۱۴۰۵ خرداد ۱۱, دوشنبه

ل

 لوموند دیپلوماتیک :

 از ۲۳ مارس ، اسلام‌آباد نقش یک بازیگر کلیدی در میانجیگری بین واشنگتن و تهران، با هدف دستیابی به آتش‌بس، را بازی کرد. پاکستان، هم‌مرز با ایران، به شدت از پیامدهای بالقوه تشدید درگیری آگاه است، بویژه از آنرو که با رقیب تاریخی‌اش، هند، دست و پنجه نرم می‌کند و درگیر رویارویی‌ای خشونت‌آمیز با افغانستان است.

نویسنده Zia Ur Rehman برگردان شروين احمدي   

۲۶۴۰ کیلومتر از خط دیورند - نام مرز بین پاکستان و افغانستان - که روی نقشه‌ها با یک خط ممتد نشان داده می‌شود، بیشتر شبیه مجموعه‌ای از خطوط نقطه‌چین است. این مرز بیشتر یک فضای ژئوپلیتیکی نفوذ‌پذیر و سیال است و عینیت واقعی چندانی ندارد. به دلیل تبادلات بین مناطق قبیله‌ای پشتون، این مرز دائماً در حال تغییر است و فضای ایده‌آلی را در دو سو برای شورشیان فراهم می‌کند که تشویق‌کننده دخالت در امور داخلی همسایه برای دو کشور است.

در ماه‌های اخیر، منطقه وارد مرحله‌ای از رویارویی حادتر شده است. درگیری‌های پراکنده و محلی جای خود را به مواجهه نظامی آشکار داده‌اند. در پایان ماه فوریه، پاکستان حملات هوایی‌ای در عمق خاک افغانستان انجام داد و شهرهای مهمی مانند کابل، قندهار و همچنین پایگاه هوایی سابق ایالات متحده در بگرام را بمباران کرد. مقامات طالبان ادعا کردند که با هدف قرار دادن مواضع نظامی پاکستان در مرز با سلاح‌های سنگین تلافی کرده‌اند. هر دو طرف متعاقباً یکدیگر را متهم کردند که موجب قربانی شدن صدها غیر‌نظامی شدند، اما تأییداین امر توسط منابع مستقل همچنان غیرممکن است.

اوضاع زمانی بدتر شد که یک حمله هوایی پاکستان در شب ۱۶ مارس یک مرکز ترک اعتیاد در کابل را هدف گرفت و حداقل ۱۴۳ نفر را کشت. پس از آن، یک آتش‌بس کوتاه پنج روزه برای جشن‌های عید نوروز برقرار شد، اما درگیری‌ها در ۲۷ مارس از سر گرفته شد.

در حالی که به نظر نمی‌رسد هیچ یک از طرفین مشتاق جنگ تمام عیار باشند، هر دو تمایل خود را برای استفاده از خشونتی کنترل‌شده نشان داده‌اند. این الگوی تشدید موزون درگیری، موجب این نگرانی است که یک محاسبه اشتباه می‌تواند منجر به یک درگیری گسترده‌تر و ویرانگرتر شود.

پاکستان رودرو با این بحران در موقعیتی متناقض از قدرت و آسیب‌پذیری قرار دارد. این کشور که مجهز به سلاح هسته‌ای با یکی از بزرگترین ارتش‌های جهان است و تجربه گسترده در جنگ‌های ضد شورش دارد، درگیر بی‌ثباتی اقتصادی مزمن و تنش‌های سیاسی قابل توجهی‌ است. اسلام‌آباد اینک با رژیم طالبانی دست و پنجه نرم می‌کند که در سال ۲۰۲۱ پس از دو دهه جنگ چریکی علیه یک ائتلاف به رهبری ایالات متحده، قدرت را به دست گرفت. دولت افغانستان با وجود به ارث بردن مقدار زیادی تجهیزات نظامی آمریکایی، همچنان از نظر دیپلماتیک منزوی و از نظر اقتصادی با مشکل مواجه است.

هنگامی که نیروهای طالبان در اوت ۲۰۲۱ کابل را تصرف کردند، بسیاری از مقامات سیاسی و نظامی پاکستان این رویداد را یک موهبت ارزیابی نمودند. اسلام‌آباد برای دهه‌ها به دنبال چیزی بود که کارشناسان امنیتی آن را «عمق استراتژیک» می‌نامند. این کشور به یک دولت نزدیک به خود در کابل نیاز داشت تا نفوذ هند را محدود کند، حضور نظامی غرب را کاهش دهد، مرزهایش را تثبیت کند و مبارزه علیه گروه‌های ضد پاکستانی که از داخل افغانستان فعالیت می‌کنند را سازماندهی کند.

اگرچه پاکستان در طول «جنگ علیه تروریسم» متحد ایالات متحده بود، اما پس از فروپاشی اولین رژیم طالبان در سال ۲۰۰۱، پناهگاه امن و فضای عقب نشینی برای جناح‌های مختلف آن، از جمله شبکه حقانی، فراهم کرد. این اتفاق علیرغم هشدارهای مکرر ایالات متحده، از جمله هشدار معروف هیلاری کلینتون، وزیر امور خارجه، در سال ۲۰۱۱ رخ داد: «شما نمی‌توانید مارها را در حیاط خلوت خود پرورش دهید و انتظار داشته باشید که آنها فقط همسایگان شما را نیش بزنند (۱).»

«اصطکاک کنترل‌شده»

در سال ۲۰۲۱، رهبران پاکستان از پیروزی طالبان استقبال کردند. اما خوش‌بینی آنها کوتاه‌مدت بود: دولت جدید در کابل از منافع خود در برابر خواسته‌های اسلام‌آباد چشم‌پوشی نکرد. در مرکز وخامت روابط، تجدید حیات خشونت اسلام‌گرایان در پاکستان قرار داشت. «تحریک طالبان پاکستان» (TTP) - یک شبکه شبه‌نظامی که در سال ۲۰۰۷ تأسیس شد و مسئول صدها حمله است - مدت‌هاست که روابط ایدئولوژیک و عملیاتی‌ای با القاعده و طالبان دارد. سران آن بارها به «رهبر عالی» طالبان اعلام وفاداری نموده‌اند و این تعهد را پس از سقوط دولت طرفدار غرب در کابل تجدید کرده‌اند.

پس از خروج نیروهای آمریکایی، مقامات تازه به قدرت رسیده، صدها جنگجوی «تحریک طالبان پاکستان» را آزاد کردند. از آن زمان، این گروه از فضای عملیاتی وسیع‌تری در داخل کشور بهره‌مند شده و حملات خود را در خیبر پختونخوا، استان شمال غربی پاکستان و هم‌مرز با افغانستان، تشدید کرده است. از دیدگاه اسلام آباد، این وضعیت برای امنیت داخلی پاکستان عواقب جدی دارد، زیرا عملیات‌ «تحریک طالبان پاکستان» هماهنگ‌تر و از نظر فناوری پیچیده‌تر از قبل شده است. این سازمان از پهپادها، سیستم‌های نوری پیشرفته و دستگاه‌های ارتباطی مدرن استفاده می‌کند ، سلاح‌هایی که اغلب پس از خروج سراسیمه و فاجعه‌بار آمریکا به جا مانده‌اند. گزارش شورای امنیت سازمان ملل که در ماه فوریه منتشر شد، خاطرنشان کرد که «تحریک طالبان پاکستان» در یک «محیط مجاز» در افغانستان فعالیت می‌کند. این گزارش هشدار داد که این گروه می‌تواند همکاری خود را با شبکه‌های وابسته به القاعده تعمیق بخشد تا «به طیف وسیع‌تری از اهداف حمله کند، امری که می‌تواند یک تهدید فرامنطقه‌ای باشد» (۲).

در عین حال، پاکستان با چالش‌ ناشی از سایر شورش‌ها روبرو است. جدایی‌طلبان قومی در استان بلوچستان در جنوب غربی، عملیات‌های پیچیده‌تری را انجام می‌دهند، از جمله حملات بسیار رسانه‌ای شده بمب‌گذارای انتحاری توسط زنان. شاخه منطقه‌ای دولت اسلامی (داعش)، یعنی دولت اسلامی ولایت خراسان (ISKP)، به دنبال بهره‌برداری از تغییرات امنیتی برای بازسازی قابلیت‌های عملیاتی خود است. در نتیجه، سال ۲۰۲۵ شاهد مرگبارترین سال خشونت تروریستی پاکستان در یک دهه بود، با ۶۹۹ حمله، که افزایشی ۳۴ درصدی در مقایسه با سال ۲۰۲۴ را نشان می‌دهد. طبق گزارش موسسه مطالعات صلح پاکستان، یک اندیشکده مستقل پاکستانی (۳)، تعداد کشته‌شدگان از ۱۰۰۰ نفر فراتر رفته است.

اسلام‌آباد برای اعمال فشار بر کابل، از پایان سال ۲۰۲۳ بیش از دو میلیون افغان را اخراج کرده است. با محدود کردن تجارت ترانزیت و بستن اغلب گذرگاه‌های مرزی، پاکستان اقتصاد همسایه خود را که راهی به دریا ندارد، شدت بی‌ثبات کرده است. به این امر حملات نظامی نیز افزوده شده است.

پاسخ رسمی کابل این است که «تحریک طالبان پاکستان» یک مشکل داخلی اسلام‌آباد است که ریشه‌های آن به قبل از بازگشت طالبان به قدرت در افعانستان برمی‌گردد. با این حال، رهبران طالبان به طور خصوصی، وجود پیوندهای عمیق ایدئولوژیک و عملیاتی بین جنگجویان خود و شبه‌نظامیان «تحریک طالبان پاکستان» را تایید می‌کنند. بسیاری از اعضای طالبان همچنان شورشیان پاکستانی را به عنوان رفقای سابق در مبارزه با نیروهای خارجی در افغانستان می‌بینند. این پیوندها با پناهندگی اعطا شده به رهبران و جنگجویان طالبان حاضر در پاکستان در دوره‌های عملیات فشرده ضد تروریستی تقویت شده است. وابستگی‌های قبیله‌ای، پیوندهای خانوادگی و روایت‌های مذهبی مشترک همچنان این حس همبستگی را تقویت می‌کند.

تلاش‌ها برای سرکوب یا اخراج این گروه‌ها همچنین می‌تواند اختلافات داخلی در جنبش طالبان را تشدید کند (۴). اقدامات سرکوبگرانه گسترده علیه «تحریک طالبان پاکستان» می‌تواند تنش‌ها بین جناح‌های سیاسی عمل‌گرا و مقامات مذهبی تندرو در افغانستان را افزایش دهد. به حاشیه راندن «تحریک طالبان پاکستان» همچنین می‌تواند جنگجویان آن را به همکاری نزدیک‌تر با داعش خراسان(ISKP) سوق دهد که تهدیدی مستقیم برای رژیم طالبان خواهد بود.

موضع کابل همچنین بر اساس انگیزه‌های سیاسی داخلی است. احساسات ضد پاکستانی همچنان در میان بخش‌های خاصی از جامعه افغانستان گسترده است و ریشه در حمایت اسلام‌آباد در گذشته از جنبش‌های اسلام‌گرای این کشور دارد. بنابراین مقاومت در برابر فشار پاکستان می‌تواند مشروعیت ملی‌گرایانه را در افغانستان تقویت کند.

بحران کنونی پیامدهایی فراتر از روابط دوجانبه دارد. مقامات پاکستانی نگرانی خود را در مورد نشانه‌های بهبود روابط بین طالبان و هند، رقیب تاریخی اسلام‌آباد، ابراز کرده‌اند. در حالی که در ابتدا به نظر می‌رسید بازگشت طالبان به قدرت نفوذ هند را کاهش می‌دهد، تماس‌های دیپلماتیک اخیر نشان دهنده رویکرد عمل‌گرایانه‌تر افغانستان است. تعهد به تجارت، همکاری‌های بشردوستانه و سرمایه‌گذاری‌های بالقوه، نشان‌دهنده قصد کابل برای تنوع بخشیدن به شراکت‌های خود است. امری که موجب تحریک نگرانی‌های پاکستان از محاصره استراتژیک و رقابت منطقه‌ای می‌شود.

مناظرات داخلی در پاکستان، نشان‌دهنده تنش‌های ساختاری عمیقی است. شکافی بین دولت نخست وزیر شهباز شریف در اسلام آباد و دستگاه ایالتی خیبر پختونخوا در حال افزایش است ، منطقه‌ای که به دلیل نزدیکی و مرز نفوذپذیر با افغانستان، قربانی خشونت‌های «تحریک طالبان پاکستان» بوده است. در حالی که دولت مرکزی همچنان با ارتش همسو است، استان خیبر پختونخوا توسط حزب نخست وزیر سابق عمران خان اداره می‌شود که از سال ۲۰۲۳ پس از درگیری شدید با مقامات ارشد نظامی زندانی شده است. این قطب‌بندی سیاسی، چشم‌انداز یک اجماع ملی حول امنیت را تضعیف کرده است. .

رهبران استانی اغلب اثربخشی استراتژی نظامی را زیر سوال می‌برند، در حالی که مقامات مرکزی و مقامات امنیتی، دولت‌های استانی را به سهل‌انگاری بیش از حد متهم می‌کنند. این تفرقه مانع هماهنگی اقدامات نظامی و غیرنظامی می‌شود و به «تحریک طالبان پاکستان» اجازه می‌دهد تا از نقاط ضعف اداری و دولتی سوءاستفاده کند.

در حال حاضر، هیچ انگیزه‌ای برای اسلام‌آباد و کابل برای کاهش تنش وجود ندارد. پاکستان همچنان مصمم است حتی به بهای خطر رویارویی فرامرزی، تهدیداتی را خنثی کند که ریشه در خاک افغانستان دارد . از سوی دیگر، طالبان تمایلی به اقدام قاطع علیه متحدان ایدئولوژیک خود ندارند و نمی‌خواهند اینطور به‌نظر رسد که تسلیم فشارهای اسلام‌آباد شده‌است.

این عدم انعطاف‌ دو طرف می‌تواند «اصطکاک کنترل‌شده» کنونی را به وضعیتی خطرناک‌تر سوق دهد که همراه با درگیری کم‌شدت اما طولانی‌مدت خواهد بود. مناطق مرزی که از قبل زیر فشار آوارگی جمعیت، فقر و اختلال اداری قرار داشته‌اند، احتمالاً بیشترین آسیب را از تجدید خشونت خواهند دید. اختلال در مسیرهای تجاری می‌تواند ناامنی غذایی را تشدید کند.

اعتراضات علیه واشنگتن و تل‌آویو

بی‌ثباتی منطقه‌ای ناشی از تجاوز آمریکا و اسرائیل علیه تهران، اوضاع را پیچیده‌تر کرده است. پاکستان و افغانستان هر دو با ایران مرز مشترک و جمعیت شیعه قابل توجهی دارند که آنها را در برابر هرگونه بی‌ثباتی در ایران بسیار آسیب‌پذیر می‌کند. ترور آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر ایران، در آغاز درگیری، اعتراضاتی را در چندین شهر پاکستان برانگیخت و تظاهرکنندگان از دولت به دلیل روابط نزدیکش با واشنگتن انتقاد کردند. سرکوب این تظاهرات توسط نیروهای امنیتی منجر به کشته شدن چندین نفر شد.

پاکستان در حال حاضر با شورش مداوم در بلوچستان، استانی هم مرز با ایران ، دست و پنجه نرم می‌کند. گسترش خشونت‌های مرتبط با جنگ در آنسوی مرزهای ایران می‌تواند منابع نظامی اسلام‌آباد را از مرزهای افغانستان به سوی مرزهای ایران سوق دهد. این امر فرصتی برای سازمان‌هایی ایجاد می‌کند که در قلمرو مرزی افغانستان فعالیت می‌کنند. بنابراین، اسلام‌آباد و کابل به دنبال کاهش تنش هستند، بدون اینکه به نظر برسد که از موضع خود کوتاه آمده اند.

در اواخر ماه مارس، امیرخان متقی، وزیر امور خارجه افغانستان، اظهار داشت که کابل به دنبال حل اختلافات از طریق گفت‌وگو است و «اقدامات جدی» را برای اطمینان از عدم استفاده از خاک خود علیه پاکستان انجام داده است. در آن سوی مرز، رهبران مذهبی پاکستان و مقامات پشتون نیز خواستار خویشتنداری شدند.

مقامات اسلامی هر دو کشور در بیانیه‌ای مشترک خواستار تمدید آتش‌بس حداقل تا پایان مراسم حج در اواخر ماه مه شدند، به این امید که راه را برای صلح پایدار هموار کند. مشخص نیست که آیا این امر به ظهور نشانه‌های اولیه ایجاد یک رابطه دیپلماتیک پایدار منجر خواهد شد یا خیر، اما فرصتی شکننده برای جلوگیری از تشدید خطرناک تنش‌ها فراهم می‌کند.

۱- Déclaration de la secrétaire d’État américaine Hillary Clinton le 21 octobre 2011, NBC News.

۲- « Thirty-seventh report of the Analytical Support and Sanctions Monitoring Team submitted pursuant to resolution 2734 (2024) concerning ISIL (Da’esh), Al-Qaida and associated individuals and entities », Conseil de sécurité des Nations unies, New York, 4 février 2026.

۳- Base de données du Pak Institute of Peace Studies.

۴-مقاله « طالبان و آزمون قدرت»، لوموند دیپلماتیک، ژوئن ۲۰۲۴ https://ir.mondediplo.com/2024/06/article4928.html

Zia Ur Rehman

روزنامه نگار.

 

 

 

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر