۱۴۰۵ فروردین ۵, چهارشنبه

عبدالکریم سروش

 عبدالکریم سروش (فرج الله دباغ)

از تفاله‌های معتزله، تا خزعبلات هوش مصنوعی
نوشته: أ.د. فضل الرحمن فقیهی هروی
چند روز پیش‌تر، نامۀ نصیحت‌محتوایی از جانب عبدالکریم سروش (حسین حاج فرج الله دباغ) به آدرس رهبری جدید ایران در صفحات مجازی نشر شد و همه آن را دیدند و خواندند. بعد از چند روزی، برخی کاربران صفحات مجازی، ادعا کرده‌اند که گویا آن نامه، ساخته و پرداختۀ هوش مصنوعی بوده و از خود آقای سروش نیست. بدین سبب، این کار احتمالًا جعلی را تأسف‌بار دانستند که گویا ساحت مقدس سروش را خدشه دار کرده است.
اینکه سروش چنین نامه‌یی را نوشته است یا خیر، چندان مهم نیست؛ این هم ارزش ندارد که چه کسی به کمک هوش مصنوعی آن نامه را نوشته است. آنچه بسیاری آگاهی ندارند، این است که سروش، قبل از استفاده از فراورده‌های هوش مصنوعی، سرقت‌های علمی و دزدی‌های فکری بسیار وافری را از بزرگان گروه معتزله و شاخه‌های این درخت نامبارک انجام داده است؛ چیزی که امروزیان کم‌تر آن را می‌دانند و یا اصلًا بدان آگاهی ندارند.
میراث فکری و آثار علمی معتزله، که بزرگ‌ترین مایۀ اختلاف در میان امت اسلامی را در قرون نخستین دورۀ اسلامی رقم زد، امروزه نسبت کم‌بود پیروان آن مذهب بدعی و منهج ابتداعی، کم‌تر مورد توجه اهل علم و مراکز علمی قرار دارد. در دوران معاصر ما بسا از اهل علم، فقط نام معتزله را به عنوان یک گروه مبتدع، بلد هستند و جز عناوین افکار شان را که در مباحث علمی اهل سنت، شنیده‌اند، به دیگر چیزی از تعالیم و آموزه‌های آنان آگاهی ندارند.
در چنین حالتی عبدالکریم سروش در سال‌های معاصر، تک‌تک از افکار معتزله را که مایه‌هایی از آن‌ها در مذهب امامیه نیز رسوب دارد، به گونۀ مرموز برگرفته و با پوشاندن لباس ادب فارسی، به خورد جامعۀ بی‌خبر از هرچیز می‌دهد؛ به خورد جوانان جامعۀ نوینی که نه عربی بلداند تا بدانند که این افکار از سروش نیست، بلکه تفاله‌های افکار نامبارک بزرگان معتزله است، که جناب سروش به طور مرموز، آن‌ها را به سرقت برده و به زبان فارسی برای جوانان خالی‌الذهن پیش‌کش کرده است.
کتاب «کلام محمد، رویای محمد» تألیف سروش، همان محتوای ادعای «خلق قرآن» از سوی معتزله را با لباس دیگری حمل می‌کند و جز آن محتوای نخستین معتزله، چیزی دیگری ندارد. چه معتزله قرآن را مخلوق و عبارات و کلمات آن را کلام الله نمی‌دانستند؛ سروش هم کلمات و الفاظ و عبارات آن را نه کلام الله متعال، بلکه کلام محمد صلی الله علیه وسلم، معرفی می‌دارد؛ چیزی که با نصوص قطعی و مدلول صریح خود قرآن کریم در مخالفت قرار دارد.
تنها فرق در این است، که معتزله وقتی قرآن کریم را «مخلوق» می‌دانستند، با سازگاری با برخی سیاست‌مداران جاهل و فریب‌خورده، صدها نفر از علمای بزرگ اهل سنت و جماعت را که به این فکر نادرست موافق نبودند، مورد شکنجه و آزار قرار دادند؛ از جمله امام اهل سنت و جماعت، امام احمد بن حنبل رحمه الله را به زیر شکنجه و شلاق حاکمان وقت انداختند و آن بزرگ‌مرد، جفای سنگینی را در آن روزگار متحمل شد. اما سروش (فرج الله دباغ) امروز قدرت حاکمان را در اختیار ندارد تا مخالفان خزعبلات خویش را مورد آزار و شکنجه قرار دهد؛ ور نه او هم قساوت قلب دورۀ صفوی را تکرار می‌کرد و جفای آنان را آیینه‌داری می‌نمود.
کتاب دیگر سروش «صراط‌های مستقیم» تلفیقی از فکر اباحیه صوفیانه و خردگرایی اعتزالی است که محتوای اصل سخن و ادعا، توسط سروش از آن گروه‌ها به سرقت علمی برده شده است. او فکر کثرت‌گرایی دینی اباحیه را با تأویل و تقسیم حق در میان همه ملل و آیین‌های آسمانی و آیین‌های ساخته و پرداختۀ بشر، مشترک می‌داند. سروش برای ترویج و اثبات این اندیشۀ منحط- که خلاف آموزه‌های قرآن کریم و سنت نبوی است- از دو چیز بهره برده است:
یکی از فکر خردگرایی اعتزالی؛ طوری که محصولات عقل و فراورده‌های خرد را بر مدلول نصوص کتاب و سنت، برتر می‌داند و بدین طریق، حق را با دلالت عقل محض خود، میان همه شرایع الهی و ادیان باطل ساختۀ جامعۀ بشریت، مشترک می‌داند.
دیگر از تفکر کثرت گرایی صوفیانۀ گروه اباحیه و دیگر نحله‌های منحرف منسوب به تصوف استفاده برده، که از مسیر اصلی تزکیه و احسان که نخستین بزرگان امت اسلامی، بدان استوار بودند، انحراف ورزیدند و راه‌های شیطانی را اختیار کردند.
کریم سروش، هریک از این نحله‌های فکری را خواهی منسوب به اسلام و شرایع آسمانی باشند، یا ساخته و پرداختۀ دست بشر باشند، همه را به حق شریک می‌داند و بدین طریق، کثرت‌گرایی دینی کفرآمیزی را تحت عنوان «صراط‌های مستقیم» ترسیم کرده است. در حالی که «صراط مستقیم» جز یک راه و یک مسیر نمی‌تواند باشد؛ و آن راه شریعت اسلام است.
نگاهی مختصر به آموزه‌های قرآن کریم در سورۀ حمد می‌رساند، که الله به پیامبر و پیروان اسلام یک راه مستقیم را نشان داده و دستور می‌دهد که در آن روان باشند و دعا کنند و بگویند که: «اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ» [الفاتحة: 6]؛ یعنی که ما را به راه راست، که فقط یک راه است، هدایت بفرما؛ اما در این برابر سروش، با گستاخی تمام می‌گوید که نه خیر، راه‌های مستقیم زیاد هستند و همه ادیان در آن شریک می‌باشند. این تفکر سروش، خلاف دستور قرآن کریم، و همه شرایع الهی و آسمانی است که در قدیم و قرن‌ها قبل نیز هوادارانی داشته و سروش از آنان این فکر را به سرقت برده است.
نتیجۀ سخن اینکه حاج فرج الله دباغ، معروف به عبدالکریم سروش، قبل از پیداش هوش مصنوعی، افکار فراوانی را از گروه معتزله و سایر فرقه‌های اهل بدعت، انتحال کرده و به سرقت برده است. لذا نسبت یافتن یک نامه از هوش مصنوعی به وی، کاری کوچک‌تر از سرقت‌های علمیی است که خودش انجام داده است. بنابراین دوستان نباید به این نامه هرچه باشد تأسف خورند!!

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر