کنگره هشتم چپ اروپا، نوسازی و اقدام جمعی برای نقشآفرینی در قاره – برگردان: نوید اخگر

در روزهای ۱۷ و ۱۸ آوریل ۲۰۲۶، کنگره هشتم حزب چپ اروپا در بروکسل برگزار میشود، نشستی که نمایندگانی از دهها حزب چپ در سراسر قاره را گرد هم میآورد. این کنگره در شرایطی برگزار میشود که چپ اروپا با شکافهای درونی، افتوخیزهای انتخاباتی و تغییرات ژئوپولیتیک روبهرو است. در کنار بحثهای ساختاری و اختلافات درونی، هدف اصلی این نشست فراتر از بازسازی تشکیلاتی تعریف شده است. شعار محوری کنگره «پیروزی در آینده، مقابله با ریاضت اقتصادی، توقف نظامیگری» است. این کنگره تلاشی است برای پاسخ به یک پرسش بزرگتر، اینکه آیا چپ اروپا میتواند در شرایطی که راست افراطی و نظامیگری در حال تقویت هستند، دوباره به یک نیروی اثرگذار در سطح قاره تبدیل شود یا نه. والتر بایر، رهبر کنونی چپ اروپا، میگوید: «این کنگره درباره نوسازی و اقدام جمعی است.»
والتر بایر، رهبر حزب چپ اروپا: چرا این کنگره اهمیت دارد؟
اروپا در یک بزنگاه تاریخی قرار دارد. ما باور داریم اروپا میتواند مسیر دیگری را انتخاب کند.

کنگره ما، چپ اروپا و شرکای آن را از سراسر قاره گرد هم میآورد تا بهروشنی اعلام کنیم: صلح و عدالت اجتماعی باید بر نظامیسازی و سودآوری مقدم باشد. ما سیاستهایی را رد میکنیم که جامعه را دوپاره میکنند، ترس را دامن میزنند و راست افراطی را تقویت میکنند. در مقابل، ما از همکاری، همبستگی و تغییر دموکراتیک دفاع میکنیم.
این کنگره درباره نوسازی و اقدام جمعی است. در سراسر اروپا، کارگران، زنان، جوانان، اتحادیههای کارگری و جنبشهای اجتماعی از همین حالا برای کرامت، عدالت اقلیمی و صلح مبارزه میکنند.
ما با هم میتوانیم این مبارزات را به یک پروژه مشترک اروپایی تبدیل کنیم.
آینده را ببریم. با ریاضت اقتصادی مقابله کنیم. نظامیسازی را متوقف کنیم!
یک آینده متفاوت ممکن است، و ما اینجا هستیم تا آن را محقق کنیم.
چپ اروپا در آستانه بازسازی
در باره کنگره هشتم چپ اروپا در بروکسل، اووه ساتلر در رسانه آلمانی «اندی» در مقالهای با عنوان «چپ اروپا در آستانه بازسازی» مینویسد:
احزاب چپ اروپا در حال دگرگونی هستند. قرار است یکی از دو تشکل سراسری آنها در کنگره همین آخر هفته، راهبردی تازه تصویب کند
نزدیک به ۳۰۰ نماینده آخر این هفته برای شرکت در کنگره حزب چپ اروپا در بروکسل گرد هم میآیند، نشستی که موضوع آن چیزی کمتر از آینده این ائتلاف نیست. حزب چپ اروپا بیش از ۴۰ حزب عضو، ناظر و شریک از ۲۰ کشور را در بر میگیرد. در هشتمین کنگره این حزب، نه تنها راهبرد سالهای پیش رو در دستور کار است، بلکه اجرای فوری یک برنامه گسترده اصلاحی و همچنین انتخاب دوباره رهبری یکی از دو تشکل سراسری احزاب چپ در اروپا نیز مطرح است. حزب چپ اروپا ائتلافی از احزاب ملی است که در سطح اتحادیه اروپا خود نیز به عنوان یک حزب سیاسی فعالیت میکند.
برخلاف احزاب سوسیالدموکرات یا محافظهکار، ترکیب احزاب چپ در اروپا بسیار متنوع است. این طیف از احزاب کمونیست کلاسیک تا نیروهای اصلاحگرا و جریانهای چپ سبز و ائتلافهایی با مواضع گوناگون که ریشه در شرایط ملی و تاریخی دارند گسترده است. یکی از نمونههایی که زیاد به آن اشاره میشود، حمایت قاطع کمونیستهای فرانسه از انرژی هستهای است.
اهمیت و نفوذ این احزاب در کشورهای خود نیز یکسان نیست. نتایج انتخاباتی را میتوان مهمترین شاخص برای سنجش این موضوع دانست. البته عوامل ناروشنی هم وجود دارد، برای نمونه رأیدهی تاکتیکی هواداران چپ به این و آن گرایش با هدف جلوگیری از پیروزی نیروهای راست. با این حال، بهویژه دادههای انتخابات پارلمان اروپا در ژوئن ۲۰۲۴ که در ارزیابیهای جدید نیز تغییر چندانی نکرده، نشانههای مهمی از میزان پذیرش این احزاب به دست میدهد.
بهویژه در شمال اروپا، احزاب چپ نتایج خوبی کسب کردند. حزب چپ سوئد Vänsterpartiet به ۱۱ درصد آرا رسید. در فنلاند، ائتلاف چپ Vasemmistoliitto ده درصد رشد کرد و با کسب ۱۷.۳ درصد در جایگاه دوم قرار گرفت. در جنوب اروپا نیز چپ موفقیتهایی به دست آورد. در قبرس، حزب آکل بیش از ۲۱ درصد رأی کسب کرد و در یونان، سیریزا با نزدیک به ۱۵ درصد پس از محافظهکاران در رتبه دوم ایستاد. در مقابل، پودموس در اسپانیا با ۳.۳ درصد و بلوک چپ در پرتغال با ۴.۳ درصد که در سالهای گذشته موفقیتهای زیادی داشتند، با کاهش آرا روبهرو شدند. در فرانسه نیز “فرانسه تسلیمناپذیر”، نزدیک به ۱۰ درصد رأی به دست آورد.
از نظر محتوایی، آنچه بیش از همه احزاب چپ را به هم نزدیک میکند، مخالفت با سیاستهای ریاضتی و سیاستهای محدودکننده مهاجرت، مقابله با گرایش به راست در سطح کشورهای ملی و در سطح اروپا، و دفاع از صلح است. چنین مواضعی تقریباً در همه اسناد پایه و بیانیهها دیده میشود. با این حال تفاوتها نیز قابل چشمپوشی نیست. بهویژه در سالهای گذشته، اختلافها بر سر موضعگیری نسبت به جنگ اوکراین و نحوه برخورد با روسیه به عنوان طرف مهاجم شدت گرفته است.
برای نمونه، برخی احزاب چپ در شمال اروپا نه تنها از حمایت، حتی در شکل نظامی، از اوکراین پشتیبانی میکنند، بلکه رابطهای دوگانه با ناتو دارند که تا حدی از موقعیت جغرافیایی آنها ناشی میشود. بیشتر این احزاب خواهان ایجاد یک ساختار امنیتی جدید در اروپا بدون ائتلافهای نظامی هستند، اما در شرایط کنونی ناتو را کموبیش به عنوان سپری در برابر احتمال مداخله روسیه میپذیرند. ائتلاف چپ فنلاند حتی از عضویت این کشور در ناتو حمایت میکند، هرچند آن را صرفاً دفاعی میداند. در میان احزاب چپ جنوب اروپا، بیشتر مخالفت با ارسال سلاح به کییف و رد کلی ناتو دیده میشود، و در برخی موارد ناتو تا حدی مسئول حمله روسیه به اوکراین دانسته میشود.
این اختلافها، همراه با نارضایتی از ساختارهای حزب چپ اروپا، در پاییز ۲۰۲۴ به تأسیس دومین تشکل سراسری احزاب چپ اروپا انجامید، ائتلاف “چپ اروپا برای مردم و سیاره”(European Left Alliance for the People and the Planet – ELA). در این ائتلاف، نه تنها برخی اعضای پیشین حزب چپ اروپا مانند بلوک چپ پرتغال، فرانسه تسلیمناپذیر و ائتلاف چپ فنلاند حضور دارند، بلکه احزابی که پیشتر به هیچ ائتلافی تعلق نداشتند نیز به آن پیوستهاند، از جمله حزب چپ سوسیالیست نروژ. این ائتلاف بهتازگی با حمایت از کارزار شهروندی سراسری در اروپا با عنوان «عدالت برای فلسطین، توقف تجارت اتحادیه اروپا با مجرمان» دستکم در میان محافل حامی فلسطین شناخته شده است. در موضعگیری نسبت به جنگ اسرائیل علیه فلسطینیان نیز تفاوتی میان این ائتلاف و حزب چپ اروپا وجود ندارد.
در واقع به نظر میرسد برای اعضای پیشین حزب چپ اروپا، مسائل بهاصطلاح فنی نقش تعیینکنندهتری در خروج آنها داشته تا اختلافنظرها بر سر سیاست مربوط به اوکراین، زیرا این اختلافها در ائتلاف جدید نیز ادامه دارد. والتر بایر، رئیس حزب چپ اروپا، در گفتوگو با روزنامه «اندی» صریحاً اذعان میکند که ساختارها و سازوکارهای کاری این حزب باید تغییر کند. برای نمونه، اصل سختگیرانه اجماع که گاه بهعنوان حقی برای جلوگیری از تصمیمگیریهای سیاسی از طریق وتو تعبیر شده، دیگر با وضعیت و ترکیب کنونی این ائتلاف همخوانی ندارد. قرار است این موضوع در کنگره از طریق اصلاح اساسنامه تصحیح شود. به گفته بایر، انتقادهایی نیز مطرح بوده مبنی بر اینکه احزاب کمونیست، که در انتخابات اتحادیه اروپا عملکرد ضعیفتری نسبت به رقبای چپ خود در سطح ملی داشتهاند، در نهادهای حزب چپ اروپا بیش از حد نمایندگی دارند. در پاسخ به این انتقاد، پیشنهادی برای ایجاد یک نهاد رهبری جمعی به کنگره ارائه شده که در آن همه احزاب بهطور برابر و با حقوق یکسان حضور داشته باشند.
با این حال، مهمتر از این اختلافها بر سر مسائل ساختاری که از بیرون نیز بهسختی قابل درک است، راهبردهای سیاسی و اقدامهای ملموس است. حزب چپ اروپا در این زمینه نیز بیدستاورد نبوده است. برای مثال، این حزب با کارزار مسکن خود، از ابتکارهای ملی احزاب چپ برای تأمین مسکن مقرونبهصرفه حمایت میکند. با این حال، شکلگیری یک رویکرد واقعاً اروپایی برای چنین برنامههایی هنوز هم اغلب به دلیل نگاههای عمدتاً ملی حتی در میان خود احزاب چپ با مانع روبهرو میشود.
در بروکسل، هدف این است که در این زمینه نیز گامی به جلو برداشته شود و فعالیتها دیگر به بیانیهها یا اقدامهای نمادین محدود نماند. راهبرد جدید قرار است هم اهداف سیاسی روشنی تعیین کند، از جمله مبارزه قاطع برای صلح و خلع سلاح، دفاع از فمینیسم، حفاظت از محیط زیست و حقوق اجتماعی و دموکراتیک، و هم گامهای عملی را در بر گیرد. این واقعیت که حزب کار بلژیک که در دوره اخیر بسیار موفق بوده و حضور پررنگی در عرصه عمومی دارد، میزبان کنگره حزب چپ اروپا است، از این نظر نشانهای مثبت به شمار میآید.
در همین چارچوب، کنگره با ارائه ده محور، تلاش دارد مسیر نوسازی و اقدام جمعی چپ اروپا را ترسیم کند و زمینهای برای بازتعریف نقش آن در سطح قاره فراهم آورد.
ده محور برای نوسازی چپ اروپا
۱. ما بر تعهد خود به سوسیالیسم دموکراتیک و همبستگی بینالمللی تأکید دوباره میکنیم.
۲. ما همکاری میان احزاب، اتحادیههای کارگری و جنبشهای اجتماعی را تقویت میکنیم.
۳. ما نسل تازهای از فعالان را به عرصه رهبری و تصمیمگیری وارد میکنیم.
۴. ما سیاستهای فمینیستی، ضدنژادپرستانه و زیستمحیطی را در کانون فعالیت خود قرار میدهیم.
۵. ما در سطحی فراتر از مرزهای ملی سازماندهی میکنیم تا با ریاضت اقتصادی و نظامیگری مقابله کنیم.
۶. ما از دموکراسی در برابر اقتدارگرایی و راست افراطی دفاع میکنیم.
۷. ما از مبارزات کارگران برای کرامت، دستمزد عادلانه و کنترل بر کار خود حمایت میکنیم.
۸. ما رهبری جمعی و هماهنگی قویتر در سطح اروپا را گسترش میدهیم.
۹. ما اتحاد خود را به روی ائتلافهای مترقی گستردهتر مترقی باز می کنیم.
۱۰. ما چپ اروپا را بهعنوان نیرویی نوسازی میکنیم که میتواند آینده را شکل دهد.

چپ اروپا: «باید موفقیتهایمان را اروپایی کنیم»
گفتگو با والتر بایر، رئیس حزب چپ اروپا، درباره فرصتها و چالشهای سیاست پیشرو در اروپا
آخر هفته کنگره حزب چپ اروپا در بروکسل برگزار میشود. نیروهای چپ و پیشرو در اروپا با چه چالشهای سیاسی روبهرو هستند؟
والتر بایر: ما چالشهایی را که میخواهیم با آنها روبهرو شویم، در دو محور متمرکز میکنیم: از یک سو مبارزه با نظامیسازی اتحادیه اروپا و در سطح جهانی، یعنی مبارزه برای صلح و برای ایجاد یک ساختار امنیتی جمعی در اروپا، که شامل پایان دادن به جنگ در اوکراین و رد برنامههای تسلیحاتی اتحادیه اروپا است. این موضوع ما را مستقیم به محور دوم میرساند، یعنی دفاع از منافع اجتماعی و اقتصادی مردم زحمتکش در اروپا. زیرا برنامههای تسلیحاتی منابع مالی عظیمی را میبلعند که در حوزههای اجتماعی، خدمات عمومی و همچنین سیاست مسکن مورد نیاز است. بر پایه همین رویکرد، ما مبارزه با راست افراطی را پیش خواهیم برد که در سراسر اروپا در حال پیشروی است. ما به سوسیالدموکراتها و محافظهکارانی که در قدرت هستند نیز میگوییم: تضمین کنید که مردم شغلهای شایسته و با دستمزد مناسب داشته باشند، مسکن قابل تأمین وجود داشته باشد و خدمات عمومی در دسترس همگان باشد. این اقدامات پایههای عوامفریبی راست افراطی را از بین میبرد. ما میخواهیم در کنگره به این مسائل بههمپیوسته بپردازیم.
آیا راست افراطی در نتیجه سیاستهای ریاضتی، هم در سطح اروپا و هم در کشورهای ملی، سود میبرد؟
والتر بایر: دقیقاً همینطور است. چند روز پیش با زنی سالمند دیدار کردم که به یک عمل جراحی فوری نیاز دارد، اما در بیمارستان به او گفتهاند باید شش ماه منتظر بماند. این تجربه به حاشیه رانده شدن و حتی تحقیر، نادیده گرفتن کرامت و حقوق انسانها، همراه با ترس از آینده، بستر مادی رشد راست افراطی است. روشن بگویم: مبارزه با راست افراطی، مبارزه با زبان نفرت آن، با نژادپرستی ضد مسلمانان و یهودستیزی و با زنستیزی است، این یک مبارزه برای حفظ شأن و فرهنگ است. اما این مبارزه تنها زمانی پیروز میشود که شرایط زندگی مردم نیز بهبود یابد، به آنها احترام گذاشته شود و آنها مجبور نباشند از آینده خود و عزیزانشان هراس داشته باشند.
امسال ۸۵ سال از انتشار «مانیفست ونتوتنه» برای یک اروپای صلحآمیز و سوسیالیستی میگذرد. آیا رؤیای آنتیرو اسپینلی و همراهانش امروز به پایان رسیده است؟
والتر بایر: نه، زیرا تشدید تضادهای اجتماعی و سیاسی که بسیاری را نگران کرده، هم یک چالش است و هم یک امکان. ما میبینیم که موفقیت ممکن است. برای نمونه، دولت پیشروی اسپانیا را در نظر بگیرید که حزب عضو ما، «Izquierda Unida»، در آن مشارکت دارد: تعیین حداقل درآمد، کاهش کارهای بیثبات، تقویت قدرت خرید، تنها بخشی از اقداماتی است که به اجرا درآمده است. در همین روزها، قانونی شدن وضعیت ۵۰۰ هزار مهاجر نیز در حال تحقق است. در سطح اتحادیه اروپا نیز موفقیت ابتکار شهروندی برای حق سقط جنین با عنوان «صدای من، انتخاب من» را شاهد بودیم. احزاب عضو ما هنر پیروزی را فراموش نکردهاند. هر جا که با برنامهای روشن و با انرژی مبارزاتی عمل میکنند، دستاوردهای زیادی ممکن است. در اتریش نیز، جایی که در ماه ژوئن انتخابات شورای شهر گراتس برگزار میشود، حزب کمونیست این شانس را دارد که جایگاه شهردار را حفظ کند. ما باید این موفقیتها را به سطح اروپایی ارتقا دهیم، در این صورت چشمانداز ونتوتنه به هیچوجه به پایان نرسیده است، بلکه برعکس.
این موفقیتها عمدتاً دستاوردهای ملی نیروهای چپ و پیشرو در کشورهای مختلف است. سهم حزب چپ اروپا در این میان چیست؟
والتر بایر: هر مبارزه در سطح ملی، یک مبارزه اروپایی نیز هست. برای مثال مسئله مسکن، که نه تنها همه کشورها را درگیر کرده است، بلکه در حالی که از ساخت مسکن عمومی کاسته میشود، کمیسیون اروپا صدها میلیارد یورو را به تسلیحات اختصاص میدهد. ما باید در برابر این روند در سطح اروپا بسیج شویم. اروپا یک میدان مبارزه سیاسی است و توانایی احزاب چپ برای هماهنگی در این میدان بخشی از توازن قواست. راستها هماهنگ عمل میکنند، ما نیز باید هماهنگ شویم و در این زمینه بهتر عمل کنیم.
اینها موضوعاتی است که در کنگره آخر هفته در بروکسل مطرح خواهد شد. قرار است نه تنها رهبری جدید انتخاب شود، بلکه راهبردی برای سالهای آینده نیز تصویب شود. محورهای اصلی این راهبرد چیست؟
والتر بایر: ما بر سر یک راهبرد مشترک توافق خواهیم کرد که در مرکز آن مبارزه با برنامههای تسلیحاتی و گسترش ناتو قرار دارد. دوم، نمایندگی از منافع مادی طبقات کارگر و مردم زحمتکش است. همچنین یک برنامه نسبتاً گسترده برای بازسازی ساختاری در دستور کار داریم. انتخاب مستقیم رهبری سیاسی، که در آن اکثریت با زنان خواهد بود. ما میخواهیم ساختارها را چابکتر کنیم و روندهای تصمیمگیری را سرعت ببخشیم تا حزب بتواند کارزارهای فراملی را سازمان دهد. ما همچنان در حزب چپ اروپا به دنبال بیشترین اجماع سیاسی خواهیم بود، اما نمیخواهیم تلاش برای اجماع به معنای حق وتویی تعبیر شود که در نهایت به یک حزب اجازه دهد کل روند تصمیمگیری را مسدود کند.
یکی از پیامدهای انتقاد از ساختارهای حزب چپ اروپا، تأسیس «ائتلاف چپ اروپا» به عنوان یک نهاد چتری دیگر بود. آیا تلاشی برای همکاری میان این دو خانواده بزرگ احزاب چپ وجود دارد؟
والتر بایر: من تقسیم چپ را یک اشتباه میدانم. در شرایط پیشروی راست افراطی، ما به همکاری، گفتوگو و وحدت نیاز داریم. اما از سوی دیگر نگاه عملگرایانه هم دارم. اگر وحدت چپ ضدسرمایهداری در قالب یک حزب واحد ممکن نباشد، باید از طریق همکاری میان دو حزب اروپایی موجود تحقق یابد. به بیان دیگر، ما به تلاش برای ایجاد ابتکارهای مشترک میان این دو حزب ادامه خواهیم داد.
شبکهسازی نه فقط میان احزاب چپ، بلکه میان سایر نیروهای پیشرو نیز یک وظیفه مهم است. یکی از فرصتهای این کار، «مجمع اروپایی» در ماه دسامبر در برلین خواهد بود. انتظار شما از این مجمع چیست؟
والتر بایر: این یک دیدار واقعاً مهم است و من بسیار خوشحالم که حزب چپ در آلمان مسئولیت فراهم کردن چارچوب سازمانی و سیاسی این رویداد را بر عهده گرفته است. نخست امیدوارم که همه احزاب چپ، یعنی کل این خانواده، در این مجمع حضور داشته باشند. دوم امیدوارم گفتوگویی با دیگر احزاب پیشرو، سبزها، سوسیالدموکراتها و همچنین با اتحادیههای کارگری و جنبشهای اجتماعی شکل بگیرد. ما در این زمینه پیشرفتهایی داشتهایم. این موضوع در کنگره آخر هفته ما نیز دیده میشود، جایی که طیف گستردهای از سازمانهای چپ، اتحادیهای و جنبشهای اجتماعی حضور خواهند داشت.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر