در این چارچوب، پاکستان صرفا یک توزیع‌کننده منابع نبود، بلکه با تعیین جهت‌گیری ایدئولوژیک جهاد، رادیکال‌ترین و سختگیرانه‌ترین جریان‌ها را تقویت کرد؛ جریان‌هایی که بعدها بستر ظهور طالبان، القاعده و شبکه‌های جهادی مشابه را فراهم آوردند.

ایالات متحده با هدف وارد آوردن بیشترین هزینه انسانی و نظامی به شوروی، بزرگ‌ترین عملیات مخفی تاریخ سازمان سیا را طراحی و تامین مالی کرد. در چارچوب «دکترین ریگان»، واشنگتن بسته‌ای گسترده از منابع مالی، سازماندهی نظامی، فناوری تسلیحاتی و پشتیبانی تبلیغاتی را در اختیار مجاهدین قرار داد.

رساندن تسلیحات پیشرفته به‌ویژه موشک‌های دوش‌پرتاب استینگر، نقطه عطف جنگ بود و به سرنگونی ده‌ها هلی‌کوپتر و هواپیمای ارتش شوروی انجامید.

در حوزه ایدئولوژیک نیز نقش آمریکا تعیین‌کننده بود. واشنگتن بودجه‌ای حدود ۵۰ میلیون دلار برای تولید کتاب‌های درسی به زبان‌های پشتو و فارسی‌دری اختصاص داد تا مفاهیم جهادی را در قالب درس‌های ریاضی و علوم وارد ذهن کودکان کنند. این کتاب‌ها از محاسبه سرعت گلوله کلاشنیکف تا تمرین‌هایی درباره کشتن سربازان شوروی را به کودکان آموزش می‌دادند. این کتاب‌ها که با بودجه آمریکا چاپ شدند، سال‌ها بعد در مدارس تحت کنترل طالبان نیز تدریس شدند.

 



هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر